تبليغاتX
JavadITman

سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387

روشی جالب برای هنگامی که گوشی خیس میشود

سلام بر دوستان عزیزم

خوبین ، خوشین ، دماغتون چاقه ، سر کیف هستین . خدا رو شکر ، اگه از حال ما هم جویا باشین به دعای دوستان هنوز نفسی میاد و میره. این چند وقته به شدت درگیر سایتمون شدم و اصلا وقت به روز کردن وبلاگ رو ندارم . از شانس بد ما هم این تلفن خونه مادرخانوممون هم قطع شده ( به دلیل مکالمات زیاد و حضور پر شور بانو آذرماهی در فضای مجازی ) برای همین از حضور همسر ما هم فعلا تا این تلفونشون وصل نشه محرومیم.

حالا چند وقت پیش یک مطلب جالبی توی وبلاگ دائیم دیدم که قصد دارم کش برم و اینجا بگذارم و مطمئنا ایشون هم از یک جای دیگه کش رفته و اونجا هم از یک جای دیگه و حتی خود طرف این داستان هم از یک جای دیگه به این ماجرا پی برده.

هنگامی که گوشی خیس میشود !

تصور کنید ؛ با ذوق و شوق فراوان و البته هزینه ای فراوان تر ، گوشی موبایل خود را خریداری کرده اید!
اما یک غفلت کوچک کافی است تا با افتادن گوشی در داخل جوی آب و یا حتی سرویس بهداشتی (99% مواقع!) تمامی امید و آرزوهای شما نابود شود! تصور به این موضوع نیز بسیار دردناک است!
اما نه! اندکی صبر کنید! هنوز تا نابود شدن کامل گوشی زمان زیادی مانده!
در این ترفند قصد داریم تا با معرفی یک ترفند خارق العاده روشی را معرفی کنیم که گوشی شما اگر یک دوش حسابی هم گرفته باشد نجات پیدا کند !
ترفندی که در عین حال عجیب اما کاربردی است !

ابتدا به این داستان واقعی توجه کنید ! :

Ernesto Londoño ، خبرنگار واشنگتن پست ، پس از یک دوچرخه سواری طولانی به خانه برمیگردد و
شروع میکند به شستن دست و رویش ، اما از آنجایی که کیف وسایل همراهش را بدجایی قرار بود ، ناگهان در چند لحظه کیف برمیگردد و گوشی BlachBerry نازنین 450 دلاریش در درون توالت می افتد!
پس از اینکه از شوک حادثه خارج میشود ، سریع گوشی را از آب خارج میکند ، باتری گوشی را در می آورد و شروع به خشک کردن گوشی با سشوار میکند!
اما پس از اندکی هنگامی که میبینید این روش موثر نیست و گوشی نیز وارد حالت کما شده است ،
به یکی از دوستانش که در این زمینه تخصص داشته تماس میگیرد و از او کمک میخواهد. دوست عزیز هم در پاسخ او میگوید که گوشی را در یک ظرف پر از برنج نپخته بگذارد! بله! برنج نپخته! همگی ما دیده ایم که برنج خاصیت جذب رطوبت دارد و با اصول خیس کردن برنج هم آشنا هستیم ولی این نکته دیگر واقعأ ظریف است! سر انجام پس از اینکه گوشی یک روز در داخل ظرف برنج می ماند ، کاملأ سالم و مانند روز اولش میشود و بدون هیچ مشکلی قابل استفاده میگردد .

این جناب خبرنگار هم تجربه گرانقیمتش را در واشنگتن پست برای عموم نوشته است ، البته آن دوستی که این روش را برای او توضیح داده است نامش فاش نشده چرا که ظاهرأ وی برای یکی از شرکتهای گارانتی یا مشابه آن کار میکند و فاش شدن نامش برای او دردسر ساز خواهد بود .


البته من این روش رو امتحان نکردم ، هر بلایی سر گوشیتون اومد پایه خودتون

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 0:25 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه دهم اسفند 1387

وب سایت من و پسر عموم

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

خوب یک دو هفته ای ما رو ندیدید  ، به نظر خیلی مسرور باشین . من با توجه با صحبت های دوستان و روحیات خودم تصمیم گرفتم که وبلاگ رو هر موقع که سر حال بودم به روز کنم تا از محتوی کاسته نشه.

مطلبی که می خواستم توی این پست ذکر کنم ، این بود که با کمک پسر عموم و جمعی از بزرگان یک وب سایت جامع مدیریت به دو زبان انگلیسی و فارسی زدیم که به نظر من حرفی برای گفتن در این زمینه در فضای مجازی داره. و سعیمون بر این است که در یک مدت کوتاه به وب سایت جامع مدیریت در اینترنت تبدیلش کنیم.

ان شاالله هم از این وب سایت دیدن بفرمایید و ما رو هم از نظرات سازندتون بی دریغ نگذارید ( البته به جز خوارج)

برای دیدن وب سایت اینجا رو کلیک کنید

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 14:16 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه بیست و ششم بهمن 1387

جواب امام صادق به اسرار آفرینش اعضا و جوارح

با سلام

در پست قبل قسمتی از مناظره امام صادق را با یک طبیب هندی رو گذاشتم ولی جواب هایی که امام رضا در پی عدم پاسخ گویی طبیب هندی توضیح داده بودند رو نگذاشته بودم که در این پست می گذارم ، ان شاالله که لذت ببرید.

حضرت فرمودند : که من جواب این سوالات را می دانم .

هندی عرض کرد : جواب ها را بیان فرمایید.

حضرت فرمودند : این که سر از یک استخوان درست نشده بلکه از چند تکه استخوان که به هم پیوند شده اند تشکیل یافته جهتش آن است که چون سر مجوف و تو خالی است لذا اگر از استخوان یک تکه درست می شد شکست و شکافته شدنش به مراتب سهل تر و زودتر صورت می گرفت تا حالا که از چند تکه تشکیل شده است.

و اما این که مو بالای سر قرار داده شده جهتش آن است که روغن وقتی به مو می رسد به وسیله آن به مغز خواهد رسید و چون موها تو خالی و مجوف می باشند از سر آنها بخار داخل مغز خارج می شوند و نیز حرارت و سرمایی که بر مغز وارد می شوند به وسیله همین موها به بیرون می روند.

و اما جهت خالی بودن پیشانی از مو آن است که نور از طریق آن به چشم ها می رسد و لازمه آن این است که مصب نور مو نداشته باشد.

و حق تبارک و تعالی در پیشانی خطوط و شیارها را به خاطر این قرار داد که عرق سرازیر از طرف سر به جانب چشم را حبس نموده و به مقداری که انسان آنها را از خود دور می کند مهارشان نمایند همچون نهرهای روی زمین که آبها را حبس و نگاهداری می کنند.

و ابروها را به خاطر آن بالای چشم آفرید تا از ورود نور زائد بر مقدار حاجت بر چشم جلوگیری نمایند و شاهد این گفتار آن است که وقتی نور زائد به چشم ها متوجه شده و موجب ایذاء و آزار می گردد انسان دست خود را بالای دو چشم به حالت سایبان قرار داده تا فقط از مقدار مورد حاجت و کفایت آن بهره ببرد.

و بینی را به خاطر آن بین دو چشم قرار داد تا نور به واسطه آن به دو قسمت مساوری تقسیم شده و هر کدام به نحو تساوری به چشم ها وارد شوند.

و چشم را به این جهت به شکل بادام آفرید تا میلی که حامل دواء و دارو است در آن جریان و حرکت پیدا کند و بیماری از آن خارج گردد چه آن که اگر به شکل مربع یا دایره می بود هرگز میل در آن جریان پیدا نمی کرد و دارو به چشم نمی رسید.

و منفذ بینی را به خاطر آن در قسمت پائین قرار داد تا بیماری های سرازیر از مغز در آن جریان پیدا نموده و به سهولت خارج شده و از طرفی بوها در آن متصاعد شده و به مشام برسند در حالی که اگر منفذ بینی در بالا بود نه بیماری ناشی از مغز خارج می گشت و نه بوها به مشام می رسیدند.

و شارب (سبیل) و لب را بالای دهان به خاطر این جهت آفری تا ارجاس و آلودگی هایی که از مغز سرازیر شده و از منافذ بینی خارج می گردند وارد دهان نشده تا مزه و طعم غذا و شراب را بر انسان دگرگون نمایند.

و برای مردان ریش گذاشته تا به واسطه اش مرد از زن ممتاز شده و برای این منظور نیازی به نظر کردن به عورت نباشد.

و داندان های جلو را به خاطر آن تیز قرار داد که به واسطه آن شخص بتواند گاز بگیرد چنانچه پهن بودن دندان های عقب به این جهت است که شخص بتواند با آنها اشیاء را خرد و نرم کرده و غذا را نیک بجود و دراز بودن دندان نیش علتش آن است که این دندان از سائر دندان ها قوی تر و ثابت تر بوده لاجرم اتصال و اعتماد آنها بر این دندان موجب حفاظت و استحکام آنها بوده نظیر استوانه و تیر که در ساختمان ها کار گذاشته تا موجب محفوظ ماندن آجر ها و خشت ها  گردد.

و دو کف دست را از مو خالی قرار داد زیرا لمس کردن اشیاء با آنها صورت می گیرد لذا اگر در آنها مو روییده باشد انسان نمی تواند نرمی و زبری اشیاء را با لمس کردن در کند.

و مو و ناخن را از روح  داشتن حیات خالی قرار داد زیرا درازی و بلندی آنها در انسان چرکی و آلودگی به حساب آمده و موجب قبح منظر می شود چناچه کوتاهی آنها حسن و جمال محسوب می گردد از این رو انسان ملزم است آنها را کوناه کرده و از بلند شدنشان جلوگیری کند حال اگر در آنها روح و حیات باشد کوناه کردنشان موجب درد و الم خواهد بود از این رو خداوند منان آنها را فاقد روح و حیات قرار داده.

و اما این که چرا قلب به شکل دانه صنوبر یعنی کاج می باشد ، سر آن این است که قلب وارونه قرار گرفته و حق التعالی سر آن را باریک نموده تا در ریه و شش داخل گشته و به خنکی ریه آن نیز خنک شده و بدین ترتیب مغز از سوخته شدن در اثر حرار و گرمی قلب مصون می ماند.

و شش را در دو قطعه نمود تا با حرکت آن برودت و خنکی به تمام منافذ و مساقطش برسد.

و کبد را منحنی آفرید به خاطر آن که تمامش بر روی معده قرار گرفته و آن را سنگین نموده و فشار به آن دهد تا در نتیجه آنچه از بخار در معده هست بیرون رود. و کلیه را به این خاطر به شکل لوبیا آفرید تا منی نقطه به نقطه از روی آن رد می شود اذا اگر به شکل مربع یا دایره می بود نقطه اول ، نقطه دوم را حبس می کرد و منی جریان پیدا نمی نمود در نتیجه خروج و حرکتش فرو ریخته و به طرف کلیه حرکت می کند و نحوه حرکتش همچون حرکت کرم بوده که هرگاه قسمت مقدم بدنش قبض و جمع شود موخرش منبسط و باز می گردد و به عکس اگر قسمت اخیر بدنش قبض و جمع گردد مقدم آن منبسط و باز می شود منی نیز از طرف ستون فقزات به جانب کلیه پرتاب شده و اولا و ثانیا جریان پیدا می کند یعنی ابتدا قسمت مقدم دشته منی منبسط شده و به طرف جلو کشده می شود بعد قسمت موخر این رشته منبسط می گردد نظیر گلوله ای که از کمان پرتاب شده و مسافتی را طی می کند.

و اما این که در وقت حرکت مفصل زانو عقب داده می شود جهتش آن است که انسان در وقت حرکت و راه رفتن قسمت بالای بدنش به طرف جلو میل پیدا می کند لا جرم لازم است قسمت پائین بدن که مفصل زانو باشد به طرف عقب مایل شود تا بدین ترتیب تعادل در حرکت پیدا گردد ، پر واضح است اگر مفصل زانو نیز به طرف جلو میل پیدا کند به طور حتم انسان در موقع راه رفتن به زمین خورده و می افتد.

و اما این که قدم های پا را چرا اینطور قرار داد که جلو و پاشنه روی زمین واقع شده و قسمت وسط آن از زمین بالا می ایستد ؟ جهتش این است که اگر تمام اجزا قدم و همه کف پا روی زمین واقع شود مانند سنگ آسیا سنگین شده به طوری که حمل و نقلش بدون وسیله امکان ندارد و چون سنگ آسیا بر سر گردی خود قرار گیرد کودک نیز آن را جابجا کرده و حرکتش می دهد.

هندی عرضه داشت : این علم را از کجا تحصیل نموده اید ؟

حظرت فرمودند : از پدرانم و ایشان از رسول خدا اخذ نموده و آن حضرت از جبرئیل و جبرئیل از پروردگار عالمیان جل جلاله که تمام اجساد و ارواح را خلق کرده اخذ نموده است.

هندی عرضه داشت : راست فرمودید و من شهادت می دهم که معبودی غیر از معبود یگانه وجود ندارد و نیز شهادت می دهم که محمد رسول خدا و بنده او بوده و تو داناترین اهل زمان خود می باشی.

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 14:50 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه نوزدهم بهمن 1387

اسرار آفرینش اعضا و جوارح در انسان

حضرت امام صادق روزی به مجلس منصور وارد شدند و در آنجا مردی از اهل هند بود که کتابهای طبی را می خواند ، حضرت به خاطر خواندند وی سکون کرده و چیزی نفرموند ، خواندن هندی که تمام شد به امام عرض کرد :

ای ابوعبدالله از آنچه با من هست طالب چیزی هستی (یعنی می خواهی از علم طب به شما تعلیم کنم) ؟

حضرت فرموند : خیر ، زیرا با من چیزی هست بهتر از آنچه با تو باشد.

عرضه داشت : آن چه می باشد ؟

حضرت فرموند : طبیعت حار و گرم را با ماکولات و مشروبات بارد و سرد و بالعکس طبیعت سرد را با حار و گرم مداوا نموده ، و نیز مزاج های مرطوبی را با ماکولات و مشروبات خشک و بالعکس امزجه خشک را با اودیه رطوبی معالجه کرده و در عین حال شفا را از خدای عزوجل خواستار بوده و فرموده رسول خدا (ص) را به کار گرفته که فرمودند :

معده مرکز و جایگاه بیماری است و پرهیز و مراقبت دارو محسوب می شود. و بدن را با آنچه عادت کرده مراعات و مراقبت می کنم.

هندی گفت : طب فقط همین است و چیز دیگری نیست.

امام فرمودند : آیا می پنداری این دستوارت را از کتب طبی برداشته و استفاده کرده ام ؟

مرد هندی عرض کرد : بلی

اما فرمودند : اینطور نیست به خدا سوگند این دستورات را فقط از خداوند سیحان گرفته ام.

سپس حضرت به وی فرموند : من به علم طب آگاه تر هستم یا تو ؟

هندی عرضه داشت : من .

امام فرموند : سوالی از تو می کنم .

هندی عرضه کرد : بپرسید.

امام فرمودند : چرا در سر چند استخوان بوده و با هم پیوند خورده اند و علتش چیست که سر از یک استخوان تشکیل نشده است ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

امام فرمودند : برای چه مو بالای سر قرار داده شده است ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : چرا پیشانی از مو خالی است ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : برای چه ابروها بالای چشمان می باشد ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : چرا هیئت چشم ها همچون بادام و به شکل آن می باشد ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم

حضرت فرمودند : برای چه بینی بین دو چشم واقع شده ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : چرا منفذ بینی در قسمت پائین قرار داده شده ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : برای چه لب و شارب (سبیل) بالای دهان قرار داده شده ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : برای چه دندان های جلو تیز و دندان های عقب (دندان آسیا) عریض و پهن و دندان نیش دراز می باشد ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : برای چه مردان ریش دارند ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : برای چه در کف دست ها موی نیست ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : برای چه ناخن و موی روح ندارند ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : چرا قلب به شکل صنوبر (میوه درخت کاج) می باشد؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : چرا ریه و شش دو قطعه بوده و حرکتش سیری نبوده بلکه در جای خودش می باشد ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : چرا کبد و جگر منحنی شکل است ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : چرا کلیه به شکل دانه لوبیا است ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : چرا در وقت حرکت مفصل زانو به طرف عقب می رود ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : چرا وسط قدم پا به زمین نرسید و جلو و قسمت موخرش تنها روی زمین گذارده می شود  ؟

هندی عرضه داشت : نمی دانم.

حضرت فرمودند : من جواب این سوالات را می دانم.

هندی عرضه کرد : جواب ها را بیان فرمایید.


این مناظره بسیار زیبا را از کتاب علل الشرایع شیخ صدوق برداشتم . به دلیل اینکه مطلب طولانی نشه جوابهای بسیار زیبای امام صادق (ع) رو که بیشترش رو علم تازه اکنون بهش رسیده رو در پست بعدی می گذارم

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 10:37 |  لینک ثابت   • 


 

جمعه یازدهم بهمن 1387

نکات زیبا درباره لباس ، رنگ آن و نوع پوشیدن آن

با سلام

قبل از اینکه درباره پست جدیدم صحبت کنم لازم می دونم که درباره مطلب قبلی یک توضیحی بدهم . این عزیزمون شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی این قضیه عاشورا رو بسیار مفصل توضیح دادند ، ما هم اومدیم و نه قبلش رو گفتیم و نه بعدش رو و یهو چند صفحه اش رو از همون وسط ها نوشتیم که باعث سو تفاهم شد. به هر حال سید بزرگوار توی نظرشون قشنگ توضیح دادند و هدف من هم از زدن اون پست این بود که هر چیزی رو بدون تعقل قبول نکنیم چون دامنه تحریف ها گسترده است. ولی خدا رو شکر حرکتهای بسیار دقیق و هوشمندانه ای در این زمینه صورت گرفته است. و حالا درباره لباس ==>


فضیلت تجمل و زینت

در حدیث معتبر وارد شده است که سفیان ثوری که از مشایخ صوفیه است به مسحدالحرام آمد ، دید که حضرت امام جعفر صادق (ع) نشسته و جامه های نیکو پوشیده است ، گفت : والله بروم و او را بر این جامه ها سرزنش کنم ، پس نزدیک آمد و گفت : ای پسر رسول خدا والله که پیغمبر چنین جامه ای نپوشیده است و هیچ یک از پدرانت چنین جامه ای نپوشیده اند . حضرت فرمود که : رسول خدا در زمانی بودند که روزی بر مردم تنگ آمده بود ، امروز بر مردم روزی فراخ است ، سزاوارترین مردم به مصرف نعمتهای خدا نیکانند ، پس این آیه را خواند که گذشت ، و فرمودند که : ما سزاوارترین مردمیم به تصرف کردن در آنچه خدا عطا کرده است . ای ثوری این جامه را که می بینی برای مردم پوشیده ام ، پس دامن جامه را بالا کردند و به او نمودند جامه گنده که در زیر پوشیده بودند و فرمودند که این جامه گنده را برای خود پوشیده ام و این جامه نیکو را برای مردم ، پس دست زندن و جامه بالای سفیان را دور کردن ، او در زیر جامه گنده ، جامه نازکی پوشیده بود ، فرمودند که : جامه پائین را برای لذت نفس خود پوشیده و جامه بالا را برای فریب دادن مردم پوشیده ی.

در بیان رنگها

بهترین رنگها در جامه ، سفید است و بعد از آن زرد و بعد از آن سبز و بعد از آن سرخ نیمرنگ (مخصوصا برای تازه داماد ها) و کبود و عدسی ، مکروه است . سرخ تیره خصوصا در نماز و پوشیدن جامه سیاه کراهت شدید دارد در همه حال ، مگر در عمامه و عبا و موزه. بهترین رنگها در نعل رنگ زرد است و بعد از آن سفید و بهترین رنگها در موزه و چکمه سیاه است و در سفر سرخ خوب است.

در بیان آداب زیر جامه پوشیدن

از حضرت ابی عبدالله منقول است که حق تعالی وحی فرمود به حضرت ابراهیم که زمین به من شکایت می کند از دیدن عورت تو ، پس میان عورت خود و زمین حجابی قرار بده ، پس زیر جامه تا زانو به عمل آورد و پوشید.از حضرت امیرالمومنین (ع) منقول است که پیغمبران پیراهن را پیش از زیرجامه می پوشیدند. در روایت دیگر وارد شده است که ایستاده و رو به قبله و رو به آدم مپوش. از حضرت امیر منقول است که زیر جامه را ایستاده پوشیدن مورث اندوه است.

