تبليغاتX
JavadITman

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

جواب امام صادق به اسرار آفرینش اعضا و جوارح

با سلام

در پست قبل قسمتی از مناظره امام صادق را با یک طبیب هندی رو گذاشتم ولی جواب هایی که امام رضا در پی عدم پاسخ گویی طبیب هندی توضیح داده بودند رو نگذاشته بودم که در این پست می گذارم ، ان شاالله که لذت ببرید.

حضرت فرمودند : که من جواب این سوالات را می دانم .

هندی عرض کرد : جواب ها را بیان فرمایید.

حضرت فرمودند : این که سر از یک استخوان درست نشده بلکه از چند تکه استخوان که به هم پیوند شده اند تشکیل یافته جهتش آن است که چون سر مجوف و تو خالی است لذا اگر از استخوان یک تکه درست می شد شکست و شکافته شدنش به مراتب سهل تر و زودتر صورت می گرفت تا حالا که از چند تکه تشکیل شده است.

و اما این که مو بالای سر قرار داده شده جهتش آن است که روغن وقتی به مو می رسد به وسیله آن به مغز خواهد رسید و چون موها تو خالی و مجوف می باشند از سر آنها بخار داخل مغز خارج می شوند و نیز حرارت و سرمایی که بر مغز وارد می شوند به وسیله همین موها به بیرون می روند.

و اما جهت خالی بودن پیشانی از مو آن است که نور از طریق آن به چشم ها می رسد و لازمه آن این است که مصب نور مو نداشته باشد.

و حق تبارک و تعالی در پیشانی خطوط و شیارها را به خاطر این قرار داد که عرق سرازیر از طرف سر به جانب چشم را حبس نموده و به مقداری که انسان آنها را از خود دور می کند مهارشان نمایند همچون نهرهای روی زمین که آبها را حبس و نگاهداری می کنند.

و ابروها را به خاطر آن بالای چشم آفرید تا از ورود نور زائد بر مقدار حاجت بر چشم جلوگیری نمایند و شاهد این گفتار آن است که وقتی نور زائد به چشم ها متوجه شده و موجب ایذاء و آزار می گردد انسان دست خود را بالای دو چشم به حالت سایبان قرار داده تا فقط از مقدار مورد حاجت و کفایت آن بهره ببرد.

و بینی را به خاطر آن بین دو چشم قرار داد تا نور به واسطه آن به دو قسمت مساوری تقسیم شده و هر کدام به نحو تساوری به چشم ها وارد شوند.

و چشم را به این جهت به شکل بادام آفرید تا میلی که حامل دواء و دارو است در آن جریان و حرکت پیدا کند و بیماری از آن خارج گردد چه آن که اگر به شکل مربع یا دایره می بود هرگز میل در آن جریان پیدا نمی کرد و دارو به چشم نمی رسید.

و منفذ بینی را به خاطر آن در قسمت پائین قرار داد تا بیماری های سرازیر از مغز در آن جریان پیدا نموده و به سهولت خارج شده و از طرفی بوها در آن متصاعد شده و به مشام برسند در حالی که اگر منفذ بینی در بالا بود نه بیماری ناشی از مغز خارج می گشت و نه بوها به مشام می رسیدند.

و شارب (سبیل) و لب را بالای دهان به خاطر این جهت آفری تا ارجاس و آلودگی هایی که از مغز سرازیر شده و از منافذ بینی خارج می گردند وارد دهان نشده تا مزه و طعم غذا و شراب را بر انسان دگرگون نمایند.

و برای مردان ریش گذاشته تا به واسطه اش مرد از زن ممتاز شده و برای این منظور نیازی به نظر کردن به عورت نباشد.

و داندان های جلو را به خاطر آن تیز قرار داد که به واسطه آن شخص بتواند گاز بگیرد چنانچه پهن بودن دندان های عقب به این جهت است که شخص بتواند با آنها اشیاء را خرد و نرم کرده و غذا را نیک بجود و دراز بودن دندان نیش علتش آن است که این دندان از سائر دندان ها قوی تر و ثابت تر بوده لاجرم اتصال و اعتماد آنها بر این دندان موجب حفاظت و استحکام آنها بوده نظیر استوانه و تیر که در ساختمان ها کار گذاشته تا موجب محفوظ ماندن آجر ها و خشت ها  گردد.

