جمعه بیست و هفتم دی 1387
آهسته تر یزید!

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی رسوله و آله اجمعین
راست گفت خدای سبحان ، انجا که فرمود: سپس فرجام آنان که مرتکب گناه شدند ، این بود که آیات خدا را دروغ شمردند و به تمسخر آن پرداختند.
چه گمان کرده ای یزید؟!
اینکه راه های زمین و آفاق را بر ما بستی و ما را به سان اسیران به این سو آن سو راندی ،گمان می کنی که نشانگر خواری ما نزد خدا و عزت و بزرگی تو در نزد اوست؟
کبر ورزیدی،گردن فرازی کردی و به خود بالیدی و شادمان گشتی از اینکه دنیا به تو رو ی آورده و کارها بر وفق مرادت شده و ملک ما و حکومت ما یه سیطره ات در آمده؟!
کجا با این شتاب؟!
آهسته تر یزید !
فراموش کرده ای این فرموده خداوند را که :«آنان که کفر ورزیدند،گمان نکنند که مهلت ما به سود آنهاست.ما به آنان مهلت و فرصت می دهیم تا بر گناهشان بیفزایند و عذابی دردناک در انتظار آنهاست»
ای فرزند آزادشدگان به منت !آیا این از عدالت است که زنان و کنیزان تو در پرده باشند و دختران رسول الله، اسیر و آواره ؟
حجاب آنان را بدری ، روی انان را بگشایی و دشمنان ،آنان را از شهری به شهر دیگر ببرند و بیابانی و شهری بدانها چشم بدوزند و نزدیک ، دور و پست و شریف به تماشایشان بایستند در حالیکه نه از مردانشان سرپرستی مانده و نه از یاورانشان ،مددکاری.
چه توقع انتظاری است از فرزندان آن جگرخواری که جگر پاکان به دندان کشیده و گوشتش از خون شهیدان روئیده؟!
و چگونه در عداوت با ماشتاب نکند کسی که به ما به چشم بغض و کینه و خشم و دشمنی می نگرد و بی هیچ حیا و پرواییمی گوید :«ای کاش پدرانم بودند و از شادمانی فریاد می زدند:ای یزید! دست مریزاد!»
و بی شرمانه بر لب و دندان اباعبدالله ،سید جوانان اهل بهشت ،چوب می زند!
اگرچه روزگار مرا با تو هم گفتار کرد ولی من همچنان تو را حقیر می بینم و سرزنشت را لازم می شمرم و توبیخت را واجب می دانم.
عقلت منحرف و محدود است و ایام حکومت کوتاه و معدود . جمعیتت پراکنده و مطرود.
پس حمد سپاس از آن خدای جهانیان است که برای اولمان سعادت و مغفرت رقم زد و برای آخرمان شهادت و رحمت.
..............................................
التماس دعا
یا مهدی