در باب اسراف در لباس پوشیدن

از امام صادق (ع) به سند معتبر منقول است که اسراف آن است که جامه اندرون و بیرون یکی باشد. در حدیث دیگر منقول است که اسحق عمار از آن حضرت پرسید که می تواند مومن ده پیراهن داشته باشد ؟ فرمودند : بلی ، گفت بیست پیراهن چطور ؟ فرمودند : بله این اسراف نیست ، اسراف آن است که جامه ای که باید زینت نگاه داشته بشود به عوض جامه ای که در وقت دیگر بپوشند ، بپوشی.

منبع حلیه المتقین نوشته علامه محمد باقر مجلسی

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 20:58 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه پنجم بهمن 1387

روضه خوانی دروغ است.

سلام بر دوستان عزیز

این نوشته زیر قسمتی از کتاب حماسه حسینی جلد اول نوشته استاد مرتضی مطهری است. من که خوندمش واقعا تکون خوندم و متوجه شدم این همه گریه که برای امام حسین تو مراسم های عزاداری می کردم ، گریه برای یک شخصین افسانه ای بوده است نه امام حسین.حالا فهمیدم که چرا اون همه گریه برای امام حسین تاثیر مثبتی نداشت بود.

کتاب معروفی است به نام روضه الشهدا که نویسنده آن ملاحسین کاشفی است . حاجی نوری می گوید این داستان زعفر جنی و عروسی قاسم اول بار در کتاب این مرد نوشته شده و من این کتاب را ندیده بودم و خیال می کردم در آن یکی دو تا از این حرفهاست . بعد که این کتاب را که به فارسی هم هست و تقریا 500 سال پیش تالیف شده است رو مطالعه کردم . ملاحسین مرد ملا و با سوادی بوده و کتابهائی هم دارد و صاحب انوار سهیلی است . تاریخش را که می خوانیم معلوم نیست شیعه بوده یا سنی و اساسا مردی بوقلمون صفتی بوده است. بین شیعه ها که می رفته خودش را شیعه صد در صد و مسلم معرفی می کرده و بین سنیها که می رفته خودش را حنفی نشان می داده است . اهل سبزوار است و سبزوار مرکز تشیع بوده است و مردم هم متعصب در تشیع. در سبزوار شیعه صد در صد بوده و گاهی که به هرات می رفته ( شوهر خواهر و یا باجناق عبدالرحمن جامی بوده است) در آنجا سنی بوده و به روش اهل تسنن. واعظ هم بوده ولی تا در سبزوار بوده ذکر مصیبت می کرد و وفاتش در حدود 190 بوده است یعنی در اویل قرن دهم یا اواخر قرن نهم.

اولین کتابی که در مرثیه به فارسی نوشته شوه ، همین کتاب است که در پانصد سال پیش نوشته شده است . قبل از این کتاب مردم به منابع اصلی مراجعه می کردند. شیخ مفید رضوان الله علیه ((ارشاد)) را نوشت است و چقدر متقن نوشته است . ما اگر به ((ارشاد)) شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم ، احتاج بجای دیگر نداریم . من نمی دانم این بی انصاف چه کرده است !! وقتی که این کتاب را خواندم دیدم حتی اسمها جعلی است ! یعنی در اصحاب امام حسین اسمهایی را ذکر می کند که اصلا وجود نداشته اند ، در میان دشمن هم اسمهایی را می گوید که همه جعلی است. داستانها را بشکل افسانه در آورده است.

این کتاب چون اولین کتابی است که به زبان فارسی نوشته شد ، لذا مرثیه خوانها که اغلب بی سواد بودند و به کتابهای عربی مراجعه نمی کردند ، همین کتاب را می گرفتند و در مجالس ار رو می خوندند. اینست که امروز مجالس عزاداری امام حسین رو روضه خوانی می گوئیم .

در زمان امام حسین و حضرت صادق و امام حسن عسکری اصطلاح روضه خوانی رایج نبوده و بعد ، در زمان سید مرتضی و خواجه نصرالدین طوسی هم روضه خوانی نمی گفتند . از پانصد سال پیش به این طرف اسمش روضه خوانی شده ، روضه خوانی یعنی خواندن کتاب روضه شهدا ، یعنی خواندن همان کتاب دروغ .  از وقتی که این کتاب بدست مردم افتاد ، کسی تاریخ واقعی امام حسین را مطالعه نکرده است.

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 13:57 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه بیست و یکم دی 1387

سلام غزه

سلام گرم خدمت تمامی عزیزان

خودتون از ما بهتر خبر دارید ، یک چند هفته ای است که این اسرائیلی های حروم زاده خواب و خوراک رو از ما گرفتند ( البته نه همه ها ، بعضی ها انگار نه انگار تازه کیفشون هم کوک هستش ) هم موقع نهار و یا شام می شه این اخبار یک تصاویری نشون می ده که لامذهب دل سنگ هم باشه آب می کنه ( البته جالب هست بدونید که خیلی ها ، حتی توی آمریکا نمی دونید جنگی اتفاق افتاده و اگر هم بدونند بر این تصور هستند که این فلسطینی های غاصب با اون بمب های دست ساز با کلاهک اتمی دارند این اسرائیلی های طفلکی رو لت و پار می کنند ، ببینید که این رسانه های گروهی بزرگ دنیا که همه اش در دست صهونیست ها است چیکار می کنند) من از این ناراحت نیستم که چرا سازمان حقوق بشر کاری نمی کند ، چون تعریف آن ها از حقوق بشر یعنی حقوق یهود ، اصلا بشر یعنی یهود و غیر یهود را حیوان می پندارند ، برید و این پرتوکل های یهود رو بخوانید تا متوجه بشین 60 سال پیش اون کور یک چشم بی پدر و مادر که این تخم صهونیسم رو کاشت و الان در کارتون های تام و جری کودکان این مرز و بوم دارند به عنوان یک شخصیت قهرمان به خوردشون می دهند نوشته است همان گونه که به حیوان خود غذا می دهید به آنان که تو را قبول دارند غذا بده و تیمارشون کن و بقیه رو با سنگ سر ببران ، آیا می دونید این فلسطینی های بدبخت رو که اسیر می کنند با سنگ سر می برند و حاضر نیستند یک تیر بزنند چون آن را اسراف می دونند.

من از این اروپایی ها انتظاری ندارم چون این یهودی ها بعد از جنگ های صلیبی تخمشان را کشیده اند و به خاک سیاه نشانده اند و از آنان به عنوان نمونه آزامایشگاهی خود استفاده می کنند و دیگر تاب حرف زدن را ندارند .

من از اذهان عمومی انتظاری ندارم ، چون اون زمانی که بمب اتم کشف شد نتونستند رابطه بمب اتم را با همزمانی تاسیس رسمی حکومت یهود را کشف کنند و هم اکنون که بمب نوترونی را کشف کردند (این یک نوع بمبی هست که فقط جانداران را می کشد و همه تاسیسات را سالم نگه می دارد) نتوانسته اند رابطه آن را با اکشافات مریخ کشف کنند و شاید هم هنوز نتوانستند حدس بزنند که چرا این یهودی ها برای چی در به در به دنبال آب در کره مریخ هستند نکند که می خواهند همه یهودی ها را به آنجا ببرند و زمین را از شر هر چه حیوان است یا این بمب های نوترونی بکنند.

ای خدا این عرب ها چرا اینقدر خرند ، چرا نمی فهمند اگر امروز حماس رو از بین ببرند فردا کرانه باختری ، پس فردا  مصر و ........ . این اعراب از همان زمان عیسی از این یهودی ها هر سری نیرنگ می خورند ولی باز به دلیل عرب بودنشون خریت می کنند.حالا می فهمم که حضرت علی (ع) چه کشیده است از آنها.

خوشبختانه حرکتهای خود جوش خوبی در کشورمون انجام شده است از طرف مردم مثلا از تحریم های کالا ها گرفته تا تجمع ها ، تظاهرات و درگیریها . که در سخنرانی آقامون و تشکر از این حرکت ها دل همون رو گرم کرد. ما هم توی مشهد حرکت های بسیار زیادی رو انجام دادیم از قبیل تجمع در مقابل سرکنسولگری عربستان دو مرتبه و فرودگاه و وزارت خارجه شمال و شرق که همه این تجمع ها با حضور گسترده تمامی دانشجویان مخلص صورت گرفت که نشانگر حضور گسترده و آماده آحاد مرد ایران است (البته خالی از عریضه نماند که نیروی انتظامی هم خیلی همکاری کرد اولش اجازه داد یک دقیقه سنگ بزنیم بعدش هم چی اومدن دنبالمون و گاز اشک آور می زدند که باید می آمدین و می دید ، دمشون گرم خوب عکس العمل نشون دادند).

فقط یک توصیه از امامان و علمای بزرگ برای همون داشتم که برای امر ظهور خود را آماده کنید که وقتی رخ دهد دیگر زمان خودسازی نیست. به امید موفقیت حتمی غزه


راستی هفته پیش 5 تا شهید گمنام رو آوردند و در دانشگاه ما به خاک سپردند. نمی دونید عجیب حال و هوای دانشگاه عوض شده است. ان شاالله که همیشه همینگونه باشد و ما به مسئولیت خودمون عمل کنیم و از آن سمت هم آن یک ذره بوی گند ریایی که از بعضی از حرکت ها بلند شده بخوابد

 بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 13:45 |  لینک ثابت   • 


 

دوشنبه دوم دی 1387

ضرب المثل های اصیل ایرانی قرن 21

سلام دوستان عزیز

باورتون می شه از جمعه روزی حداقل 9 ساعت تو اینترنت بودم ولی وقت نکردم وبلاگ رو به روز کنم؟؟؟؟؟؟   (خوب اگه باورتون بشه جای تعجب داره) جاتون خالی داریم یک سایت می زنیم توپ ، ان شاالله تا چند وقت دیگه رو نمایش می کنیم.

اساتید و بزرگان ادبیات فارسی برای اینکه در آینده ای نه چندان دور، بعضی از ضرب المثل های اصیل ایرانی - به علت وجود بعضی از لغات و اصطلاحات - از بین نروند، تصمیم گرفتند که برخی از این ضرب المثل ها را به گونه زیر بازسازی کنند:( قسمتیش برگرفته از فورام پی سی سون)

بیفستراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!

موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!

آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان می گردیم!

آب که سر بالا میره، قورباغه "هوی متال" میخونه!!!

پرادو سواری دولا دولا نمیشه!

نابرده رنج گنج میسر نمی شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد

"کافی میت" نخورده و دهن سوخته!

اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!

پاتو از پارکتت درازتر نکن!

هری پاتر آخرش خوشه!

گیرم پاپی تو بود فاضل --- از فضل پاپی تو را چه حاصل

ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!

ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!

بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!

سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!

آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!

راستی یادم رفت بگم که آقای سلحشور توی سریال یوسف اون سکانسی که یوسف و زلیخا با هم توی اتاق تنها بودند رو 25 مرتبه گرفت چون این یوسف (آقای زمانی) متوجه نمی شد ، که عزیز من تو باید امتناع کنی.

بچه ها موفق باشید.

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 16:0 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه بیست و سوم آذر 1387

صلوات

سلام امیدان آقا

بابا این شنبه ها چقدر زود زود داره میاد ، هنوز خستگی آپ قبلیمون از تنمون خارج نشده ، دوباره باید مطلب بزنی ولی چیکار کنیم ، عشق دوستان خستگی رو از تن بیرون می کنه.

چند وقت پیش یک نکته و یک حدیث درباره صلوات شنیدم خیلی خیلی برام جالب بود گفتم براتون بگم. من یکی از علمایی که خیلی براشون احترام قائلم هستم و خیلی تاثیرگزار بودند در تشکیل پایه های فکریم جناب استاد نظافت بودند که الحق خیلی روحانی فرهیخته مثل ایشون کم داریم.

تو یکی از سخنرانی هاشون اینجوری داشتن درباره صلوات می گفتند که : شماها باید صلوات بر پیامبر را به این دید نگاه کنید که خود خدا اول گفت که خودش به همراه ملائکه بر پیامبر ( ان الله و ملائكته يصلون على النبي ) درود و تهنیت می فرستند ، حال چه افتخاری بزرگی که شما هم دارین در این راستا و با حضور این حاضرین بر پیامبر درود می فرستید و از سوی دیگه این صلوات یک هبه و هدیه از سمت ما به سوی پیامبر (ص) است ، که ما از طرفی دیگر حدیثی داریم که می گویند هر وقت چیزی رو براتون هدیه آوردند ، در همان اندازه و چه بهتر بیشتر از آن به شخص هدیه دهنده ، هدیه بدهید . پس با یک حساب دو دو تا چهار تا متوجه می شیم که ما با صلوات بیش از اینکه هدیه ای برای پیامبر می فرستیم برای خودمون بر می گرده ، پس هر چی می تونیم بیشتر و با توجه صلوات بفرستیم تا حساب ذخیره ارزیمون پرتر بشه.

راستی یک حدیث دیگه هم داریم که پیامبر می فرمایند : بر ما جفا می کند هر کسی که صلوات رو بلند نفرستد. یاد حرف پناهیان هم افتادم که تو یک سخنرانی در خدمت مقام معظم رهبری می گفتند آنان که درد دین دارند و نه دین خانگی صلوات رو بلند می فرستند.

پس آقا بفرستید صلوات رو بلند با و العجل فرجهم

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 21:52 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه شانزدهم آذر 1387

نانازها،تشکر،اتوبان،خطبه،عکسهای خفن

سلام نانازها (چند روز پیش داشتیم با یکی از دوستان صحبت می کردیم ، بهم به شوخی گفت جواد تو از وقتی داماد شدی همون نصف دینی هم داشتی از دست دادی.)

دیگه دوستان شرمندتون یک چند وقته این وبلاگ روز های شنبه که من باید به روزش کنم کج و موج به روز می شه ما رو ببخشید.من فرصت رو غنیمت بشمرم و از همه بلاخص پدر و مادر و بعد پدر و مادر زنم بعد اقوام و بعد همه عزیزانی که واقعا بیچارمون کردن ما رو خراب معرفتشون کردن و تو این روند ازدواج و بلاخص مراسم تالارمون کمک کردند تشکر کنم و دست همتون رو می بوسم(البته به نیابت از همسرم هم) ولی خداییش بعضی از هم رشته ای ها مرام هایی زدند که ما لایقش نبودیم.

یکی از دوستان تعریف میکرد:

یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده...
لذا به عادت دیرینه ی ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب!
اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه...
سرت رو درد نیارم، پلیس میاد و اول با راننده ی فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه:
ما باید این آقا رو بازداشت کنیم، ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما تو اتوبان داشتی دنده عقب میرفتی!!!

خوب حالا یک قسمتی از خطبه 17 نهجه البلاغه هم براتون بگذارم و بعد هم چند تا عکس و بعد هم التماس دعا. بچه ها ببینید این خطبه رو انگار امام علی برای امروز ما گفته : به خدا شکایت می کنم از مردمی که در  جهالت زندگی می کنند و با گمراهی می میرند. در میان آنها ، کالایی خوارتر از قرآن نیست ; و اگر آن را تحریف کنند در نزد آنان ; چیزی زشت تر از معروف و نیکوتر از منکر نمی باشد.

جاتون خیلی تو یک مراسمی در حد مرگ نسکافه خوردیم بعد دیگه کار به جاهای باریک کشید


دستشویی اسلامی ویژه متاهلین :

به این میگن مسابقه پیشینگ !!!(دمش گرم اون سمت راستی ، عجب توانایی)

بعضی از روایات هستند که واقعا جای تامل دارند

آقامون دلبر ، دلها رو می بره

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:29 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه دوم آذر 1387

روز زیارتی ، تالار ما ، ITPF2008

سلام
امروز شنبه بیست و یکم ذی القعده روز زیارتی مخصوص امام رضا هستش . دوستام زنگ زدند بریم حرم از اونور هم خانومم زنگ زدش گفت بیا با هم بریم حرم ، ما هم نامردی نکردیم و تصمیم گرفتیم یک سری با دوستان بریم و یک سری با خانوم.

یک شنبه هفته دیگه هم از ساعت 16 الی 18:30 تالارمون هستش دوستان یادشون نره همه بیان ، دوست دارم بترکونید ، خیال کنید مراسم عروسی و دامادی خودتونه ، فقط رعایت کنید و مواد منفجره با خودتون نیارید.



چهارشنبه و پنج شنبه هفته پیش اولین همایش فناوری اطلاعات حال و آینده بود که از معاون وزیر گرفته تا عمو جاسبی و دکتر جلالی و چندین نفر کله گنده و بعضی هاشون هم دماغ فیلی حضور داشتن. همینجا جا داره از زحمات همه دوستانی که زحمت کشیدند خیلی خیلی تشکر کنم واقعا دستتون درد نکنه ولی همینجور که از همون روزهای اول حدس می زدهم ، این همایش به قصد ارتقا فناوری اطلاعات و حتی در راستای خدمت به دانشجویان نهادینه نشد بلکه بیشتر برای یک سری جریانات زیر پوستی بود که تمام منافع و مخارج عمده برای کسب بعضی از موقعیت ها و مطرح شدن بعضی از افراد صرف شد. بعضی ها که تازه از راه رسیده بودند جوایز و امتیاز ها و فرصت هایی گرفتن کله گنده که واقعا حقشون نبود و به بعضی ها که ماه ها تلاش شبانه روزی بدون هیچ ادعای کردند هیچی ندادند که واقعا دل همه بچه ها رو خون کردند. خدا کنه که من اشتباه کرده باشم ولی ان شاالله این مبلغ بالغ بر 20 میلیون تومن هزینه همایش برای خدا در راستای فناوری اطلاعات و دانشجو خرج شده باشد.از توی facebook من هم می تونید برید بعضی از عکس ها رو ببینید

 
خطبه 21 :
قیامت پیش روی شما و مرگ در پشت سر شما (مانند آواز و سرود خواندن شتربان برای شتر) شما را می راند.سبکبار شوید تا برسید. همانا آنان که رفتند در انتظار رسید شمایند
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 12:7 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه بیست و پنجم آبان 1387

جملاتی از نهج البلاغه که باید بیشتر روشون فکر کنیم(1)

سلام بر مومنین خدا
حال و احوالتون چطوره.ان شاالله که چرخش روزگار بر وفق مراد باشد.جاتون خالی شب عید که رفته بودم حرم ، رفتم نزدیک ضریح گفتم آقا تولد ، تولد تولدت مبارک و کلی از این شادی ها کردیم و یک کادو هم برای آقا بردیم (به آقا قول دادم که یک گناهی که برام عادت شده بود رو ترک کنم ، می دونستم که خیلی سخته ولی خوب مطمئن بودم آقا کمک می کنه) ، دیگه تو همون حال و هوا که بودیم یهو یک حرکت زیرکانه انجام دادم و به آقا گفتم : مگه جدتون نگفته که هر کی براتون کادو آورد شما بیشتر بگذارید و برای او پیش کش کنید. دیگه هچی شروع کردیم به داد فریاد زدن که آقا ما کادو می خواهیم یالا یلاااااا
شب که اومدیم خونه موقع خواب بود و بعد از انجام چندتا کار مقدماتی ، شیجه زدیم تو رختخواب ، هر چی کله و ملاق زدیم تو رختخواب دیدم نه بابا خوابمون نمی بره.یهو یک حسی بهم گفت برو سمت کتابخونه ببین تو قفسه کتابهات چی داری ، یک کتاب رو بردار و شروع کن به خوندنش تا خوابت ببره. و بله دیگه رفتیم سمت کتاب ها هر چی انداز و برانداز کردیم هیچ کتابی به دلمون نچسبید که یهو چشمون افتاد به نهج البلاغه. دلم آروم شد ، فهمیدم این همون کتابی بود که دنبالش بودم. هیچی دیگه از اون شب به بعد تا هر شب یک چند تا خطبه ای نخونم خوابم نمی برم و متوجه شدم آقا کادو بهم چی داد . دست طلا با مرام
من هم تصمیم گرفتم تو هر چند تا پست ، یک پست از کلام های مولامون که برام بیشتر جالبه بگذارم تا شما هم بیشتر توی تبیین این جملات برای خودمون بهم کمک کنید.



خطبه سوم ( قسمت مسئولیت اجتماعی ) :
سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید ، اگر حضور فروان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر ما تمام نمی کردند و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگران ، و گرسنگی مظلومان ، سکوت نکنند ، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته ، رهایش می ساختم و آخر خلافت را به کاسه اول آن سیراب می کردم.آنگاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ای بی ارزشتر است.