و دو کف دست را از مو خالی قرار داد زیرا لمس کردن اشیاء با آنها صورت می گیرد لذا اگر در آنها مو روییده باشد انسان نمی تواند نرمی و زبری اشیاء را با لمس کردن در کند.

و مو و ناخن را از روح  داشتن حیات خالی قرار داد زیرا درازی و بلندی آنها در انسان چرکی و آلودگی به حساب آمده و موجب قبح منظر می شود چناچه کوتاهی آنها حسن و جمال محسوب می گردد از این رو انسان ملزم است آنها را کوناه کرده و از بلند شدنشان جلوگیری کند حال اگر در آنها روح و حیات باشد کوناه کردنشان موجب درد و الم خواهد بود از این رو خداوند منان آنها را فاقد روح و حیات قرار داده.

و اما این که چرا قلب به شکل دانه صنوبر یعنی کاج می باشد ، سر آن این است که قلب وارونه قرار گرفته و حق التعالی سر آن را باریک نموده تا در ریه و شش داخل گشته و به خنکی ریه آن نیز خنک شده و بدین ترتیب مغز از سوخته شدن در اثر حرار و گرمی قلب مصون می ماند.

و شش را در دو قطعه نمود تا با حرکت آن برودت و خنکی به تمام منافذ و مساقطش برسد.

و کبد را منحنی آفرید به خاطر آن که تمامش بر روی معده قرار گرفته و آن را سنگین نموده و فشار به آن دهد تا در نتیجه آنچه از بخار در معده هست بیرون رود. و کلیه را به این خاطر به شکل لوبیا آفرید تا منی نقطه به نقطه از روی آن رد می شود اذا اگر به شکل مربع یا دایره می بود نقطه اول ، نقطه دوم را حبس می کرد و منی جریان پیدا نمی نمود در نتیجه خروج و حرکتش فرو ریخته و به طرف کلیه حرکت می کند و نحوه حرکتش همچون حرکت کرم بوده که هرگاه قسمت مقدم بدنش قبض و جمع شود موخرش منبسط و باز می گردد و به عکس اگر قسمت اخیر بدنش قبض و جمع گردد مقدم آن منبسط و باز می شود منی نیز از طرف ستون فقزات به جانب کلیه پرتاب شده و اولا و ثانیا جریان پیدا می کند یعنی ابتدا قسمت مقدم دشته منی منبسط شده و به طرف جلو کشده می شود بعد قسمت موخر این رشته منبسط می گردد نظیر گلوله ای که از کمان پرتاب شده و مسافتی را طی می کند.

و اما این که در وقت حرکت مفصل زانو عقب داده می شود جهتش آن است که انسان در وقت حرکت و راه رفتن قسمت بالای بدنش به طرف جلو میل پیدا می کند لا جرم لازم است قسمت پائین بدن که مفصل زانو باشد به طرف عقب مایل شود تا بدین ترتیب تعادل در حرکت پیدا گردد ، پر واضح است اگر مفصل زانو نیز به طرف جلو میل پیدا کند به طور حتم انسان در موقع راه رفتن به زمین خورده و می افتد.

و اما این که قدم های پا را چرا اینطور قرار داد که جلو و پاشنه روی زمین واقع شده و قسمت وسط آن از زمین بالا می ایستد ؟ جهتش این است که اگر تمام اجزا قدم و همه کف پا روی زمین واقع شود مانند سنگ آسیا سنگین شده به طوری که حمل و نقلش بدون وسیله امکان ندارد و چون سنگ آسیا بر سر گردی خود قرار گیرد کودک نیز آن را جابجا کرده و حرکتش می دهد.

هندی عرضه داشت : این علم را از کجا تحصیل نموده اید ؟

حظرت فرمودند : از پدرانم و ایشان از رسول خدا اخذ نموده و آن حضرت از جبرئیل و جبرئیل از پروردگار عالمیان جل جلاله که تمام اجساد و ارواح را خلق کرده اخذ نموده است.

هندی عرضه داشت : راست فرمودید و من شهادت می دهم که معبودی غیر از معبود یگانه وجود ندارد و نیز شهادت می دهم که محمد رسول خدا و بنده او بوده و تو داناترین اهل زمان خود می باشی.

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 14:50 |  لینک ثابت   •