خطبه چهارم ( قسمت فلسفه سکوت )
در شرایطی قرار دارم که اگر سخن بگویم می گویند بر حکومت حریص است ، و اگر خاموش باشم ، می گویند : از مرگ ترسید!! هرگز! من و ترس از مرگ؟! پس از آن همه جنگ ها و حوادث ناگوار؟! سوگند به خدا ، انس و علاقه فرزند ابیطالب به مرگ در راه خدا ، از علاقه طفل به پستان مادر بیشتر است ! این که سکوت برگزیدم ، از علوم و حوادث پنهانی آگاهی دارم که اگر باز گویم مضطرب می گردید ، چون لرزیدن ریسمان در چاههای عمیق
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 13:54 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه هجدهم آبان 1387

خاتون

سلام بر عزیزان دل
حال احوال خوبه که ان شاالله. بله ما هم خوبیم خدا رو شکر.حالا نمی دونم این اوضاع آروم واقعا ، همیشه آروم و بر وفق مراد می مونه یا آرامش قبل طوفانه!!!!
پنج شنبه هفته پیش بود که وقتی من (جان نثار) با خانم جان رفته بودیم که همین تتمه ی خرید عقد رو بگیریم یهو چشممون به یک کارت عروسی افتاد ، در آن لحظه از خودمون کلی هزاز ها در کردیم و ساعات مدیدی را به سرور و خنده گذراندیم. با خودمون فکر کردیم چه ایرادی داره همین کارت رو به عنوان کارت عروسی انتخاب کنیم چون به نظرمون اومد که دو تا فایده خیلی خوب داره ، یکی اینکه باعث سرور و شادی بازدید کننده کارت می شه و دوم اینکه این کارت رو احتمال داره خیلی ها دور نیاندازند و به عنوان یک کارت تزئینی نگه دارند و همین جلو اسراف رو می گیره.

هیچی دیگه ما یکی از این کارت رو به عنوان نمونه برداشتیم و بردیم به خانواده ها نشون دادیم ، پدر و پدر زن عزیزمون بر خلاف حدسی که زده بودیم کلی خندیدند و گفتن کار خوب و جالبی هست ولی مادرهامون گفتن ممکنه برامون حرف در بیارند.برای همین الان یکم دو دل هستیم ، می خواستیم نظر شما ها رو جویا باشیم ، شما به جای ما باشین چه کار می کنید.


جاتون خالی هفته پیش جمعه نصف شب رفتیم حرم ، چقدر زیبا شده بود ، ان شاالله قسمتتون بشه یک روزی بتونین این زیبایی رو با چشماهای خودتون هم ببینید


نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 11:33 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه یازدهم آبان 1387

جنگ

سلام بر همه عزیزان
دیشب که در خونه مادرزن جان(مقامه متعالی ، وجودشان نورانی ، صفایشان آسمانی ، درکم الله فیها و حفظه الله) عرض ادب و ارادت می کردیم ، دیدم اخبار شبکه خبر شروع شدش. همینجور که داشتم به خبر ها گوش می کردم ، متوجه شدم که از 20 دقیقه خبری که خبرگزاری اعلام کرد 19 دقیقه اش درباره کشتار ، ترور ، آوارگی و فقر و ... بود یک دققه اش هم درباره هوا شناسی که همون هم احتمال وقوع سیل رو پیش بینی می کرد. همونجا رفتم تو فکر گفتم این بشر دو پا داره چی به سر خودش میاره ، به کجا داره میره ، چرا دارن این همه یکدیگر رو قتل و عام می کنند ، به چه منظور که یهو یاد این آیات از سوره بقره افتادم خیلی تفکر برانگیز است . تفسیرش با خودتون



و به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت : من در روی زمین ، جانشینی قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند : پروردگارا ! آیا کسی را در آن قرار می دهی که فساد و خونریزی کند ؟! ما تسبیح و حمد تو را به جا میاوریم ، تو راتقدیس می کنیم. پروردگار فرمود : من حقایقی را می دانم که شما نمی دانید. .....
و گفتیم : ای آدم ! تو با همسرت در بهشت سکونت کن و از نعمتهای آن ، از هر جا می خواهید گوارا بخورید ، اما نزدیگ این درخت نشوید که از ستمگران خواهید شدو پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد و آنان را از آنچه در آن بودند ، بیرون کرد و در این هنگام به آنها گفتیم : همگی به زمین فرود آیید ، در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهد بود.
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 11:4 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه چهارم آبان 1387

متالیکا

سلام بر عزیزان دل



امروز یهو یاد یکی از دوستانم افتادم ، گفتم یک یادی ازش بکنیم.درست پارسال همین موقع ها بود که با بنیامین تو یک شب پاییزی تو سجاد آشنا شدم.خیلی پسر گل و ماهی بود حرف نداشت . من و بنیامین توی یک مرکزی درس می خوندیم که اونجا دروسش رو به زبان انگلیسی ارائه می دادند.چون من تقریبا زبانم خوب بود و بنیامین ضعیف بود همین باعث شده بود که برای مطالعه درس هاش بهش کمک کنم.سر یک ماجرایی هم فهمیدم پدرش یکی از رستورانهای بزرگ مشهد رو داره .یک روز بهم پیشنهاد کرد برم خونشون و اونجا باهم درس بخونیم.جاتون خالی وقتی رفتم خونشون من رو برد توی اتاقش ، عجب اتاق عجیبی داشت ، تو اتاقش یک درب کوچیک داشت که حدس می زدم به یک اتاق دیگه ختم بشه.بعد از کلی کنجکاوی از بنیامین پرسیدم تو اون اتاق چی هستش گفت : حاجاقا این ها برای شما خوب نیست. من هم دیگه پاپیچ نشدم ، تا خودش موقع رفتن گفت بیا و ببین . چشتون روز بد نبینه یک استودیو بود. تعداد زیادی گیتار ، گیتار برقی ، اورگ ، دستگاه های تنظیم صدا و ..... گفتم پسر تو اینجا مگه چیکار می کنی ؟؟؟ گفت حاجاقا ما اینجا تمرین می کنیم بعد میریم جاهای مختلف متال می زنیم.هیچی دیگه نشستیم و برام توضیح داد متالیکا چیه و یکم هم برام آهنگ زد ، خدایش قشنگ می زد ، بعد من گیتار رو ازش گرفتم یک چند نما هم ما رفتیم کلی خوشش اومد گفت حاجاقا ماشاالله استعدادتون خوبه ها (حالا ما که کاری نکردیم وقت دستمون رو بالا و پایین می بردیم). از اون موقع به بعد رفاقتمون با بنیامین خیلی بیشتر شد و حسابی هوام رو داشت و خیلی بهم احترام می گذاشت (چون برام خیلی جالب بود که نوع زندگی ، طرز تفکر ، هدف از حیاتشون چیه و روزگار رو دارند چگونه سپری می کنند) . من هم براش احترام خاصی قائل بودم.بنیامین اعتقادات دینی خوبی داشت ولی خوب دوست های ناباب یکم از راه به درش کرده بودند. من خیلی تلاش کردم که بهش کمک کنم ، خیلی هم خوب داشتم پیش می رفتم ولی خوب متاسفانه از پیش ما رفت و الان دیگه ازش خبر ندارم. از همینجا آرزو می کنم هرجا که هست موفق باشه و در تکاپوی طی صراط مستقیم باشه.
آهنگ های متال به مضمون بیان اعتراض هست ، ولی این اعتراض ها متاسفانه منحرف شده و به سمت توهین به خدا ، جدال با خدا و پیروی از شیطان و حتی کشتن خدا پیش می ره ولی در کل اصل متال یعنی اعتراض به ناحقی ها و تلاش برای رسیدن به راه درست که متاسفانه این گونه مضامین رو دیگه تو متال نمی تونیم پیدا کنیم . بنیامین با دوستاش چند تا کلیپ زیبا درست کرده بودند و اجرا هم کرده بودند ولی موضوع اونها یکیش عراق بود و دیگریش فقر .در یک سی دی که بابام داشت و درباره مضرات آهنگهایی نظیر متال صحبت می کرد توی یک صحنه اش مجری یک تخم مرغ رو گرفت جلو یک باند که داشتند آهنگ متال می زدند و بعد از 10 دقیقه این تخمه مرغ آب پز شد و طرف پوستش کرد و خوردش ، حالا ببین با مخ اون افرادی که اونجا هستند دیگه چیکار می کنند.
حالا در پایین معنی چند تا از آهنگ های متال ملایم رو براتون می گذارم نتیجه گیریش با خودتون (کاملا مغایر با دستورات دینی ما)



Motorbreath - Hetfield

"زيستن و مردن ، خنديدن و گريستن"

"
زماني كه با اينها مواجه شوي ديگر مثل قبل نخواهي بود"

"
زندگي در خط سرعت درست همانگونه است كه به نظر مي رسد"
"
سخت و سنگين ، كثيف و بي ارزش"

"
نيروي موتور"
"
من اينگونه زندگي ميكنم"
"
به طرز ديگري هم نمي توانم زندگي كنم"

"
نيروي موتور"
"
نشانه هاي زندگي سريع ..."
"
این زندگی که هر لحظه میخواهد نفست را بگیرد"

"
به خاطر هيچ چيز توقف مكن"

"
هر چه كه بر سر راهم باشد ، به زير خواهم كشيد"

"
هنگامی که به هدفت شلیک می کنی اسلحه نیز به تو لگد میزند"

"
و بر اندمت لرزه می افکند"

"
كساني كه به تو مي گويند كه از فرصت هايت استفاده نكن"
"
همگی دارند زندگی را از دست میدهند"
"
تو فقط يكبار به دنيا مي آيي پس از فرصت هايت استفاده كن"
"
و مثل دیگران با آهنگ و حرکتی تکراری زندگی را تمام نکن"




Jump in the Fire - Hetfield/ Ulrich/ Mustain

این آهنگ دومین سینگل متالیکا بود . کاور این سینگل دیو خندانی را نشان می دهد که در جهنم کمین کرده و منتظر فرصت است . عکس این دیو بر روی گیتار گیبسون اکسپلورر سفید جیمز نیز دیده می شود . اولین دموی آنها به نام No Life 'Till Leather این آهنگ را در بر میگرفت .

"در ژرفای خانه آتشین من"

"زنگ احضار به صدا در خواهد آمد"

"تو و تمام زمینیان را وسوسه می کنم که ..."

"به گروه گناهکار ما بپیوندید"

"باید کاری انجام شود و من انجام دهنده آن خواهم بود"

"شما مردم مرا وادار به این کار می کنید"
"زمان سرنوشت شومتان فرا رسیده است و من درنگ نخواهم کرد..."
"تا شما را به درون این سیاهچال بکشم"

"پس بشتابید"
"بپرید درون آتش"

"با جهنمی که در چشمان من است و با مرگی که درون رگهایم جریان دارد..."

"پایان کار نزدیک می شود"

" من از اذهان مردم تغذیه می شوم ..."

"و از ارواح درون آنها"

"مریدان من همیشه به دنبال من هستند"
"و همیشه از من اطاعت می کنند"

"فرزند من دنبالم بیا و با مردم مهربان مباش"
"همانگونه که من میگویم عمل کن"



نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 10:21 |  لینک ثابت   • 


 

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

قربون همتون بشیم

  سلام بر همه سروران



زبان قاصر است از بیان حق مطلب و دستان ناتوان از نوشتن این پست. ما موندیم چطوری از خجالت شما دوستان در بیایم. اصلا حتی یک درصد هم احتمال نمی دادیم که اینقدر همه عزیزان نسبت به ما برادر و خواهر کوچک خودشون این همه ابراز محبت داشته باشند و ما رو واقعا شرمنده خودشون بکند. واقعا بار مسئولیت ما رو سنگین کردین. باز هم اینجا موقعیت رو مقتنم می شماریم و از همه دوستانی که به شیوه های مختلف خوشحالی خودشون رو به ما منتقل کردند تشکر می کنیم و دستشون رو می بوسیم.
ما اگه می دونستیم این همه موج سرور با ازدواج ما ایجاد می شد ، حتما زودتر از اینها ازدواج می کردیم ، ولی خوب همین حالا هم فقط به دلیل بار مسئولیت که بر دوش خودمون احساس می کردیم ، مزدوج شدیم و اگر نبود حضور حاضرین که اصلا به این مقوله فکر نمی کردیم.
از اون عزیزانی که ما ازشون کوچکتر بودیم و با پرویی رفتیم ازدواج کردیم عذر خواهی می کنیم این جسارت ما رو ببخشند. قول می دهیم همینجا تا همه شما یاران همیشگی رو عروس و داماد نکنیم از تکاپو نایستیم.(بابا این خانم ما خواهر کوچکتر نداره اینقدر نگین ، اگر 110 خواهر هم داشتند با این سیل علاقه مندان همشون عروس شده بودند ، 10 دختر اولمون هم به حواریون قولشون رو دادیم ، لطفا دیگه سوال نپرسید.)
همینجور که فکر کنم متوجه شدید از شنبه این وبلاگ رو دیگه مانند سابق روزهای شنبه و چهارشنبه به روز می کنیم ، فقط با این تفاوت که نویسنده هاش دوتا شدن یعنی من و فاطمه خانم.
چشم انتظار دعای خیرتون هستیم به امید دیدار.

زیر نوشت:
چقدر سخته که یک عمریه دارم برای خطاب کردن خودم از افعال مفرد استفاده می کنم ، حالا باید از افعال جمع استفاده کنیم .
دوستان لطفا کمی صبر کنند احتمالا اگه همینجور پیش بره برای تالارمون ، استادیوم 100 هزار نفری آزادی رو هماهنگ می کنیم.
چقدر ازدواج شیرین هست.
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:29 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه سیزدهم مهر 1387

تکامل(ما هم از آخر داماد شدیم)

سلام
(نوشته شده در ساعت ۱۳) "ثانیه ها دارند به سنگینی از دوش هم بالا می روند و چند لمحه ای دیگر تا ساعت 4 باقی نمانده است.چه لحظات عجیبی است!!! انگار در فضایی نورانی معلق شده ای! تکامل چقدر شیرین است."



(نوشته شده در ساعت ۲۳:۴۰ )
سرانجام
با استعانت از خداوند متعال و پیروی از سنت پیامبر و الگو قرار دادن سیره علوی و به دعای دوستان و توجهات خاصه بقیه الله در قطعه ای از بهشت زیر گنبد سلطان علی ابن موسی الرضا برگ نوی از زندگیمون رو ورق زدیم و نصف دینمون رو حفظ کردیم.امید است که زیر سایه این عزیزان و به همت خودمون و دعای دوستان با بهره گیری از تقوی نیمه دیگر زندگیمون رو رقم بزنیم.
 
خیلی نیازمند دعاتون هستیم.
محمد جواد ، فاطمه (آذرماهی)

 
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 12:24 |  لینک ثابت   • 


 

چهارشنبه دهم مهر 1387

عیدتون مبارک

سلام

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید       قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

چطوره حالتون؟ نبینم دل غصه ماه رمضون باشید.ما که دیشب (سه شنبه شب) دو تا عزیز رو با هم از دست دادیم هم اعتکاف رو و هم ماه رمضان رو.معلوم نیست سال دیگه زنده باشیم یا باز هم تو راه باشیم تا بریم مهمونی ولی از خودش خواستم که ما رو باز برای سال دیگه قابل بدون تا بتونیم میزبان و میهمانهای خوبی باشیم.
اعتکاف امسال یک جور دیگه بود.نمی دونم چرا همه بهم تبریک می گفتند ، شیرینی می خواستند ، جشن پتو می خواستن بگیرند (فکر کنم به دلیل حضور عزیزی بود).به هر حال ما برای همتون دعا کردیم .
خوب چه خبر از درس و دانشگاه ، ما که هنوز سری به دانشگاه نزدیم اینجور هم که بوش میاد فکر نکنم تا یک هفته دیگه هم سری به دانشگاه بزنم (البته این ترم آخریها 12 واحد بیشتر برنداشتم). هم چی بشه همین چند واحد مونده هم پاس کنیم تا یک نفس راحتی بکشیم. یاد این بیت افتادم که به دانشگاه ما خیلی شبیه
شهریست پر ظریفان کز هر طرف نگاری       یاران صلای عشق است گر میکنید کاری



خوب دیگه باز هم عیدتون مبارک برامون خیلی دعا کنید ، که ان شاالله گوش شیطون کر (ما با این شیطون خیلی کل کل می کنیم ، یک چند سری هست که اساسی پوزش رو به خاک خوابوندیم ، حسابی کفری شده زوم کرده رو ما تا حالمون رو بگیره ، باز هم از همینجا بهش می گم بشین یره شکل این حرف ها نیستی) که تو پستهای بعدی با مطالبی پرمحتوای تری به سراغتون بیام.بچه ها راستی موظب این آذوقه ای که تو ماه مبارک برای 11 ماه دیگمون جمع کردین باشیم.نکنه خدایی نکرده یک روزی کیسمون سوراخ بشه و متوجه نشیم.

یا حق
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:12 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه ششم مهر 1387

اعتکاف اعتکاف ما داریم میایم

سلام بر همه ی عزیزان دل
امروز حسابی فول کیفم چون امشب(شنبه شب) می خواهیم بریم دیدا معشوق(امام رضا) و بله دیگه یک 3 شبی در خدمتشون بندگی کنیم.بابا این ثانیه ها چقدر کند میره جلو.امسال هم خدا توفیق کرد و تو تیم اجرایی اعتکاف تو قسمت صدور کارت یک دستی داشتیم . این پشت صحنه اعتکاف هم کم از خود اعتکاف نمی یاره ، خیلی باصفاست.
این اعتکاف ، اعتکاف دانشجویی هست و با اعتکاف رجب که از همه قشر آدم ها بودند خیلی متفاوت هست. تو این اعتکاف فقط دانشجویان و طلاب حضور دارند.چه جونایی همه نور بالا ، آدم باید با عینک دودی راه بره تا چشمش رو نزنند.تو اعتکاف رجب حضور خدا رو بیشتر احساس می کنی ولی تو اعتکاف رمضان بعلاون این نکته زمان بیشتری رو پیدا می کنی که تفکر کنی و به مباحثه با علما و صاحب نظران بپردازی. هر کدومش صفای خاص خودش رو داره.
مخصوص اعتکاف امسال که همه دوستان جمعیم بلاخص یک عزیزی که حسابی ما بهشون ارادت داریم (از همینجا هم باز عرض اردات می کنیم خدمتتون)

برامون حسابی دعا کنید ما هم دعاگوتون هستیم.عکس های زیر هم مال اعتکاف رجب هستش.

این صحنه ای بسته بودن درب مجاور ضریح آتش می زد به دلامون می رفیتم جاتون خالی پشت درب زار زار گریه می کردیم از اون طرف درب هم زائرین . آقا صحنه ای بود.



تو اعتکاف رجب یک جانبازی بود که بد جور وقتیکه روضه می خوند دل رو آتیش میزد



این هم صحنه افطاری در حرم ، البته این افطاری مربوط به معتکفین نمی شه مال اونها جداگانه است


نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 13:44 |  لینک ثابت   • 


 

سه شنبه دوم مهر 1387

نماز شب

سلام
ان شاالله که احیاتون قبول حق باشه . چند وقت پیش یکی از دوستان درخواست کرد که درباره نماز شب مطلبی بزنم.برای همین این پست رو به این موضوع اختصاص دادم.ما که چیزی از خودمون در این مورد نداریم تنها کاری که می تونم بکن این هست که یک سری به روایت بزنیم و مطالب رو با استناد بر احادیث نقل کنم.



خوب نمی دونم تو قرآن چند تا آیه در مورد نماز شب داریم ولی من حدود 15 تا شو شمارش کردم ، پس این قضیه نشون می ده که روی این قضیه خیلی تاکید شده است.
وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً (سوره اسراء ایه 79)
و پاسى از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یك وظیفه اضافى براى توست امید است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برانگیزد!


من یک تجربه از بقیه دوستان بگم که واقعا خوندن نماز شب توفیق می خواهد . یعنی اینجوری بگم که بسیاری از بچه های مذهبی و بسیار مومن هم توفیق خوندن نماز شب رو ندارند.نماز شب بسیار رابطه تنگاتنگی با اعمالتون در طول روز داره یعنی اگه بعضی گناه ها رو مرتکب شدید ، مطمئن باشید که اگه بمبم در گوششتون هم بترکونند ها نمی تونید نماز شب بخونید. البته حالت های دیگه ای هم داره یکیش شیطون هست میاد هی می گه که آقا حال داری بلند شی نماز شب بخونی بخیالش همین واجباتتو انجام بده بقیش پیش کش ، و دیگری اینکه این حالت که خیلی از بچه ذهبی ها گرفتارش هستند یعنی اینکه شیطون میاد می گه که تو با چه رویی با این همه گناه می خواهی بری نماز شب بخونی . همین باعث میشه طرف نره طرف نماز شب.این روایت رو داشته باشید که چقدر زیباست :

علی بن محمد نوفلی روایت کرده است : از او ( امام هادی ( ع ) ) شنیدم که : گاه می شود که بنده ای برای نماز شب برخیزد و خواب بر او غلبه می کند و به سمت راست و چپ می غلطد ( و از خستگی و شدّت خواب ) چانه ی او به روی سینه اش می چسبد ، در این حال خداوند متعال فرمان می دهد که : درهای آسمان را بگشایید و به فرشتگان فرماید که : به این بنده ی من نظر کنید که برای نزدیک شدن به من ، چه سختی هایی را بر خود روا می دارد در حالی که من این عمل را بر او واجب نکرده ام و او از من سه چیز می طلبد : اول آنکه گناهانش را بیامرزم ، دوم آنکه توفیق توبه را به او ارزانی دارم ، سوم آنکه روزی او را فراوان کنم ؛ و من ای فرشتگان ! شما را گواه می گیرم که هر خواسته ی او را برآورده کردم .
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، الشیخ الصدوق أبی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی ، به اهتمام محمد علی مجاهدی ، قم : سرور ، چاپ سوم 1384 ، صفحه ی 124

اگه بخواهین از آثار نماز شب اطلاع پیدا کنید ، اون آخرتی هاش رو نمی گم چون خیلی زیاده به این دنیایی هاش هم به تعدادیش اشاره می کنم.البته همه اینها روایت داره اگه خواستین بگین که روایتش هم بگم براتون:

1)ارامش بدن ............................................... 11 ) طولانی شدن عمر
2)سلامتی بدن .............................................12 ) نورانیت قبر
3)خوش اخلاقی...................................... ..... 13) نورانیت منزل
4)ریزش گناهان...................................... .......14) کسب نور دائم
5)خوشبو شدن .............................................15 ) زیبائی صورت
6)عصبانیت شیطان ........................................16) نورانیت و سفیدی صورت
7)رفع گرفتاریها................................ ............. 17) به اجابت رسیدن دعا
8)رفع خشم خداوند........................................ 18) نورانیت چشم
9)عاقبت به خیری........................................... 19) بازداشتن انسان از گناه
10)رفع غم و اندوه ..........................................20) نجات از بلاهای طبیعی


رسول خدا (ص) :دو رکعت نماز در دل شب محبوبتر است نزد من از دنيا و آنچه که در آن است.
يك حديث قدسى از قول خداوند،مى خوانيم:
«كذب من زعم انه يحبنى فاذا جنه الليل نام عنى،اليس كل محب يحب خلوة حبيبه؟»

دروغ مى گويد آنكه مدعى محبت من است،ولى وقتى شب او را فرا مى رسد،مى خوابد،آيا مگر نه اينكه هر عاشقى،خلوت با معشوقش را دوست دارد؟...



به هر حال دوستان خدا وکیلی نماز شب توفیق می خواهد که اول خودمون باید بخواهیم بعد خدا قسمتمون کنه.من حالا در ادامه مطلب کیفت و چگونگی نماز شب رو می نویسم ولی با خودتون نگید این چقدر زیاد هست.کلش 20 دقیقه طول می کشه به هر حال هر کی عاشق تر بیشتر وقت می گذاره.آقا اگه زیاد بود فقط همون دو رکعت شفع و یک رکعت وترش رو بخونید. بازم اگه زیاده العفو هاش رو تو قنوت نگید ، بازم اگه زیاده استغفار الله هاش رو تو قنوت نگید ، باز هم اگه زیاد 40 تا مومنش رو نگید ، بازم اگه زیاده هم پاشید یک وضو بگیرید و بعد باز بخوابین ، باز هم اگه زیاد هم پاشید سرتون رو از روی بالشت بلند کنید و بگید الهی العفو و بگیرید بخوابید بازم اگه زیاده هم چشماتون رو باز کنید بگید آ خدا ببین ما همین قدر بیشتر ازمون بر نمی یاد ما به خاطر تو یک چند ثانیه ای از خوابمون زدیم همین رو از ما قبول کن. مطمئن باشید همین تاثیر خودش رو می گذاره
شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند
گرد در و بام دوست پرواز كنند
هر جا كه دري بود به شب در بندند
الا در دوست را كه شب باز كنند

دوستان ادامه مطلب رو بخونند کیفیت نماز شب رو اونجا توضیح دادم(البته خیلی مطلب درباره نماز شب هست که جا موند ان شاالله برای سریهای بعد)

ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 22:40 |  لینک ثابت   • 


 

چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387

مثلهم کمثل الحمار

سلام خدمت دوستان عزیز
ان شاالله که حالتون خوب باشه ، ما هم حالمون خوبه از صبح رفتیم یک کار معوقه که یک سال هست می خواهم انجام بدم رو استارتش رو زدم الان کلی شادم.
داشتم با خودم فکر می کردم امروز درباره چی بنویسم که یهو یادم اومد نزدیک به لیالی قدریم پس چه بهتر در این مورد چیزی بنویسم.
عجب شبهای نورانی هست ولی از بعضی از کارهایی که تو این شب ها انجام می دهیم خیلی لجم میگیره.یکیش همین قرآن به سر گرفتن. طرف از ساعت 8 شب اومده تو مسجد سوره های عنکبوت ، روم ، دخان و... خونده بعد مناجات حضرت علی در مسجد کوفه بعد 5 شبانه روز نماز قضا بعد دعای جوشن کبیر تو همین بین یک نگاهی به ساعت می ندازه و ساعت 12 بله الان موقع یک مرثیه سرایی است ، مداح شروع می کنه به روضه خوندن بعد دما می ره بالا میگه آقا لباس ها رو دربیارین و یک سینه زنی پرشی ، همه رو هم که جو گرفته می بینه بغل دستیه داره محکتر سینه می زنه اون هم به خاطر اینکه کم نیاره قندون رو بر می داره می کوبه تو کلش از شدت درد یک یا حسن می گه و همه باز شور می گیرند و شروع می کنند به پرش. بعد از اینکه مراسم سینه زنی برای امام علی (البته اینجاش رو شک دارم برای امام علی بوده باشه )تموم شد.بلند گو اعلام می کنه دوستان میت لطفا خودشون رو جمع و جور کنند که حاجاقا می خواهد بیاد سخنرانی کنه.بله دیگه ساعت یک هست و سخنران در حال تبین این لیالی و مقام والای امام علی و دوستان پا منبری در حال پوشیدن لباس ، چرت پای منبر ، تعداد بسیار زیادی هم کار ضروری براشون پیش اومده و می رند بیرون . بعد از اتمام سخنان گوهربار مراسم قرآن به سر گرقتن هست.دوستان همه قرآن ها رو در میارند و روی سرشون می گذارند ، یکی رو عمامش می گذاره، یکی همچین رو سرش می گذاره که انگار تو سیرک و باید تعادلش رو بی دست حفظ کنه ، یکی دیگه برای اینکه چرتش هم نپره قرآن رو مگذاره بین کلش و دیوار ، قرآن هم نباید یک لحظه از سر جدا شده که اتصال قطع می شه دیگه سرتون رو درد نیارم وضعیتی آقا ، ماشاالله به هر امامی هم که می رسه باز دوستان یک قندون دیگه می شکونند و باز روضه خوانی و اینجاست که تو ذهنم با خودم می گم کمثل الحمار

ان شاالله که هیچ جا مراسمشون اینجوری نیست و عزیزان هم هیچ کدومشون تو این مایه ها نیستن ولی من خداییش دارم از این کار هایی که تو لیالی قدر هر ساله و هر سالی 3 بار انجام می دهیم خیلی لجم می گیره مخصوصا قسمت قرآن به سر گرفتنش.
بابا این همه دعای جوشن خوندیم چی شد . این همه سوره خوندیم به کجا رسید . این همه مثل جت نماز قضا خوندیم و از همه بدتر این همه قرآن رو مثل یک اوراد شفا دهنده مقامش رو پایین اوردیم و روی سرمون گذاشتیم به کجا می خواهیم بریم؟؟؟؟؟
آیا مشکل از ما بوده یا از این مضایل؟؟ اگه هم موقع قرآن به سر گرفتن از یکی بپرسن آقا برای چی همین قرآن رو به سر گرفتی می گه که ، این چه حرفی برادر مگه شما مرتدی ، برو پسر جان بگذار بک یا الله مون رو بگیم ، اصلا فضیلت شب قدر به این هست که قرآن رو بگیریم رو سرمون دیگه.



بعد از اون ور قرآن میاد می گه کمثل الحمار. یعنی خدا می گه بعضی ها مثل خر می مونند. آ خدا خر که خیلی بده ، یکم مودبانه تر بگو ، مثلا بگو کمثل وانت . خدا باز می گه نه کمثل حمار .من بهتون می گم که قرآن رو در سر بگیرید شما میاید قرآن رو بر سر می گیرید. درست مثل یکی که داره از گشنگی می میره بعد میاد یک جعبه ساندویچ رو سرش می گیره . خوب هم گردنش کج می شه هم از گشنگی می میره.
خر عیسی گر چه به مکه برند     چون برگردد باز همان خر است ، حاجاقا خر که نمی شه. به هر حال دوستان علیکم انفسکم ، اول بیاین تکلیف خودمون رو با خودمون مشخص کنیم بعد بریم شبهای قدر شب زنده داری .
بیاین تصمیم بگیریم حداقل روزی یک آیه با معنی بخونیم که وقتی شب قدر قرآن رو روی سرمون گذاشتیم اون 365 آیه ای که با تفکر خوندیم بر قبلمون معنایش نزول کنه تا متوجه بشیم چرا باید شب قدر قرآن رو بر(در) سر بگیریم.
یادمون باشه که بالاترین عبادت تفکر است. همانگونه که روایت داریم که در شب قدر که بالاتر از 1000 ماه است اگر یک جا کسب علم بود و جایه دیگر شب زنده داری ، به کسب علم بپردازیم. حالا این به این معنا نیست که شب قدر بریم درس بخونیم بگیم گفتن آقا کسب علم بهتر است ، بلکه این روایت می خواسته بر روی تفکر تاکید کند ، که بیاین آقا ببینین تو این دعای جوشن کبیر چه معانی نهفته است ، به نظر من یک فرازش رو با تامل بخونیم خیلی بهتر از این هست که 1000 فرازش رو بدون فکر بخونیم ، رابطه این سوره هایی که شب قدر می خونیم چی هست و چه معانی رو در برگرفته ، حضرت علی تو مناجات مسجد کوفه خدا رو با چه نام هایی صدا زده و خودش رو با چه نامهاییی..........

به هر حال برامون خیلی دعا کنید. ما هم براتون دعا می کنیم.شنبه هم شاید به روز نکنم
(دوستان از دست ما ناراحت نشین, این الحمار که نوشتیم خودم هست داشتم حدیث نفش می گفتم یک موقع بی احترامی نشده باشه)
یا حق

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:42 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه بیست و سوم شهریور 1387

نمی دونم چی بنویسم ؟!!

سلام
خوبین ؟ اصلا نمی دونم چی می خواهم بنویسم ، ولی می دونم الان شنبه هست و باید وبلاگم به روز بشه. نمی دونم چم شده که تو این روز ها اصلا حال ندارم پایه سیستم بشینم. حالم یک جوریه ، خوب شایدم بد ، نه ولی خوبه چون هنوز احساس می کنم خدا خیلی هوام رو داره می پرسین چرا ؟



 خوب به خاطر اینکه تو این چند روز داره خدا امتحان های سختی رو از من می گیره ، چند روز پیش هم یک اتفاقی تو خیابون برای من افتاد که خیلی ها ازش فرار می کردند ولی من تا آخرش واستادم ، شایدم به خاطر این هست که خیلی تند تند دلم برای امام رضا تنگ می شه ، شایدم به خاطر اینکه دلم می خواهد برم یک کنجی گیر بیارم و زار زاد گریه کنم به حال زار خودمون به این وضعیت دین که مظلومانه دارند ذبحش می کنند و ما هم ناخواسته و ندانسته داریم نقش دسته چاقو رو بازی می کنیم ، به این جماعت که کار هر کی به یک بنده خدا گیره و اون بنده خدا به یک بنده خدا دیگه و این سیکل داره می چرخه دور خودش درست مثل ما که داریم در 24 ساعت دور خودمون می چرخیم دریغ از اینکه گره گشا یک جایه دیگست ، به اینکه موقع افطار می مونم از کجا سفره شروع کنم به خوردند ولی درست چند کیلو متر پایین از خونمون ، نه چرا اینقدر بریم پایین شاید همین دور و برها یک خانواده دور هم نشستن و اونها هم موندن از کجا شروع کنند به خوردند چون سر سفرشون یک قرص نان و شاید هم یک تکه پنیر باشد و شایدم هم وقتی خواهرم رو می بینم گریه ام می گیرد ، یاد اون صحنه ای می افتم که توی سجاد دخترکی جوان ، نه فکر کنم خیلی کوچکتر بود ولی اینقدر آرایش کرده بود تا سنش بالا نشان دهد تا خریدارش زیاد شود و برچسبی بر پیشانیش زده بود که آبرو و حراج انسانیت از من و یک قرص نان از شما ، خدایا چرا ما رو با چیز های پوچ سرگرم کرده ای ، پدر و مادر را به فرزندانشان ، فرزندان را به پول پدر و مادرشان و دانشگاه ، دکتر رو به مریض ، مریض رو به دکتر ، استاد به دانشجو ، دانشجو رو به استاد ، سنخران رو به منبری ، منبری رو به سخنران ، خوب عزیز من اینها که همش خودتی هم پدری هم مادری هم پولی هم کلاس درسی هم تبی هم دکتری هم عالمی هم منبری ، خوب چرا ما رو اسیر این ها کردی؟؟
آی خدا دلم خیلی پر حالا من با این همه درد چطوری شب راحت بخوابم ، ما که هیچی داریم ادعا درمیاریم و شب ها راحت می خوابیم اون خوب هات دارند چطوری می خوابند ، اونها هم هیچی این رهبرمون با این همه درد چطوری شب ها می خوابه ، اونم هیچی امام زمانمون با این همه درد شب ها چطوریه می خوابه ؟؟ آره خوب می دونم نمی خوابه داره خون گریه می کنه . آقا می شه یک شب یک جایی خلوت بگیری بگی ما هم بیایم اون پشت دیوار بشینیم همنوا با شما بشیم.
ولی او می آید و پایان شب سیه ، سفید می شود و چون دوست ندارم مانند شب سیه باقی بمانم وقتی آقا میاد ، این غصه ها رو گوشه دلم باقی می گذارم و هیچی که نداشته باشیم آبرو که داریم ، از اون برای رفع این مشکلات مصرف می کنم حتی شده تنهایی ولی می دونم شما ها هم میاین. پس بیاین و دست ما رو هم بگیرید

خوب ظاهرا این حرف ها خودش یک پست شد خدا رو شکر تازه می خواستم برم دفترچه یاداشت هامو بیارم ، ولی فکر کنم دیگه لازم نباشه ، خدا هم یک قوت بده که بتونیم پست ها شاد بزنیم ، ولی خدایش نمی دونم این چه نوع غمه که بدش شادی میاره ، ولی خیلی از این شادی های دیگه بعدش غم میاد ، الان دیگه خیلی راحت شدم و یک لبخندی رو لبمون نشسته و الان حال میده بریم فوتبال نصف شبی. به هر حال از همه دوستانی که برامون دارند دعا می کنند خیلی ممنونم دعاشون داره بهمون می رسه ، این رو گفتم که خیال نکنید متوجه نیستیم ولی بازم دعا کنید که هنوز هم به شدت نیاز مندیم.
یا حق

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 0:43 |  لینک ثابت   • 


 

چهارشنبه بیستم شهریور 1387

سرود عاشقی

سلام بر روزه دارن عزیز
به قول مامان بزرگ خدا بیامرزم کم کم داره ماه رمضون به هم هم می رسه (یازدهم ، دوازدهم ..)
چند روز پیش که داشتم در به در دنبال یک شعری می گشتم به یک چند بیتی بر خوردم که واقعا قشنگ بود ، گفتم اینجا بزنیم شما هم مشعوف بشین ، شایدم یک روز به کارتون بیاد.از شاعر گران مایه این شعر عذرخواهی می کنم چون اونجا یادم رفت اسم شعارش رو بنویسم الانم اصلا یادم نمیاد.




وضو گرفته دل دگر، به آبروی عاشقی
اذان بگو که ایستد دلم به سوی عاشقی

بگو که از حضور دل ، تمام سینه پر شود
دلم به جست وجوی حق ، رود به کوی عاشقی

به راه خون گردنم ، نشسته دست سبز دوست
به رد پای دست او ، گلو چو جوی عاشقی

خدا کند دعای دل به گوش عرشیان رسد
رسد دلم به مقصدش ، به آرزوی عاشقی

هوس به باغ سیب خود ، کشاند این غریبه را
انار دوست چاره ام ، به رنگ وبوی عاشقی

به راه راستم کشد ، دو تار موی کج روت
به قاف حق سفر کنم ، دگر به موی عاشقی

لبم چرا نمی شود ، تر از سرود تازه ای
جواب ها گرفته ام ز گفت و گوی عاشقی


نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 12:22 |  لینک ثابت   • 


 

دوشنبه هجدهم شهریور 1387

عظمت آیات حق

سلام خدمت روزه داران
دیشب یک روایت از مولای متقیان علی (ع) شنیدم که خیلی تکان دهنده بود و من رو حسابی تو فکر برد گفتم اینجا براتون بگذارم ، تا مجالی پیدا کنیم اندکی به فکر فرو برویم( مخصوصا تو این ماه مبارک)



مبادا کفار در عمل به قرآن از شما پیشی بگیرند



دوستان تو این روزه ها حسابی به دعاتون محتاجیم ، معرفت بزنید و ما رو هم تو خشاب چهل تایی نماز شبتون جا بدین.
یا حق
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 14:22 |  لینک ثابت   • 


 

سه شنبه دوازدهم شهریور 1387

سنت شکنی ماه رمضون



جواد پاشو پسر بیچارمون کردی ، بدو 10 دقیقه دیگه اذون میگن . باشه مامان تو برو من میام ، ای خدا نصف شب کی تو این دنیا بلند میشه غذا می خوره که ما باید پشیم . با سرعت پا میشی غذا رو داغ داغ می فرستی پایین هی تلویزیون میگه 4 دقیقه تا اذان صبح ، 3 دقیقه تا اذان صبح از شدت اضطراب هی معدت اسید سیتریک میریزه هی هر چی بیشتر می خوری گشنه تر می شی ، یهو می بینی 1 دقیقه تا اذون بیشتر نمونده هنوز مسواکه رو هم نزدی بدو میری سمت دستشویی و شروع می کنی به مسواک زدن 800 نفر سرشون رو کردن تو کاسه دستشویی دارن هی خل تف می ندازند صحنه ای است دیدنی ، بعد از این که مسواک رو با خمیر دندون طعم نعنایی زدی ، دیگه داره گیلوت از شدت تشنگی می سوزه یک لیوان بر میداری در حد و اندازه های یک پارچ خنکی آب رو احساس داری می کنی لیوان رو می گذاری رو لب های تشنه ات که از دیشب آب نخورده و سحری هم پلو ماهی شور خورده همین که میای بدیش بالا بله الله اکبر الله اکبر . عجب حس غریبی اونجا به آدم دست می ده ، یک لگد می زنه به داداش کوچیکت و میری پش در دستشویی می شنی چون از صف 2 متری که پشت در بستن بوش میاد که یک ساعت دیگه نوبت تو می شه.دیگه افطار و مسائل بعد افطار رو توضیح نمی دهم که خودتون ماشالله همه این کاره اید.(این رو به طنز گفتم حالا خیال نکنید خونه ما اینجوریه ها)

بله آقا ماه رمضون اومد ، من بهش می گم ماه سنت شکن اومد. ماهی که توش داره خدا موج می زنه . چرا اینقدر حضور خدا رو تو این ماه بیشتر احساس می کنیم ؟؟؟ اگه زرنگ باشی می فهی چون تو این ماه امر و نهی الهی موج می زنه : این کار رو بکن این کار رو نکن به این نگاه نکن به اون نگاه کن این لحظه بخور اون لحظه نخور این رو نگو این رو بخون و............
اگه یادتون باشه یک حرف از بهجت زدم=> برای قرب الهی فقط دو کار انجام بدهید : انجام واجبات و ترک محرمات. خوب کسی که حالا هر چی بیشتر بخواهد به خدا نزدیکتر بشه همش دنبال امر الهی هست و این ماه هم پر و سرشار از امر و نهی الهی است . حتما شنیدید که می گن ماه رمضان ماه مهمانی خداوند . بله خدا با همین امر و نهیش از ما تو این ماه داره پذیرایی می کنه و خوش به سعادت کسی که هر چه بیشتر خودش رو در مقابل این امر ونهی قرار می ده و این همین جواب فلسفه این است که در ماه رجب و شعبان اولیا خدا خودشون رو برای امر و نهی ماه رمضون آماده می کنند و وقتی ماه رمضان تموم می شه و امر و نهی الهی برداشته می شه شروع به گریه می کنند و برای اون همه امر دلشون تنگ میشه.



می دونید دوستان خدا امرش رو راحت به کسی نمی ده ، خیلی ناز میاره ، شما 2 روز میری تو مسجد معتکف می شی کلی به خودت سختی می دهی تا روز سوم برات واجب بشه و انجا امر الهی ظهور می کنه و به چه صفایی داره روز سوم و چه صعود داره وقتی داری از مسجد میای بیرون بچه ها به پهنای صورتشون گریه می کنند انگار که عزیزی از دست دادند چرا ؟ چون دیگه امر الهی برداشته شدش و تموم شد . و باید از مسجد خدا بری بیرون

بله عزیزان همین یک نکته رو بگم والتماس دعا و اون این که اسلام دین پویایی است و به شدت از یکنواختی و عادت بدش میاد از روزمزگی بدش میاد همش یک کاری میکنه که ما دچار عادتزدگی نشیم یکی دیگه از فلسفه های ماه رمضان هم همین است . الان خوب باید احساس کنی حداقل 60% از کار های روزمره که تو توی 11 ماه انجام می دادی الان دیگه اجازه نداری انجام بدهی و این بت روزمرگی و عادت شکسته می شود . از اون جالب تر وقتی وقتی ماه رمضان تموم می شه و اول شوال می رسه و عید سعید فطر می شه خدا اون روز رو بر تو روزش رو حرم کرده چرا ؟ چون تو عادت کرده بودی به روز گرفتن . بعد میگه این روز رو حق نداری روزه بگیری ولی از روز بعدش می تونی ولی می بینی که چون باز عادت شکست روز 2 شوال خیلی سخت هست روزه گرفتن.

خدایا من همینجا بهت بگم من طاقت دیدن عید فطر رو ندارم . میای دل داریم می دی . میای بهم می گی بنده من گریه نکن که امرم رو برداشتم ، حالا ناراحت نشنو من این روز رو برات عید میکنم که ، دلگیرم نشی ولی وای بر ما انسان های گناه کار که وقتی رمضان تمام می شود آهی می کشیم و می گوییم دیگر راحت شدیم.

به امید هر چه بیشتر غرق شدن در امر و نهی الهی


نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 16:41 |  لینک ثابت   • 


 

جمعه هشتم شهریور 1387

22 سال از بدعت یهود منتظر آقا بودم

با سلام خدمت دوستان
امروز می خواهم یک حرف های خیلی مهمی بزنم که فکر کنم کم جایی تا حالا شنیده اید شاید هم به عمق مسئله پی نبردید.مطلب این پستم درباره دشمن شناسی و یهود و بدعت هایی که در دین ما به وجود آورده اند و ما کورکورانه از آن پیروی می کنیم می خواهم صحبت کنم.


 
مطالبی که می گم بیشتر برگرفته شده از سخنرانی آقای تائب می باشه. این شخصیت مدت طولانی هست که در مغوله دشمن شناسی دینی و بلاخص یهود تحقیقات علمی و عملی داشته و به تازه گی شروع به ارائه آنها کرده است. اگه می خواهین به اهمیت این موضوع پی ببرید برید سی دی دشمن شناسی دینی آقای تائب در رهپویان وصال شیراز ( http://www.rahpouyan.com/ ) که به سرپرستی یک روحانی جوان به نام انجوی نژآد هست ببینید تا به مدت 3 ساعت بر روی صندلی میخ کوب بشید و حتی نتونید آب دهنتون رو پایین بفرستید. این سخنرانی ها اینقدر سنگین و افشاگرانه بود که ببینید بر روی صهونیست چقدر فشار وارد کرده بود که تصمیم به انجام یک عملیات تروریستی گرفتند و بر اثر بمب گزاری در داخل همین هیئت بخش اعظمی از این عزیزان رو به شهادت رساندن.صحنه نفجار رو می تونید برید و از اینجا ببینید (http://www.youtube.com/watch?v=LZaZbfyB2Tk )

 


 
خوب بریم سر بحث اصلیمون.اگه یک نگاه سریع به تاریخ بیاندازیم به راحتی می توانیم متوجه بشیم که جامعه مسلمین هر وقت ضربه ای سنگین به پیکره آنها وارد شد از عدم شناخت صحیح دشمن و یا بهتر بگم حق از باطل بوده است. که برای مثال می توانیم به واقعه عاشورا که یک جورایی به نماد عدم دشمن شناسی مسلمانان تبدیل شده است اشاره کنیم.زمانی که امام حسین به همراه 200 تا 300 نفر از زنان و مردان کاروانیان خویش از شهر مدینه می خواست خارج بشه مردم مدینه گفتند چرا می خواهید از شهر خارج شوی در شهر بمان و با یزید بیعت کن ولی امام گفت که یزید فاسد است و من با او بیعت نمی کنم ، مردم با شنیدن این حرف به تعجب آمدند و گفتند یزید فاسد است او خلیفه مسلمین است. این ماجرا گذشت و وقتی بعد از چند ماه همان کاروانی که از مدینه بیرون رفته بود دوباره به شهر بازگشت مردم با تعجب دیدن که مردان کاروان نیستند . این حسین ، قد قتل(کشته شد) . این عباس ، قد قتل. این و این و این .... در آن موقعه بود که شهر مدینه به حقیقت پی برد و دست به شورش زد )که حتی 10000 کشته مدینه در دو روز داد)ولی خوب دیگر دیر شده بود ، به چه قیمتی مسلمان بیدار شدند ، حسین رو دیگر از دست داده بودند.

خوب حالا این وسط ما چیکار کنیم برای شناخت دشمن ؟؟ بهترین راه و جوابش همین کتاب و سنت ما هست که تمام چیز ها رو کمال و تمام گفته است و گرنه اگه بخواهیم به اخبار و رسانه ها دل ببندیم همشون نه اینکه دست اون ها است دروغ می گند مانند برج های دوقلو و دروغ بزرگ رفتن به کره ماه توسط آمریکا برای اولین بار که به تازگی کشف شد 45 سال به کل دنیا دروغ گفته بودند( http://m_khajevand.allamehelli.ir/pg5.doc )

 


 
خوب حالا بریم ببینیم قرآن چی داره می گه. خودتون بهتر می دونید وقتی بخواهیم متوجه بشیم که تو یک کتاب نویسندش بیشتر روی چه چیزی تاکید داره باید بیبینم چه موضوعی رو بیشتر از همه تکرار کرده و روی آن توضیح داده است. وقتی یک نگاه گزار بر روی قرآن که دستورالعمل دین اسلام و کلام خدا است می اندازیم ، متوجه می شویم که بیشتر تاکید رو بر روی قوم یهود و هشدار های آنها کرده است . حتی در آخرین لحضات عمر پیامبر خداوند هنوز بر این قضیه تاکید دارد و آخرین آیه رو بر پیامبر وارد می کند و حجت رو بر مسلمان تمام می کند.لتجدن اشد الناس عداوه للذین امنو ، الیهود و الذین اشرکو (بطور مسلم ، دشمن ترین مردم نسبت به مومنان را ، یهود و مشرکان خواهی یافت)ایه 82 سوره المائده

حالا مگه این یهودی های بد بخت بیچاره چی می خواهند ؟ هیچی فقط دو کلمه می خواهن : کل دنیا
یهود میگه که و قالت الیهود ید الله مغلوله ( ایه 64 المائده) دست خدا با زنجیر بسته است.خوب حالا چرا دست خدا بسته است. می گن که چون تو ایه 47 سوره بقره خدا می گه انی فضلتکم علی العالمین ( من ، شما را بر جهانیان ، برتری بخشیدم).خوب بعدش چی ؟ بعد نداره دیگه خدا دستاش بسته است تا ما بریم کل دنیا رو بگیریم و بر کل دنیا برتری پیدا کنیم بعد تازه اونجا هست دستاش باز می شه !!! عجبااا


بعد یهود برای پیاده سازی این قضیه چند تا کار کرد اولیش این بود که مردم دنیا رو به 3 دسته تقسیم کرد. دسته اول که گروه درجه یک نام دارند همین یهودیها هستند.دسته دوم کسانی هستند که یهود رو به عنوان گروه درجه یک قبول دارند و باید به آنها خدمت کنند( یهود تو کتاب تحریف شده خودشون دارند که با این گروه مانند کسی که اسب خود را تیمار می کند و به آن غذا می دهد رفتار کنید تا بتواند برای شما کار کند) درست مثل کی ؟ مثل همین آمریکایی ها برای همین خدا تو قرآن گفته للذین امنو الیهود و الذین اشرکو.خوب حالا دسته سوم کیا هستند؟ این که پر واضح است سوال کردن نداشت . دسته سوم کسانی هستند که یهود رو به عنوان گروه درجه یک قبول ندارند و یک متر زیر زمین مال این ها است.


 



حتما تا حالا به پرچم اسرائیل دقت کرده اید .اون ستاره وسطش ستاره داوود هست که باید بر روی بیت المقدس قرار بگیرد و سپس از نیل تا فرات که نشانگر همین دو خط آبی هست ، به سیتره سلطه اسرائیل در بیاد و بعد از آن 6 پر ستاره در شش جهت زمین حرکت کند تا در آن سوی زمین به هم برسد تا آن موقع تمام دنیا در تسخیر یهود قرار بگیرد

حالا یک سوال ، می دونید اون دسته سوم شامل چند نفر می شوند؟؟ بله ، احسنت حداقل 1.4 میلیارد مسلمان که باید یهود برای دست یابی به این خواسته جهانی شدنش آنها رو بکشه . حالا با چی این همه جمعیت رو بکشه ؟ بمبهای خوشه ای که هر کدوم بیشتر از 500 نفر رو نمی کشند!! و این موقع بود که بمب اتم بوجود آمد.


حتما می دونید که بمب اتم تنها خصوصیتی که داره این هست که آدم ها رو فله ای می کشه هر کدومش حداقل 500 هزار نفر!! حتما هم می دونید که بمب اتم رو انیشتن اختراع کرد !! حتما هم می دونید که انیشتن یهودی هستش !! و حتما هم می دونید اسرائیل اعلام موجودیت نکرد تا زمانی که به بمب اتم دست پیدا کرد!! (آخرین کتاب انیشتن  - موضوع نامه نگاری انیشتین با آیت ا...بروجردی که آقا مسلم لینکش رو تو نظرات گذاشتن رو حتما نگاه کنید بسیار زیباست)

اولین بار جنگ جهانی اول رو راه انداختن و در ادامه دوم را و بسیاری از مردم را کشتند و سپس عاملان جنگ سازمان ملل را تشکیل دادند و بر سقفش شورای امنیت
اولین بار بمب اتم را بر سر مردم ریختن و همه چیز را نیست کردند و سپس آژانس اتمی را راه انداختند و بالای سرش شورای حکام
اولین بار مردم یک کشور را سوزاندن ، کشورشان را گرفتن ، اسرائیل را تشکیل دادند و بعد هولوکاست را

می دونید یاد چی افتادم ؟ یاد آیه 11 سوره بقره که می گه و اذا قیل لهم لا تفسدو فی الارض قالو انما نحن مصلحون ( و هنگامیکه به آنها گفته شود در زمین فساد نکنید می گویند ما فقط اصلاح کننده ایم ) خیلی جالب هست نه!! درست مثل این آمریکا که با شعار اصلاح و حقوق بشر اومد تو عراق و افغانستان و همه چیز رو نابود کرد. خوب می دونید دیگه اولا که آمریکا 80 % مال یهود است و یهود داره امریکا رو می چرخونه و دوما دارند این ها نیل تا فرات رو دارند هموار می کنند. هر جای دنیا آتشی بلند بشه تش به همین یهودی ها ختم می شه . این بیچاره ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه 3 سال پیش گفت ما حزب الله رو به رسمیت می شناسیم . بیچارش کردند ، کشورش رو به خاک سیاه نشودند ، هر روز تظاهرات و کودتا

خوب حالا بریم سر بدعت هایی که یهود داره سر ما میاره یکم صحبت کنیم. یکی از فاکتور های مهم یهود صبر زیاد این قوم هست . 3000 سال است که دارند برای دسترسی به این هدفشون تلاش می کنند و هم اکنون توانستند 4 فاکتور اصلی قدرت در دنیا رو یعنی پول , رسانه , تجهیزات نظامی و مراکز بزرگ رو بدست بیاورند.آیا تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا دارند از مسلمان ها یک چهره خشن و تروریست می سازند .جوابش خیلی روشن هست دو گروه هستند که ادعا حکومت جهانی دارند یک گروه یهودیان و گروه دیگر مسلمان که این برای ما چه زمان محقق می شه ؟ زمانی که ولی عصر ظهور کنه ! حالا اون ها دارند چیکار می کنند دارند می گن آقا اگه این ها مسلموناش باشند ببینید امام زمانشون دیگه چه جنایتکاریه !! تو ذهن همه بلاخص ما بچه شیعه ها جا انداختنن که وقتی آقا بیاد کلی آدم رو می کشه و خونی به پا می کنه که نگو و نپرس و تا جایی پیش رفتن که این حرف: آقا ما سرمون رو آماده کرده ایم که بیای بزنیش را روی زبان همه مون انداختن. بله در زمان ظهور جمعیت زیادی از مردم هلاک می شوند ولی به دست کی و به وسیله چی ؟؟؟ تو قرآن داریم که قاتلو ائمه کفر یعنی آقا که بیاد سرآن و قله های کفر رو می زنه . خوب بقیه مردم چی کار می کنند؟جوابش خیلی راحت است .

اذاجاء نصرالله والفتح و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا فسبح بحمد ربک و استغفره انه کان توابا
هنگامیکه یاری خدا و پیروزی فرا رسد ، ببینی مردم گروه گروه وارد دین خدا می شوند ، پروردگارت را تسبیح و حمد کن و از او آمرزش بخواه که او بسیار توبه پذیر است.

بله عزیزان دل وقتی آقا بیاد مردم فوج فوج به دین خدا روی می آورند چون خدا توبه پذیر است و این درست بر خلاف آنچه که تصور می کردیم بود چون ما داشتیم از بدعت یهود پیروی می کردیم

ان شاالله که مطلب براتون مفید باشه ، مخصوصا می دونم برای اون هایی که درد دین دارند به درد می خورد نه اون هایی که دین خونگی دارند . باز هم شرمند که طولانی شد خوب چیکار کنم مطالب همینجور میاد خودش

در پناه خدا باشید ، یا حق

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 16:0 |  لینک ثابت   • 


 

چهارشنبه ششم شهریور 1387

چند نکته در باب عبادت و نماز

 به خدا این بلاگفا ما رو دیونه کرده یک روز تو اینترنت اکسلور باز نمی شه یک روز همه فونتاش درشت می شه یک روز نظراتش از کار می افته من به جان خودم نمی دونم چیکارش کنم.{شکل گریه به پهنای صورت} باز هم از همه دوستانی که اومدند و نظر دادند و نظرشون ثبت نمی شد پوزش می خواهم. من موندم با این سیستم ضعیف بلاگفا ما باید هر روز یک ابراز پشیمونی بکنیم . خدا کنه زود تر درست بشه
عزیزان دل برای اینکه با این مشکل عدم بالا اومدن وبلاگ و ثبت نظرات در سیستم بلاگفا دیگه بخورد نکنید بهترین راه حل نصب مرورگر فایرفاکس هستش.این بلاگفا با اینترنت اکسپلور مثل اینکه پدر کشتتگی داره.

با سلام خدمت دوستان عزیز
دیدم تو پست قبلی یک اشاره ای به نماز اول وقت کردم گفتم تو این پست یکم درباره فلسفه نماز و نماز اول وقت مطلبی بزنم که این مطالب رو از تفسیر نماز آقای قرائتی و سایت آیت الله بهجت استخراج کردم.در ظاهر مطالب بسیار ساده و روان است ولی اگه روی اون ها کمی تفکر کنید می بینید گره همه مشکلاتمون بوسیله همین چند تتیر حل می شه.


هدف آفرینش

عبادت، هدف آفرينش ماست. قرآن مى‏فرمايد: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ«
كارهايى را كه انجام مى‏دهيم، اگر براى رضاى خدا باشد، عبادت است؛ گرچه مانند كسب و كار، تحصيل علم، ازدواج و يا خدمت به مردم، براى رفع نيازهاى خود يا جامعه باشد.
آنچه يك امر را عبادت مى‏كند، آنست كه به انگيزه‏اى مقدس انجام شود و به تعبير قرآن رنگ خدايى " صبغة اللّه " داشته باشد

 

بى‏تفاوتى نسبت به عبادت

حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمايد: اى انسان! چشمت روشن، اگر با گذشت اين همه سال از عُمرت (وبا داشتن اين همه استعداد، قابليت، امكانات، عقل، علم و وحى)، باز هم مثل حيوانى در چراگاهى گامى نهى و خوابى كنى. 

افراد با تقوى كه وجودشان با نور الهى روشن شده، با هر نماز يك گام به جلو مى‏روند، زيرا نماز تكرار نيست، بلكه معراج است. پلّه‏هاى يك نردبان همه مثل هم است، اما هر پله يك قدم انسان را رو به بالا مى‏برد. چنانكه كسى كه چاه حفر مى‏كند، در ظاهر كارى تكرارى مى‏كند و همواره كلنگ مى‏زند، اما در واقع با هر كلنگى كه مى‏زند به عمق بيشترى مى‏رسد.
ركعات نماز در ظاهر تكرارى‏اند، اما در واقع پلّه‏هاى بالا رفتن از نردبان كمال و عمق دادن به معرفت و ايمان‏اند.
نمازگزار اجازه نمى‏دهد كه عمرش چراگاه شيطان و لگدكوب او گردد. امام زين‏العابدين‏عليه السلام در دعاى مكارم‏الاخلاق از خداوند چنين مى‏خواهد: خداوندا! اگر عمر من چراگاه شيطان است، آن را قطع كن.

 

روحيه عبادت

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله به جابربن عبداللّه انصارى فرمود: «اِنَّ هذَا الدّينَ لَمَتينٌ فَاَوْغِل فيهِ بِرِفْقٍ وَلا تُبَغِّضُ اِلى‏ نَفْسِك عِبادَةَ اللَّهِ» همانا دين خدا استوار است، پس نسبت به آن مدارا كن (و زمانى كه آمادگى روحى ندارى عبادت را بر خود تحميل نكن) كه عبادت در نزد تو مبغوض شود.
در حديث ديگرى از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏خوانيم: «طُوبى‏ لِمَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ وَ عانَقَها« خوشا به حال كسى كه به عبادت عشق ورزد و آن را همچون محبوبى در بر گيرد.

 

ميانه‏روى در عبادت

استاد شهيد مرتضى مطهرى نقل مى‏كند كه عمروعاص دو پسر داشت؛ يكى طرفدار حضرت على‏عليه السلام شد و ديگرى طرفدار معاويه. روزى پيامبر به فرزند خوب عمروعاص (عبداللّه) فرمود: شنيده‏ام كه تو شبها را به عبادت و روزها را به روزه مى‏گذرانى، گفت بله يا رسول اللّه، پيامبر فرمود: من اين راه را قبول ندارم.

در سفارشات اسلامى آمده كه اوقات خود را چهار قسمت كنيد و سهمى را براى تفريح و لذّت بگذاريد كه اگر اينگونه عمل كرديد براى كارهاى ديگر نشاط خواهيد داشت.

قرآن كريم به يهوديانى كه در روز استراحت و تعطيل، به سراغ ماهيگيرى و كار مى‏رفتند عنوان متجاوز مى‏دهد: «وَ لَقَد عَلِمْنَا الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِى السَّبْتِ» ما از متجاوزين روز شنبه (كه حريصانه به سراغ كار مى‏رفتند) آگاهيم.
به هر حال حفظ نشاط و روحيه در عبادت، يك اصل است كه با ميانه‏روى حاصل مى‏شود.

 

فلسفه عبادت در قرآن

قرآن فلسفه نماز را ياد خدا مى‏داند؛ «أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى «
و ذكر خدا را مايه آرامش دلها؛ «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ« 
و نتيجه آرامش دل را پرواز به ملكوت. «يَأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى‏ رَبِّك«  
قرآن در مواردى ديگر، دليل عبادت را تشكر از خداوند مى‏داند:
«اُعْبدوُا رَبَّكُمْ الَّذى خَلَقكُم«
پرستش كنيد پروردگارتان را كه شما را آفريد.

 

نماز و قصاص!

نه تنها در اسلام، بلكه در همه اديان الهى قانون قصاص مطرح است كه طبق آن كيفر كسيكه گوش قطع كند آنست كه گوشش بريده شود و كيفر كسى كه دندان بشكند آنست كه دندانش شكسته شود تا عدالت اجرا شود. يكى از موارد قصاص آنست كه دست دزد بايد قطع شود، ولى فقط چهار انگشت او، و كف دست باقى مى‏ماند. زيرا قرآن مى‏گويد: «وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ «محلّ سجده براى خداست.
چون انسان هنگام سجده بايد كف دست خود را بر زمين گذارد لذا در كيفر سارق بايد به مسأله نماز و سجده توجه داشت و كف دست او را قطع نكرد تا حقّ عبادت حتى براى سارق هم محفوظ بماند!

 

نماز اول وقت

در تاريخ آمده، رهبر گروه صابئين كه نامشان در قرآن آمده است، دانشمندى مغرور و متعصّب بود. هر بار كه با امام رضاعليه السلام به گفتگو مى‏نشست زير بار نمى‏رفت، تا آنكه در جلسه‏اى چنان تار و پود افكارش در هم ريخت كه گفت: اكنون قلبم نرم شد و منطق شما را پذيرفتم. در اين هنگام صداى اذان بلند شد، امام رضاعليه السلام به قصد نماز جلسه را ترك كردند، دوستان امام هر چه اصرار كردند كه اگر لحظاتى جلسه را ادامه دهيد او و تمام پيروانش مسلمان مى‏شوند، فرمودند: نماز اوّل وقت مهم‏تر از بحث است، او اگر لايق باشد بعد از نماز هم مى‏تواند حق را بپذيرد. دانشمندِ صابئى كه اين صلابت و قاطعيت و تعبّد و عشق به حق را در امام ديد بيشتر علاقمند شد.

آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید»
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد


نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 21:31 |  لینک ثابت   • 


 

چهارشنبه سی ام مرداد 1387

کمد بابام و چند تا نصیحت از محمد تقی بهجت حفظه الله



برام خیلی جالب بود تا بفهمم که این آیت الله بهجت چه شخصیتی هست که حسابی تو جامعه اسم در کرده و کلی آدم ندید بهش علاقه مند شدند. یک چیز هایی جزئی ازش می دونستم ولی خوب تا حالا نه ازش کتابی خونده بودم نه فیلمی ازش دیده بودم در کل خیلی ازش کم می دونستم تا اینکه یک روز یواشکی رفتیم سر کمد بابام.
( من یادمه بابام تا چند سال پیش می گفت همین کامپیوتر چیه تو هی می شینی پاش. تا یک روز گفت برو برام یک mp3 player  بخر ما هم رفتیم این دستگاه خریدیم همانا و بالا رفتن سطح توقع بابامون همانا. دیگه این mp3 جواب گویه تمایلات بابامون نبود که رفت 300000 تومان پول یا مفت رو داد و یک DVD player تصویری خرید . دیگه آقا شب ها می رفت زیر پتو و می نشست سی دی نگاه می کرد. ما هم کنجکاو تو اندر پیچ و خم این کار های بابام که دیدم یک روز با لب تاپ اومد خونه ما رو بگو تا چند وقت از شدت تعجب از خورد و خوراک افتاده بودیم . هر روز هم مشکوک تر می شد و هی با یک پلاستیک سیاه میومد خونه و باز روز از نو و پلاستیک سیاهی جدید از نو . ما نفهمدیم این قضیه چیه رابطه مستقیم با تغییر ناگهانی رفتار بابامون داشت ، خیلی رفتارش خوب شده بود ، شده بود یک بابای دوست داشتنی. تا اینکه بعد از کند و کاشت زیاد اجازه گرفتیم و رفتیم سر کمد بابامون و دیدم بله شعبه دوم یاالثارت رو زده ، حدود 300 یا 400 تایی سی دی مذهبی و اخلاقی و اجتماعی گرفته بودش و نشسته بود همش رو نگاه کرده بود. با خودمون گفتیم دم تکنولوژی رو گرم که حسابی بابایه ما رو راه انداختش و خدا رو هم شکر کردیم که بابامون از تکنولوژی خوشش نمی اومد این شد اگه خوشش میومد چی می شد !!فکر کن الان می رفت دانلود آفلاین راه می انداخت. یک چند تا از سی دی هاش رو برداشتم نگاه کردم دیدم نه ، عجب سی دی های باحالی هستش دیگه تصمیم گرفتیم یک بانک سی دی بزنیم و سی دی های مناسب رو تو خانواده و دوستان با ذکر صلوات کرایه بدیم. این هم قضیه کمد بابایه ما. ولی خدایش هنوز نفمیدیم این سی دی های باحال و به روز رو از کجا میاره مثلا بنده خدا احمدی نژاد هنوز تو کلمبایا سخنرانی نکرده بابایه ما رفته سی دیش رو گرفته).
تو همون حالت فضولی که داشتیم تو کمد بابامون می گشتیم یهو چشمون افتاد به 3 تا سی دی از زندگی بهجت به صورت فیلم با نام در محضر محمد تقی بهجت. خیلی برام جالب بود ، سریع رفتم و سی دی ها رو گذاشتم و 3 تاش رو نگاه کردم. عجب مرد نازنینی بود.ما رو حسابی برد تو فکر ، عجب سلوک و منشی داشت . یک و یا دو تا از سخنرانی هاش رو گوش دادم از بس که سنگین بود مخم هنگ کرد و دیگه جواب نداد ولی 3 تا نصحیت کرد خیلی برام جالب بود ( البته همه نصیحتاش فوق العاده بود ) من اینجا براتون نقل قول مستقیم می کنم ولی از من نخواهید که توضیح بیشتر بدهم چون واقعا قادر نیست ، فقط می تونم بگم امتحان کنید خودتون به جواباش می رسید .

1- یکی ازشون سوال کرد که چیکار کنیم که توی نماز حضور قلب پیدا کنیم ؟
ایشون جواب دادن سعی کنید تمام نمازهاتون رو سر وقت بخونید حضور قلب خودش به وجود میاد

2- یکی دیگه ازشون سوال کرد که چیکار کنیم که بتونیم روی خشم خودمون کنترل کنیم ؟
ایشون جواب دادن زیاد صلوات بفرستید.

3- و از آخر ازشون سوال کردن چیکار کنیم بر روی غریزه خودمون کنترل پیدا کنیم ؟
ایشون جواب دادن زیاد ذکر استغفرالله رو بگین.

ایشون خیلی نکات جالبی رو گفتن حیف که اینجا مجالش رو پیدا نمی کنم بیان کنم . ولی به همین نکات بسنده کنیم که اگه خوب دقت کنیم و عمل کنیم به نتایج شگرفی می رسیم. ها داشت یادم می رفت ایشون دیگه یک چند وقتی هست اصلا هر کسی که باید پیشش و بگه ما رو یک نصحت کنید ، نصحیت نمی کنند و می گویند که به همان چیز هایی که پای منبر ها یاد گرفتید برید عمل کنید. که اگر می خواهین به مقامات بالای معنوی برسید و امام زمان هم از شما خوشنود گردد جوابش بسیار ساده است انجام واجبات و ترک محرمات.

یا حق و التماس دعا

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 2:48 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه بیست و ششم مرداد 1387

عكس بچه هاي دانشگاه

سلام بر منتظران

ان شاالله كه روزگار بر وفق مراد مي چرخه . به نيمه شعبان ديگه نزديك شديم و قلب ها داره با تپش بالايي مي تپه و همه هراسون يك آغوش ، كه در آن آرامش بگيرند راستش رو بخواهين دلمون رو نصف كرديم ، تو يك قسمتش براي ولادت آقامون داريم قند آب مي كنيم و سرور داريم ولي تو اون يكي هنوز خيمه غممون به پا هست و حسابي دلتگش شديم . آقا تو اخبار امروز شنيدم كه شب نيمه شعبان ماه مي گيره . خوب مي بيني آقا اين كه ماه آسمون هاست دلتنگ شما شده حالا ببين اين دل كوچيك ما داره چي سرش مياد .ولي نمي دونم شما هم مي شنويد يا نه ولي خوب حس كني با تمام وجودت درك مي كني كه تمام كل المكان دارند با

هم مي خونند .يا الحجه ادركني

 

قبل از اينكه وارد موضوع اصلي اين پست بشيم يك مطلب كوتاه بگم كه ظهري تو اخبار ۱۴ يك گزارش از اردوي سازندگي دانشجويان گذاشتن حسابي حالي به حولي شديم اگه كسي خبر داره كه تو مشهد كدوم دانشگاه يا نهادي اين اردو به پا مي كنه يك خبري بما بده. خيلي ممنون

خوب بريم سر اصل موضوع اين پست از اينجاش به بعد ( منظور قسمت ادامه مطلب هست ) براي من نيست بلكه زحمت آقاي ملايي است كه يك مجوعه كوچك از عكس بچه هاي دانشگاه رو جمع كردن و به من دادن و اينجا گذاشتم . حالا اگه تشكري ، سپاسي يا فوش و لنگ كفشي داريد مي تونيد تو قسمت نطرات به ايشون بدهيد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:7 |  لینک ثابت   • 


 

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

تغيير رويه در وبلاگ(حتما تا آخرش بخونيد)



با سلام خدمت عزيزان دل
اول روز ميلاد حضرت علي اكبر و روز جوان رو به همتون تبريك مي گم روزتون مبارك.
من تا قبل از اينكه اين وبلاگ رو بزنم هميشه خيال مي كردم كه اينترنت پر از سياهي و گمراهي و انحراف هست ، من تنها اين فكر رو نمي كردهم خيلي الان هم هنوز اين تفكر رو دارند ، ولي خوب با زدن اين وبلاگ تازه يك دريچه نو و جديد در اينترنت برام باز شد.الان تازه فهميده ام اوووو چه همه بچه مذهبي باحال اينجاست اووو چه همه وبلاگ و سايت در زمينه دين وجود داره و ما هيچ وقت اون ها رو نمي ديديم اووو چه همه مطالب تاثير گزار و آموزنده اي اينجا موجود هست كه پايه درس هيچ منبري پيدا نمي كني ولي چون ما قبلا دنبال سياهي هاي اينترنت بوديم اين ها رو نمي ديديم.خوب خدا رو شكر
اون روزهاي اول كه وبلاگ رو زدهم قصد نداشتم وبلاگي مذهبي باشه مي خواستم توش درباره فناوري اطلاعات صحبت كنم و دانلود و عكس و كليپ بگذارم ولي نمي دونم چي شد كه به اين سمت ها اومديم از اونور هم استقبال عزيزان كه در حدود 2000 بازديد بود و نظر لطفشون در نظرات ، ما رو براي طي كردن اين مسير بيشتر مصمم كرد.
چند شب پيش به طور اتفاقي به يك كنفرانسي دعوت شده ام كه هنوز در تحير اون شب هستم . يادم هست كه يك 6 نفري بيشتر تو اون كنفرانس نبوديم و من فقط يك نفر رو تو اون جمع مي شناختم. بحث كنفرانس ديني بود و من تا به حال نديده بودم كه يك كنفرانس با اين حد بالاي علمي برگزار بشه ، خيلي همه قوي و مستند صحبت مي كردند و مايي كه هميشه يك منبري حرفه اي بوديم ، اونجا شده بوديم شنونده مطلق . هر سوالي كه مي كردي انگار طرف رفته رو سوالت چند سال تحقيق كرده و الان اومده جوابت رو ميده. به هر حال خيلي خوشحال بوده ام كه متوجه شده ام كه چنين زير زمين مخفي هايي هم تو اينترنت هست . بعد از پاپيچ شدن فهميديم كه افراد شركت كننده تو كنفرانس همشون روحاني هستند و براي تبليغ در شهرها و حتي كشور هاي ديگه الان سكونت دارند(يكيشون يادمه گفت الان تو آلمان هست)
غرض از گفتن اين مطلب اين بود كه مي خواستم بگم كه وبلاگ رو به يكي از اين عزيزان دادم و گفتم نظرت رو دربارش بگو . فرداش كه اومده بود ( اا حلال زاده On شد ) حال ما رو بپرسه گفت وبلاگه خوبي داري ولي يادت باشه نظر گذراست. خيلي حرف جالبي بود. كلي رفتم تو فكر ، يادم اومد كه حرفهايي كه چند سال پيش مي زدم الان متوجه شدم كه غلط بوده و شايد بهترش رو پيدا كردم ، چون اين تو ذات انسان است كه نقص دارد و با گذر زمان در پي بهبود آن هست. مخصوصا تو مسائل ديني كه بايد خيلي دقت كني . تازه الان متوجه شده ام كه مطالعاتمون تو حوزه دين خيلي كم هست و نمي تونم براي يك حرفي كه مي زنم به صورت مستقيم دليل و برهان بيارم فقط مي دونم كه همچين چيزي وجود داره.درست مثل همين پست قبليمون كه تو اسلام كلي در باره اش صحبت شده و مثال هاي بسيار زيبايي بيان شده ولي ما به دليل بي سواديمون اومديم از خودمون اين پست رو زديم كه بعد از اونور سيد بزگروار اباصالح (سيد ابراهيم رو مي گم چون اسم آقا پسر گلش رو گذاشته محمد صالح) يك تذكر جالب مي ده كه مي تونيد بريد تو قسمت نظرات پست قبل بخونيد كه تيتر پست رو مي بره زير سوال. بعد مي دونيد از اين بدتر چيه اين گونه نوشتن منيت مياره. حالا اينكه گفتي يعني چه . يعني اينكه يك نگاه به پست هاي قبليم بندازيد اومدم درباره اعتكاف ، دعاي كميل ، مناجات ، امر به معروف و نهي از منكر نوشتم و نه اينكه همش از قلم خودم نوشتم ، بيان متن ناخداگاه به اين سمت رفته است كه من اعتكاف مي رم ، من دعاي كميل ميخونم ، من با خدا مناجات مي گم ، من امر به معروف مي كنم پس مي تونستم اين كارها رو نكنم و چون الان كرده ام يك پسر خيلي خوبيم و منت گذاشتم حتي بر سر خدا. از اونور هم شما دوستان مياين همش از ما خوب مي گين بعد ما هي اين من (نفس) رو مي بريم بالا بعد تازه پس از مدتي متوجه مي شيم ما اومديم به شما كمك كنيم خودمون ضرر كرده ايم و يك بت من رو بين خودم و خدا درست كرده ام.
خوب از الان ديگه سعي مي كنم كه ان شاالله به كمك خود خدا اگر مطلبي در حوزه دين زدم بيشتر از ديگران و كتب مرجعمون و سنت بيان كنم تا هم اون نقص گذرا بودن نگاه و ضعف اون از بين بره و هم اين بت من بشكنه. باز هم از همتون ممنون كه با نظرات و پيشنهاداتون اين برادر حقيرتون رو راهنمايي مي كنيد.

(از همه دوستانی که در روز چهارشنبه نظر دادند و نظرات آنها به دلیل تغیرات در سویس بلگفا پرید عذرخواهی می کنم .) 

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 10:18 |  لینک ثابت   • 


 

جمعه هجدهم مرداد 1387

روش هاي امر به معروف و نهي از منكر

با سلام بر بچه مسلمون ها
ان شاالله كه همتون حالتون خوب باشه ! خوب طبق قولي كه داده بوده ام امروز مي خواهم در مورد امر به معروف و نهي از منكر صحبت كنم. شرمندتون كه يكم مطلب طولاني است ولي ازتون خواهش دارم كه حتما اين مطلب رو با دقت بخونيد چون خيلي مهم است بعدا مي بينيد براي همين امر مهم اون دنيا يغه مون رو گرفتن.

اول يكي از امر به معروف هايي كه خودم تو اين چند ماه انجام دادم و به نظرم خودم خيلي موفق آميز بود رو براتون بگم بعد بريم به صورت تيتروار درباره بايد ها و نبايد هاي اين مقوله صحبت مي كنيم:

چند وقت پيش تو دانشگاه با يك پسري دوست شدم كه در عين اينكه بسيار خوش خلق و خو بود پسري زيبا و پولداري بود . بعد از گذشت زماني از دوستيم با اين آقا پسر ، متوجه شدم كه زياد به مسائل ديني معتقد نيست و خوب از آن طرف ديگه هم به دليل وجود اون عواملي كه در بالا ذكر كردم به شدت مورد تهاجم دوستان ناباب قرار گرفته بود. اين دوست ما كه از الان بهش مي گم شهروز ، ما خيلي باهاش ريختيم روي هم . سعي كرده ام يك جوري رفتار نكنم كه خيال كنه يك آدم خيلي مذهبي هستم ولي خوب معتقدي هستم. ديگه با هم مي رفتيم بيرون و سعي مي كرده ام كه بگونه اي رفتار كنم كه روش بشه باهام درد دل كنه . تو همين صحبت هاش متوجه شدم كه تو خونه خيلي سرزنش مي كنند و از اونجا خيلي سرخورده شده است و از اون طرف هم با وجود اينكه بسيار خانواده خوبي داشتش ولي خوب باز هم به خيلي از مسائل معتقد نبودند.
بعد از گذشت چند ماهي كه ما با اين آقا شهروزمون همراه شده بوده ايم سعي مي كرده ام كم كم اون رو زير توجه خودم قرار بدهم و هر وقتي مي ديدهم مشكلي داره سري برم براش مشكلش رو حل كنم . همين باعث شده بود كه خيلي به من اطمينان حاصل كنه. از اونور هم مسائل ديني كه سعي مي كرده ام اون روز هاي اول زياد جلوش انجام ندهم كم كم انجام بدهم.

بعد از گذشت زمان وقتي ديدهم كه شهروز ديگه خيلي بهم اطمينان حاصل كرده و هر چي بهش مي گم انجام مي ده براش اومدم به صورت بسيار سنجيده و آروم آروم از محبت خدا و دين اسلام كه ديني براي بهتر زندگي كردن هست و حتي بهتر لذت بردن از دنيا و بعد ها هم ، اون دنيا براش صحبت كرده ام .براي اينكه صفاي دل ، پيدا كرده بود و از اونور هم به من اطمينان پيدا كرده بود و مي دونست صلاحش رو مي خواهم خيلي حرف هام روش تاثير گذاشته بود ، بعضي وقتها مي شد روز ها مي رفت تو فكر ..
تا اينكه قرار گذاشتيم بريم مسجد دم خونشون تو سجاد نماز بخونيم ، اونجا بود كه نماز خوندن درست رو بهش ياد دادم . بعد يك روز اومد و بهم گفت جواد تو اين همه به من چيزي گفتي و من چون تو رو دوست داشتم به حرفت گوش مي دادم پس حالا بيا به خاطر خودت و من اين دندون هات رو ارتودونسي كن ( چون من دندونهام نامرتب بود خانواده هم خيلي اسرار مي كردند ولي من مي گفت چيزي كه خدا داده بهتر كه توش دست نزني) اونجا بود كه وقتي من ديدم موقعيت مناسب هست بهش گفتم كه من دندون هام رو ارتودونسي مي كنم و تو هم نماز هات رو مرتب بخون و هر دو انجام داده ايم و اين گذشت و به اينجا رسيديم كه ما رو ديگه داره بيچاره مي كنه :
نماز هاش رو ديگه مرتب مي خونه ، ديگه دختر بازي نمي رفت ، دوست هاي بدش رو كنار گذاشت ، شب ها نصف شب زنگ مي زد براي نماز شب بلندم مي كرد ، با هم رفتيم اعتكاف ، دق دقه فكريش تو اعتكاف اين بود كه غسل جمعه اش رو چطوري انجام بده و لپ كلام الان شده بسيجي بي ترمز و كلي هم رو خونوادش تاثير گذاشته است .
حالا ديدين تو عرض چند ماه چگونه يك فردي كه داشت در عمق گناه ها غرق مي شد شد يك بچه شيعه با حال خوشگل پولدار تو دل برو
و درست از اونور هم دوستي داشتم به دليل اينكه يكي از بچه مذهبي هاي كه هم اتاقي ايشون تو استراليا بود به دليل عدم آشنايي به مسائل امر معروف به جايي اينكه بتونه اين بنده خدا رو به دين دعوت كنه از دين رونده بود .

حال چند تا نكته بسيار بسيار مهم تو بحث امر به معروف و نهي از منكر


1- اول بريد شرايط امر به معروف و نهي از منكر رو مطالعه كنيد كه كي و چگونه بايد انجام بدهيد.



2- امر به معروف و نهي از منكر در شرايط فعلي فقط شامل اقوام و دوستان نزديك مي شه . يعني لازم نيست تو هر كوي و برزني ديدي يك منكري رخ مي ده بريد نهي كنيد



3- تو رو خدا وقتي داريد امر به معروف مي كنيد يك جوري صحبت نكنيد يا رفتار نشون ندهيد كه اينگار در يك مقام بالاتري از اون فرد ايستاده ايد و اون زير پاي شماست . اتفاقا چپه شما بايد اينقدر از خودتون فروتني نشون بدهيد كه اون شرمنده بشه. خيلي مواظب باشيد تو امر به معروف به شخصيت طرف مقابل توهين نكنيد .انسان ها براي خود داراي جايگاه والايي دارند.




4- عزيز دلم من براي امر به معروف و نهي از منكر هم بايد پول و محبت خرج كني هم وقت بزاري . اصلا خيال نكن بجز هزينه اين سه فاكتور بتوني يكي رو به راه بياري.و يادت باشه كه ممكن اثر يك امر به معروف حتي چند سال طول بكشه تا اثر خودش رو بگذاره پس در كنار فاكتورهاي بالا حتما آدم صبوري باش.



5- در شروع امر به معروف اول مثل اون فرد مقابل شو يك مقدار از مسير رو باهاش حركت كن بعد آروم آروم بيارش تو راه. چون اگه همون اول بخواهي به صورت مستقيم امر به معروف كني اولا اون سريع حالت تدافعي ميگيره و بعد چون از قبل با اين شرايط زياد برخورد كرده سوال و جواب هاش رو آماده كرده كه هر چي بگي سريع جوابت رو بده.



6- اول ببينين خودتون كجا واستادين بعد بريد امر به معروف كنيد . اگر كلاس 4 دبستاني مي توني براي 1 دبستاني درس بدهي نه اول راهنمايي رو تازه اگه تسلط داري . اين در جواب كساني هست كه مي گن ما اگه بريم امر معروف كنيم ما رو مي پيچونند يا خراب مي شيم.



7- تا وقتي نرفتي براي يكي دل بسوزوني و به درد دلهاش گوش كني و يا مشكلاتش رو حل كني تو غلط مي كني كه بري يكي رو امر به معروف كني هر وقت اين كار ها رو براش كردي كه مطمئن بشه كه صلاحش رو مي خواهي حق داري بري امر به معروف كني . به قول پناهيان هر وقت تو خوابگاه ظرف دوستت رو شستي لباس و جواراباش رو شستي تو درس خوندن كمكش كردي تو مواقع سختي تكيه گاهش بودي بعد برو امر به معروفش كن والا حق نداري


8- تو را خدا مواظب رفتارتون باشد يك موقع مياين ابروش رو درست كنيد مي زنيد چشمش هم كور مي كنيد . تازه لج مي كنه و بلعكس انجام مي ده.



9- خيال نكنيد كسي كه بد حجاب هست يك كافر هست و امر به معروف يعني اينكه بريم به يك دختر خانم بد حجاب تذكر بدهيم اين درست تفكر غلطي هست كه تو ذهن ما بچه مذهبي ها هست . چه بسا اين دختر خانم يا آقا پسر پيش خدا مقرب تر باشه پس خواهشا درباره كسي از روي قيافش قضاوت نكنيد. اصلا مگه ما در جايگاه خدايي نشستيم كه بر روي بنده هاي خدا برچسب مي چسبونيم



10- امر به معروف جدا از خشونت هست اين كار خيلي اشتباهي هست . من موندم خوب همين عملكرد نيروي انتظامي تو بعضي از صحنه ها به چه منظور بوده است .من حاضرم سرم رو گرو بگذارم كه اگه بيايم دم همين سجاد خودمون واستاييم و هر دختر بدحجابي رو كه رد مي شه يك شاخه گل بهش بدهيم و خودمون رو شريك درد و مشكلاتش بدونيم بعد مي بينيم چه سيلي از همين عزيزان يا به دليل بي اطلاعي از دين اسلام و لجاجت جاهلانه كه باز هم دليلش رفتار غلط ما بوده است به اسلام رو ميارند تازه از ما هم بهتر مي شند.اگر مغرض و سياه دل نباشند.


11- از روش هاي جديد و دلنشين امر به معروف استفاده كنيد اين رو ببينيد

12- و در آخر هم بهترين روش و اولين قدم امر به معروف و نهي از منكر رو براتون مي گم كه هون روش عملي خودمون است. اعمال ما بچه مذهبي ها به شدت زير ذره بين بقيه قرار دارد پس سعي كنيد انسان هاي راستگو ، درستكار ، خوش قول ، مرتب و منظم ، با مقررات ، امانتدار ، خوش خلق و خو ، صبور ، متعالي در درس و ورزش و روباط اجتماعي و در كل صفاتي كه هم در دين ما توصيه شده هم براي اون ها مهم است تا به وسيله اين اعمالمان خودشان به مسير حقيقي دست پيدا كنند



در آخر پستم من ياد فيلم اخراجي ها افتادم كه موضوع فيلم از اول تا آخر بين دو شخصيت مذهبي مي چرخيد كه قصد امر به معروف و نهي از منكر يگ گروه انسان هايي به ظاهر منحرف رو داشتند ، كه يكي از اين شخصيتها شكل ناصحيح امر به معروف رو نشون مي داد كه باز خور اون رفتار متقابل و معكوس گروه منحرف رو دربرداشت و اون يكي ديگه براي امر به معروف اين گروه هزينه هاي مادي ، زماني و محبت مي كرد ودر تمام شرايط سخت به كمكشان مي رسيد و حتي شخصيت خود را در اين راه فدا كرد تا اين گروه به راه حق دست پيدا كردند و به مقام والاي شهادت نائل شدند.
يادمان باشد كه مولا و مقتدايمان امام حسين ع براي به پا كردن فريضه امر به معروف و نهي از منكر نه تنها خود را بلكه تمام عزيزان خود را در عاشورا اين درس بزرگ زندگي فدا كرد تا به من و تو نشان دهد را حقي امر به معروف و نهي از منكر از چه مسيري مي گذرد

مطلب هم خيلي طولاني شد خيلي شرمندتون كه وقت گذاشتيد و من هم ببخشيد چون مطلب هنوز به "ب" بسم الله اش رسيده و كلي حرف داره براي خودش . ان شاالله پيروز و مويد باشيد.
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 18:56 |  لینک ثابت   • 


 

سه شنبه پانزدهم مرداد 1387

چندتا نكته و دعاي كميل

سلام
چندتا نكته
1-اول از دوستان به خاطري لطفي كه به من براي اين پست جديدم داشتن خيلي تشكر مي كنم مخصوصا 250 بازديدشون باعث شد ما بيش از پيش به اين مقوله ها توجه داشته باشيم

2- تولدم مبارك . به اين دليل كه من چهارشنبه روز ولادت حضرت ابوالفضل موقع اذان صبح يعني بين 3  ميلاد خجسته به دنيا اومد.براي همين چون به دلايلي هم خانواده پدريم و هم خانواده مادري روي من نظر خاصي داشتن ، پدربزرگ پدري اسمم رو گذاشت سجاد مادري گذاشت ابوالفضل و مامان گفت محمد بابام گفت جواد. اين وسط به دليل اينكه هيچ خانداني روي اسم ما كوتاه نيومدن اسمون شد محمد جواد يك بابابزرگم مي گفت سجاد اون يكي ابوالفضل . ( اينم جريان اسم ما ) راستي داشت يادم مي رفت مامانم گفت من براي تو همه كار كردم از هر دعا و اعمالي كه بگي انجام دادم كه تو يك پسر اعجوبه اي در بياي و به اسلام خدمت كني و الان كه دارم يكم فكر مي كنم مي بينم كه همش به باد رفتش.منم بهش به شوخي مي گفتم ناراحت نشو شايد مي خواستم يك جرج بوشي شمري ، عمري در بايم با اين دعاهاي شما شديم اين(بنده خدا وقعا كه هنوز نتونستم جواب خوبي هاش رو بدهم).هر سال هم درست همين موقع جلسه خانوادگي رو به بهانه تولد ما ميگذارند خونه ما و مثل مغول ميريزند و ميخورند و مي برند و ساليان متوالي در حسرت يك كادو. البته امسال من جشن تولد نگرفتم چون با تولد خواهرم و مسلم پسر داييم تو يك روز افتاد و من اين روز رو تحريم كردم و گفتم ما امسال عيد نداريم.( فكر كنم كتك رو بخورم)
عكس بچگي هام

3- به مشهدي ميگن درد عشق بدتر هست يا دندون جواب مده كه پس تو تا حالا تو اتوبوس شاشت نگرفته!

4- از مريم خانوم هم عذر خواهي مي كنيم كه درباره غيبت صحبت نكرده ام ولي ان شاالله شنبه يك مطلب خيلي جالب درباره امر به معروف و غيبت مي زنم.(الان ديدم كه داريم به پنج شنبه نزديك مي شيم اين دله نمي گذاره يك پست بزنيم و درباره دعاي كميل صحبت نكنيم)



نمي دونم چطوري درباره اين دعاي با عظمت با توجه با ناداني و ناتواني بذاتمون صحبت كنم. قبله ي من ميام  مكه خونتون كلي بهمون حال ميدي دست به سر و صورتمون مي كشي بنده نوازي مي كني وقتي هم كه دارم بر مي گردم يك كيسه پر از آذوقه بهم مي دهي و مي گي كه مواظبش باش اين توشه راهت هست تو اين دنيا ولي همين كه از خونتون دور نميشم يهو مي بينم كه اي دل غافل كيسه تو اواسط راه سوراخ شد و همه چيز ازش بيرون ريخت.
وا حصرتا ديدي چي شد . باشه من هم راهش رو ياد دارم . ميرم اعتكاف خونه بهترين بندت 2 شب گدايي مي كنم مي گم يا امام رضا تو بيا بزرگتري كن تو بيا وساطت كن به خدا بگو غلط كردم بگو بچگي كردم هواسم پرت شد به اين زرق و برق دنيا كيسم سوراخ شد و هم چيزم رو از دست دادم . بيا و به بزرگي خودت اين كيسه ما رو دوباره پر كن.

خدا هم مي گه چيكارت كنم ديگه دو روز اينجا اومدي به خودت سختي دادي همه چيز رو رها كردي و گفتي خضاب هست باشه من هم كيسه تو رو پر مي كنم اين روز سوم رو هم برات واجب مي كنم اينجا واستا كه منيتت از بين بره وقتي كه خواستي بري يك توشه اي بهت بدهم كه حالشو ببري . ولي ديدي بازم شرمنده شديم ديدي باز اين كيسه سوراخ شد . امام رضا رو بگو چطوري دوباره تو روش نگاه كنيم

اين ها همه مقدمه اي بود كه بگم اگه مي خواهي گناهات مثل برگ درخت بريزه و اين كيسه سوراخ نشه دعاي كميل بخون. دعاي كميل رو با معنيش بخون. اگه يك خط از دعاي كميل رو خوندي و از شدت ضعف گريه ات جاري نشد بفهم كه كميل نمي خوني.كميل با دل آدم ها بازي مي كنه . شب جمعه تو بازار برده فروش ها دارند برده مي فروشند.كميل رو با معني بخوند تا سياهيات بريزه و خريدار پيدا كني.كميل كه بخوني احساس مي كني كه واج به واجش از اين هفته تا اون هفته دارند از تو مراقبت مي كنند.يادمون باشه مولامون علي اين دعا رو زير زميني به اصحابش آموزش داد. پس كميل بخونيم .كميل رو با معني بخونيم

پروردگارا :
ارحم من راس ماله الرجا وسلاحه البکا,یاسابغ النعم, یادافع النقم

ترحم کن به جان کسی که سرمایه اش امید به تو و اسلحه اش گریه است , ای بخشنده کامل ترین نعمت , ای دفع کننده هر بلا و مصیبت

ما هكذا الظن بك و لا اخبرنا بفضلك عنك يا كريم يا رب و انت تعلم ضعفي عن قليل من بلا الدنيا و عقوباتها و ما يجري فيها من المكاره علي اهلها علي ان ذلك بلاء و مكروه قليل مكثه يسير بقائه قصير مدته فكيف احتمالي لبلاء الاخره و جليل وقوع المكاره فيها و هو بلا تطول مدته و يدوم مقامه و لا يخفف عن اهله

چنين گماني به تو نيست و از فضل تو چنين خبري به ما نرسيده است اي خداي كريم اي پروردگار من و تو مي داني ناتواني من را در مقابل اندكي از بلاهاي دنيا و كيفر هاي ناچيز و ناملايمت هايي كه معمولا بر اهل آن مي رسد در صورتي كه اين بلا و ناراحتي دوامش اندك است و دورانش كم و مدتش كوتاه پس چگونه تاب و تحمل بلاي آخرت و آن ناملايمت هاي بزرگ را در آنجا دارم در صورتي كه آن بلا طولاني و زياد است مدتش و مدوامش هميشگي است و تخفيفي براي مبتلايان به آن نيست



نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 22:22 |  لینک ثابت   • 


 

جمعه یازدهم مرداد 1387

همه چيز در مورد كنكور كارشناسي ارشد رشته مهندسي فناوري اطلاعات و كامپيوتر

با سلام
مجموعه اي كه در ذيل مشاهده مي كنيد شامل تمامي مواردي است كه به نظر مي آمده كه براي كنكور ارشد رشته مهندسي فناوري اطلاعات و كامپيوتر مفيد مي باشد.براي جمع آوري اين مجموعه تمام سعي خود را به عمل آورده ام كه مجموعه اي مفيد و دقيقي باشد ولي به هيچ عنوان آن را تنها ملاك خود قرار ندهيد چون احتمال دارد كه در آن اشتباهاتي رخ داده باشد.

گرايش هاي كارشناسي ارشد رشته مهندسي فناوري اطلاعات با مواد و ضرايب امتحاني


گرايش هاي كارشناسي ارشد رشته مهندسي كامپيوتر با مواد و ضرايب امتحاني


سرفصلها ي مواد امتحاني به همراه كتب درسي و مراجع معرفي شده از سوي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري - شوراي عالي برنامه ريزي   (حجم 1M براي ديدن يك نمونه اينجا كليك كنيد)


دفترچه شماره يك كنكور كارشناسي ارشد  (حجم 630k)


دفترچه شماره دو كنكور كارشناسي ارشد  (حجم 2.14M)


دانشگاه هاي پذيرنده ي تمامي گرايش هاي رشته فناوري اطلاعات به صورت روزانه ، شبانه ، غيرانتفاعي و مجازي به همراه تعداد پذيرش


سوالات كنكور ارشد مهندسي فناوري اطلاعات سال 1387 به همراه كليد سوالات  (حجم 2.19M)


كتب و جزوات درسي توصيه شده براي كارشناسي ارشد مهندسي فناوري اطلاعات

پسورد: http://www.javaditman.blogfa.com براي تمامي فايل هاي zip شده

راهنماي دانلود

فقط در آخر اگر كسي از دوستان تونست اون 4 جزوه اي كه در لينك كتب درسي معرفي شده رو گير بياره لطف كنه و اطلاع بده تا بقيه دوستان هم بتونند استفاده كنند.
موفق باشيد

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 16:40 |  لینک ثابت   • 


 

چهارشنبه نهم مرداد 1387

سرود هاي من



سلام بر همه نازنين ها
عيدتون مبارك باشه.دماغتون چاق باشه.جيباتون پر پول باشه.انشاالله كه تو اين اعياد حسابي بريم و رسم ادب رو پياده كنيم.راستي من مي خواهم اينجا يك عيدي به دوستان بدم :

ما طبق يك سنتي كه يك ماه هست با محمد رضا راه انداختيم هر هفته محمد رضا ماشين بر مي داره و مي ريم دنبال يكي از بچه ها بعد از پذيرايي از ايشون در يك مراسم شام ، اين عزيز رو بر مي داريم مي بريمش حرم كه ما هم به هواي اين مهمون گرام امام رضا زيارتومون رو قبول كنه.حالا اون هايي كه دوست دارند ببريمشون مهموني اينجا بگن كه ما هم دنبال اين نازنين ها هم بيايم ولي تذكر بدهم كه معمولا مراسم از 10 شب به بعد است.

اصلا داشت يادم مي رفت كه اين پست رو براي چي داشتم مي زدم.تو اين ايام عيد ديدم ماشاالله همه جا عروسي و دامادي است و كلي دل ما مجرد ها شكست.خوب تو خانواده مادريم رسم هست كه دختر و پسر زود عروس و داماد بشن براي همين همه هم سن و سال هاي ما ماشاالله الان ديگه دارن بچه هاشون به دنيا ميان ما و مسلم اينجا تورشيديم.من با چند تا از پسر داييم هم سن و سالم خيلي اخت بوديم ولي وقتي كه داماد شدن حسابي دلمون گرفت و براي هر كدومشون يك شعري گفتيم (اين قضيه به 4 سال پيش بر مي گرده).گفتم قسمت آغازيه يكي از شعرهام رو براتون بگم كه به اين ايام عروسي و دامادي حسابي مياد.

بنام خداي عشق ، خداي ودود                                   
                                                          خداوند جان ، خداوند جود
خداي كه بنهاد خلق را دو به دو                                 
                                                          به نحله چكانيد عشق را در وجود
خداي كه نيست هيچ بنيادي ارزنده تر نزد او                    
                                                          به جز ازدواج كه پيوندگاهيست بر دو رود
چه نيكو سرشت است اين دو زوج ، اين دو گل                
                                                          كه در وصف او جواد اين شعر را سرود

البته اين ابيات همين جور ادامه پيدا مي كنه و تا مي رسه به باب شكوايه

يك ها (مجردها) همه رفتند و ديگر يكي نماند
                                                         ياران همه رفتند و در دل غمي كه ماند
يك ها همه رفتند و دنبال يكي شدند             
                                                        هنگام دو شدن فقط يكي بود و ماند(يعني ما مونديم و حوضمون)

ان شاالله كه خوشتون اومده باشه!@!
 
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 14:58 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه پنجم مرداد 1387

بنر و لوگو

سلام بر عزيزان دل
تاحالا خيلي ها از من سوال كردن كه اين بنري كه درست كردي و گذاشتي بالاي وبلاگت چه مفهومي داره ؟؟
مي خواستم به اين عزيزان دل بگم كه روي اين بنر من خيلي فكر كردم و همين جوري درستش نكردم.منظور اصليم رو تو پاراگراف پايين اشاره مي كنم ولي با اين وجود شما هر جور كه به اين بنر نگاه كنيد از هر نگاهي چه انتقادي چه طنز و يا تحليلي جوابي براتون داره.

من مي خواستم بگم كه دنيا محضر خداست و خدا صندلي حكومتش رو گذاشته يك گوشه اي و داره به همه ما نگاه مي كنه و همه چيز رو زير نظر داره . دنيا با اين زرق و برقش مانند يك بيشه زار زيبايي داره به ما فخر مي فروشه و ما رو دعوت مي كنه كه بيايم توش بچرخيم و لذتش رو ببريم انگار نه انگار كه صندلي خدا اون گوشه هست و داره به ما نگاه مي كنه!!!!

اون ماهي رو مي بيند كه داره تو هوا پرواز مي كنه و يا اون پروانه اي كه توي تنگ اسير شده نماد و سمبل عصر ما يعني دوران آخرالزمان است كه همه ارزش ها ضد ارزش شدند ، گناه كني تشويقت مي كنند ، كار خير و ثواب كني منع و يا مسخرت مي كنند ، مرد حامله مي شه زن مرد مي شه ، بنده خدايي مي كنه خدا بايد بره بندگي كنه (ولش كنيد نگذاريد اين دل ما سر باز كنه) يا بهتر بگم تو يك جمله ديگه حق از باطل تشخيص داده نمي شه براي همين بود گفتيم اين پروانه ما هم بره توي تنگ و ماهي بياد پرواز كنه.نظر شما چيه؟

يك سايتي هستش خيلي باحال ته خنده البته (16+) ولي بريد يك سري بزنيد روحتوون شاد مي شه ولي نامردي نكنيد و تنهايي نريد يك چند نفري دور هم جمع بشيد و بعد بريد توش . اونجا اسمتون رو بزنيد مي گه كه چه حيوني هستيد ، همسر آيندتون چه شكليه ، چه شغلي پيدا مي كنيد ، تو زمان بيكاري چيكار مي كنيد و ....... كلي چيز ديگه . http://www.2on.com/ir/?n=ir  البته بايد اون ها رو از روي لينك هاي پايين صفحه انتخاب كنيد.

ديشب يك 5 ساعتي نشستم يك لوگو به صورت پروفايل براي پسر عموم طراحي كردم . ايشون يك وبلاگ بسيار غني مديريتي دارند كه به عنوان يكي از مراجع مديريت معرفي شده است . www.athir.blogfa.com
اسم سايتش هم به نام اثير هست كه به معناي گلوله آتش و تحرك و فعاليت بالا هست . حالا من اين لوگوي زير رو براش طراحي كردم اگه نظري داريد براي بهتر شدنش بگيد ممنون.


نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 14:38 |  لینک ثابت   • 


 

پنجشنبه سوم مرداد 1387

انواع گره زدن بند كفش

سلام خدمت همه دسته گل ها
چند وقت پيش در راستاي وب گرديمون تو نت يك مطلب جالبي ديدم كه گفتم خالي از عريضه نيست كه شما هم بينيد.در عكس هايي كه براتون گذاشتم مي تونيد انواع گره زدن كفش رو ببينيد خيلي به نظرم جالب و آموزنده هست ان شاالله كه مورد استفاده قرار بگيره. بقيه در ادامه مطلب !!!!




ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:27 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه بیست و نهم تیر 1387

تف تو ريا

سلام
جاتون خالي چه اعتكافي بود خيلي باحال بود كلي الان شارژ شدم.يك عالمه هم به امام رضا قول دادم كه ان شاالله اگه انجام بدهم براي ماه رمضان دوباره ما رو خونش دعوت كنه!!
ولي باز تف تو ريا!!@!! ديدين عكس ما رو زدن تو روزنامه قدس . هرچي تو معتكفين گشتن ديدن كسي ديگه مثل ما نوراني نيست.يك راست عكسمون رو زدند صفحه اول.< onmouseover="this.style.opacity=0.6;this.filters.alpha.opacity=60" onmouseout="this.style.opacity=1;this.filters.alpha.opacity=100"br />


نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 16:16 |  لینک ثابت   • 


 

سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387

ما رو هم حلال كنيد



اعتكاف راه ميانبر رسيدن به خدا

چند سال پيش وقتي جلوي تلويزيون مي شستم و يا از بقيه مي شنيدم كه ميرن اعتكاف با خودم مي گفتم اين جماعتم شيرين مي زنند. سه روز مي رند تو مسجد تخت 24 ساعت مي خورند و دعا مي كنند و مي خوابند . اين چه كاريه؟؟؟
تا اينكه 2 سال پيش وقتي تو پايگاه بسيج دانشگاه بودم گفتن جواد تو مياي اعتكاف ، ما براي يكي ديگه جا داريم ، ما هم كه اونجا جوگير شده بوديم گفتيم بله كه ميام . گفتن پس بدو ساكت رو جمع كن كه امشب بايد بريم . ما هم با خوشحالي رفتيم ساكمون رو جمع كرديم ولي تو همين گير و واگير يهو يادم اومد تو اون 3 روز امتحان دارم بعد يادم اومد كه من مدير هماهنگي يك فورام هستم كه اگه برم همه چيز بهم مي ريزه ، ديگه سرتون رو درد نيارم تو همون 3 روز فهميدم كه مهموني دعوت شديم دايي جونم كه خيلي دوستش دارم داره مياد مشهد و خيلي موارد از اين چيز ها . ديگه حسابي راي مون خوره بود . با خودم گفتم مي رم اونجا بعد عذر خواهي مي كنم و مي گم نميام . راستي يادم رفت كه بگم محل اعتكاف مسجد جامع طرقبه بود . براي همين ساعت 11 شب رفتم آخر وكيل آباد سر قرار ولي اونجا متوجه شدم كه خيلي ها نيومدن . خيلي تعجب كردم . وقتي از بقيه بچه ها جوياي قضيه شدم فهميدم كه براي همشون يك مشكلي پيش اومده و نتونستن بيان. خلاصه ما اون اعتكاف رو رفتيم نمي دونم چرا نه عقلم مي گفت برو و نه دلم ولي پاهام داشت مي رفت.
 يادم هست كه اون يك ساعت آخر اعتكاف كه گفتند ساكاتون رو جمع كنيد كه بايد از مسجد بريد بيرون جلوي گريه بچه ها رو هيچ كسي نمي تونست بگيره همگي داشتيم به پهناي صورت گريه مي كرديم اون موقع واقعا لحظه اي بود كه احساس كرديم روي زمين نيستيم و داريم پرواز مي كنيم . سبك و بلند همت بدون هيچ گناه اي ولي خوب چه حيف درست مانند عطري كه به لباس زدي اين حس خوب و آسماني به سرعت از تومون پر كشيد و رفتيم دوباره تو عمق گناه و روزمرگي . دليلش هم خيلي واضح بود اول سخت بودن نگه داشتن اين گوهر و دوميش گناه كار بودن آدم ها ، كثيف بودن جامعه همه اين ها باعث شد كه تمام اون لباس سفيدي كه بعد از اعتكاف به تنمون كردن به سرعت با برخورد با اين سياهي ها مشكي بشند.
من يادم نمياد آدم هيچ وقت همچين حسي داشته باشه : كه وقتي پات رو از تو مسجد مي گزاري بيرون همه چيز رو كثيف و آلوده ببيني اين رو واقعا راست مي گم اگه خوب دقت مي كردي حتي مي تونستي چهره واقعي آدم ها رو ببيني . همين جور كه داري قدم دوم و سوم و... رو بر مي داري و از محل اعتكافت دور مي شي احساس مي كني داري از منبع نور دور مي شي و نقطه سر خط ، باز مي شيم همون آدم قبلي.
هر چي مي خواهم يك مثالي پيدا كنم كه بگم اعتكاف مثل اين هست مي بينم كه واقعا مانندي مثل اون تو دنيا نيست و تا نري و ببيني متوجه نمي شي. من تازه الان متوجه شدم كه چرا براي خيلي ها مشكل به وجود ميومد و نمي تونستن بيان تو اعتكاف شركت كنند.واقعا بايد خدا بطلبه تا بري خونش مهموني . حالا نكته جالبش اينجاست كه تموم اون كار هايي كه مي خواستن موجب نرفتن تو به اعتكاف بشن مي بيني كه خضابي بر روي آب بوده كه يا كنسل شده و يا اونجور كه تو فكر مي كردي صورت نگرفته.همونجور كه امتحان ما كنسل شد براي فوراممون هيچ مشكلي پيشن نيومد دايي يك روز بيشتر واستاد و ما ديديمش و اون آدم هايي كه نيومدن اعتكاف همچنان خدا براشون كار هاي مختلفي به سرشون ميريزه و مي گه بيان بنده هاي من حالا كه شما به فكر من نيستيد شما رو با اين كار ها سرگرم مي كنم كه نتونيد شيريني وصال رو بچشين.اين درست چيزي هست كه هميشه باهاش درگيريم.
همين سه تا موضوع رو بگم و بريم كه هنوز ساكمون رو نبستيم چون امشب امام رضا ما رو هم به مهمونيش دعوت كرده.
3 تا چيز ديگه اعتكاف هم برام خيلي جالب بود . يك وقتي همه تو صف واميستيم كه تو حرم رامون بدهند من ميرم اون گوشه صحن مي ايستم و مي بينم كه دوتا صف دراز يكي دختر و اون يكي پسر ها دارند يكي يكي ميرن تو با صورت هاي پر از لبخند و بشاشيت ولي يكم كثيف ولي بعد از 3 روز كه اعتكاف تموم مي شه هيچ وقت سعي نمي كنم كه سريع از حرم خارج بشم ميرم دم درب خروجي مي ايستم و مي بينم كه همه اون آدم ها چقدر زيبا و تميز شدند واقعا كه اعتكاف مانند يك لباس شويي براي اين دنياي كثيف عمل مي كنه.
واي اونجا يك آدم هايي باحال مي بيني كه دوست داري كل 72 ساعت اعتكاف رو به صورتشون نگاه كني و اين زمان اينقدر تند ميگذره كه هيچ وقت متوجه نمي شي . يعني قول مي دم هيچه 72 ساعتي تو عمرمون مثل اين 72 ساعت سريع نگذره.
و آخرين چيزي كه مي خواستم بگم اين بود كه تو اعتكاف يك حاله اي بين معتكفين و مردم عادي ايجاد مي شه كه خيلي عجيب هست . يعني يادم هست ما تو حرم تو يك شبستون معتكف بوديم روز آخر بود حاجاقا ماندگاري داشت روضه مي خوند و همه داشتند به معناي واقعي مي سوختند . خوب دقت كنيد داشتن مي سوختن ولي من داشتم به پنجره شبستو به سير عبور مردم نگاه مي كردم كه آيا واقعا چشماشون اين شعله اي كه از بچه ها داشت شبستون رو روشن مي كرد و يا گوشاشون اين ناله و فغان رو كه داشت عرش رو مي لرزوند رو نمي بينند و نمي شنوند كه بدون هيچ توجه اي دارند از كنار ما رد مي شند . بله اونجا فهميدم كه ما تو يك دنيا ديگري هستيم و اونا ما رو نمي تونند ببيند چون جولوشون يك حاله اي هست
خوب دوستان سرتون رو خيلي در اوردم ما رو حلال كنيد. خداحافظ
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:35 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه بیست و دوم تیر 1387

تعداد پذيرش دانشجو در رشته فناوري اطلاعات و كامپيوتر در سال87

سلام
چند روز پيش داشتم دفترچه 1و2 كنكور كارشناسي ارشد رو نگاه مي كردم به چند تا آمار جالب بر خوردم ، گفتم تو چند تا پست براتون بگذارم . اين جدول پايين رو كه مي بينيد آمار پذيرش دانشجوي رشته هاي فناوري اطلاعات و كامپيوتر و علوم كامپيوتر در سال 87 است. خدا بهموون رحم كنه من كه مي خواهم برم امنيت دانشگاه اميركبير اميدي هست ؟!!!

رشته

گرايش

سراسري

شبانه

پيام نور

غير انتفاعي

مجازي

IT

تجارت

24

15

 

 

70

IT

شبكه

28

12

 

8

 

IT

امنيت

3

2

 

 

 

IT

مهندسي

29+5

15

 

 

 

COM

نرم

101

29

40

15

 

COM

معماري

65

19

 

 

 

COM

هوش

120

38

 

 

 

علوم

كامپيوتر

67

24

 

 

 


حالا ما در كل اينقدر شانس داريم كه تو كنكور ارشد قبول بشيم !!

رشته

سراسري

شبانه

كل

IT

80

45

125

COM

286

86

372

علوم كامپيوتر

67

24

91


ولي بچه ها وقت داريم اگه از همين الان برنامه ريزي منظمي بكنم احتمال بالايي براي قبولي داريم
يا علي
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 14:54 |  لینک ثابت   • 


 

چهارشنبه نوزدهم تیر 1387

عكس

  با سلام
امروز قصد داشتم درباره كارشناسي ارشد يك مطلب جالب بزنم اما از صبح اينقدر درگير شدم كه نشد شرمندتون ولي ان شاالله در يك و يا دو پست ديگه براتون ميزنم. ولي خوب حالا اين چند تا عكس از ما داشته باشيد تا بعد (بقيه عكس ها توي ادامه مطلب هست)

اين عكس بيان گر يكي از پرشورترين استقبال هاي مردمي از احمدي نژاد هست !!@!!



ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:22 |  لینک ثابت   • 


 

دوشنبه هفدهم تیر 1387

Rar to Jpg

با سلام
چند روز پيش تو سايت pcseven يك مطلب درباره ذخيره كردن يك فايل zip شده در يك عكس ديدم گفتم اينجا بگذارم چون خيلي قشنگ بود.
اين برنامه اينجوري است كه يك فايل zip را در يك عكس قرار مي دهد. اين دو تا خوبي داره يكي اينكه فايل هاتون رو تو عكس مخفي مي كنيد و دوم اينكه چون فايل با پسوند jpg هست نه zip اون رو مي تونيد رو هاست هاي عكس مانند tinypic قرار بدهيد و در نتيجه براي فايل zip تون يك لينك مستقيم هم داريد . براي استخراج فايل zip از عكس كافيست فقط روي آن راست كليك كنيد و با winrar يا winzip بازش كنيد . اينم يك نمونه كار كه خود برنامه رو داخل اين عكس گذاشتم.الان روي عكس زير راست كليك كنيد و اون رو ذخيره كنيد بعد بريد با winrar بازش كنيد ، اونجا هست كه مي تونيد محتويات مخفي شده در عكس رو ببينيد.


نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 12:23 |  لینک ثابت   • 


 

شنبه پانزدهم تیر 1387

پس اين عدل خدا كجاست؟

با سلام خدمت دوستان عزيزم
من روز اولي كه اين وبلاگ رو زدم قصدم اين بود كه در اون مطالب شاد و اميدوار كننده بزنم و در كنارش به طرح مسئله و پيدا كردن راه حل براي آن به پردازم ولي نمي دونم چرا نمي شه !! خيلي از دوستان به ما گله مي كنند كه آقا چرا خودت رو اينقدر مي گيري ، اينقدر تو خودتي ، همش دپرسي و ديگه اون شور و هيجان چند سال پيش رو نداري . بله به همشون حق مي دهم ولي خوب حدود دو سالي است كه خيلي از مسائل ذهن من رو دگير كرده و واقعا جايي براي خوشي و خنده نگذاشته يكيش همون مناجت زير بود يكي ديگش همين مسئله عدل خدا كه الان مي خواهم براتون تعريف كنم.

نگاه كنيد بچه ها شما خدا رو شكر خيلي از من بهترين و اين مسائل رو ان شاالله حل كرديد ولي اگه به اين قضيه تا به حال از اين زاويه نگاه كردين يك چند دقيقه اي به حرف هاي من گوش كنيد.
من خودم رو ميگم خدا رو شكر تو يك كشوري بدنيا اودم كه مردمش ادعاي شيعه بودن رو دارند ، شهري كه قطعه اي از بهشت است خانواده اي كه از لحاظ درك صحيح از دين واقعا در جايگاه عالي است و از نظر مالي هم خدا رو شكر همه مون در حد خوبي هستيم ولي خوب من چيزي كه ذهن من رو مشغول كرده اين است : خدايا عدلت رو شكر , تو كه اينفدر ادعاي عدالت مي كني پس چطور يكي مثل من رو تو اين موقعيت قرار مي دي يكي رو تو يك كشور كافري كه از دين هيچ بويي نبردند و غرايز حيواني در آنجا به تنهايي جولان مي دهد و از نظر مالي آنقدر پايين هستند كه واقعا پوست شكمشان به پشتشان چسبيده است.

حال اين چه عدالتي است ؟ چگونه مي خواهي براي اين تعريفي پيدا كني . خوب اون دختر و پسري كه توي يك خانواده متجدد بي دين كه بويي از معنويت نبرده به دنيا مي آيد و بعد بر اساس تربيت منحرف پدر و مادرش در بزرگي به راحتي از مسير سعادت ميليون ها سال نوري دور شده رو چگونه مي خواهي تبيين كني. پروردگارا اون كودك كه در اون سن بچگي كه كاري نمي توانست بكند نسبت به مني كه به صورت اقتضايي از كودكي به دين تو آشنا شدم نه اكتسابي !
پروردگارا چگونه تحمل كنيم كودكاني را كه روزانه بر اثر گرسنگي بر روي زمين مي افتند و خوراك كلكس ها مي شوند با مني كه ديشب بر سر سفر اي نشسته بودم كه فقط 5 نوع غذا بر سر آن سفر بود حال بماند كه بخش اعظم از اين دست غذاها را به دليل اضافه آمدن به سطل زباله مي اندازند.


خوب اين متن بالا قسمتيش رو از خودم نوشتم و قسمتيش رو از سوال و جواب هايي كه با چند تا از دوستام انجام داده بودند رو نوشتم ( اين افراد كساني بودند كه نتها از شدت پول داري نمي دانند چه كار بكنند بلكه به راحتي هم به مسائل ديني توهين مي كنند و هم مي گويند اين عدل خدايي كه تو مي پرستيش كجا رفته ؟)

خوب من تا حدي به جواب سوالات بالا رسيده ام و برام هضم ولي شما قبل از اينكه ادامه متن رو بخونيد مي تونيد ديگه همين جا صفحه رو ببنديد و بگزاريد تمام تقصير ها سر عدم عدل خدا بي افتد و دوباره هممون بريم  حالمون رو بكنيم
 
نگاه كنيد بچه ها اين قضاياي بالايي كه براتون تعريف كردم نتنها عدل خدا رو زير سوال نمي بره بلكه هم تصديقي بر آن است و هم بار مسئوليت ما رو سنگين مي كنه !
همينجور كه هممون مي دونيم اين دنيا محل آزمايش است و گذر و مقصد نهايي ديار باقي است ولي حال او دنيا ميزان ، تناسب بين چيزيي كه به تو دادند و عمل تو مي باشد. مثلا اگر معصوم از يك مستحب تخطي كنند  انحراف آن از مسير حق بسيار بيشتر از آن است كه يكي مثل من يك گناه كبيره بكند . حال مني كه خدا اين چيز ها رو بهم داده فردا روز مياد مي پرسه با اين همه امكانات چه كاري براي ما انجام دادي و چه كاري براي خلق خدا !
دو تا روايت از امام معصوم داريم كه كسي پول دار نمي شود مگر حق مظلومي را پايمال كرده است و ديگري اين كه ما مال فقير را در اموال ثروتمندان قرار داديم و آن ها را واسطه اي براي روزي دادن به فقر
حال با توجه به دو روايت بالا مي دونيد چه بار مسئوليتي بر دوش همگي ما قرار داده شده است.اين وظيفه ديني و مدني ما است كه به فقرا كمك كنيم حال اين تصور را بكنيم كه هر يك به اندازه وسعش به يك فقير كمك كند آيا ديگر فقيري باقي مي ماند. من يادم هست يك روز داييم اومد خونمون و گفت هر چيز كه دور انداختني هست رو يباريد ما هم يك گازي كه مال 25 سال پيش بود و يك تلويزيون عهد بوقي رو داديم رفتند. بعد از مدتي ازشون پرسيدم اين ها رو براي چي مي خواستين گفتند هيچي دايي جان اين چيز هايي كه شما داديد شدند جهيزيه يك عروس و داماد و با كلي خوشحالي رفتند خونه بخت وقتي كه اين رو گفتند انگار آسمون رو سرم خراب شدش . حالا تو دور و برت مي بيني كه خونه دارند اندازه يك شهرك به تعداد افراد خانواده تلويزيون گاز كامپيوتر ....... دغ دغه فكرش اين هست كه موسو رو بفروشه و بنز بخره و چون باباش مخالفت مي كنه 2 روز اعتصاب غذا كرده . اون از نداري قضا نمي خوره اين از ..... . اين رو جدي مي گم جان ما چند بار به خودمون اجازه مي ديم بريم مناطق محروم شهر . هر جا كه فقيري آبرومند پيدا مي شه ما يا راهمون رو كج مي كنيم يا خودمون رو مي زنيم به نفهمي . دوستم براي اينكه سگش سر حال و قبراق نگه داره 300000 تومن خرج كرده حال تو همت آباد همين مشهد خودمون خانوده 5 نفره زندگي مي كنه با ماهي 50000 تومان يعني هزينه زندگي 30 نفر براي اين اندازه يك سگش ارزش داره . اين جايه تاسف داره كه ما اسم مون رو مسلمون گذاشتيم ولي تو همين همت آباد خودمون روزي يكي دو كودك از شدت گشنگي قش مي كنند. فردا روز طبق اون روايت بالا به خدا ما همون بايد جواب بديم . پسره مي گيه خوب ما تلاش كرديم كار كريدم و پول دار شديم اون ها هم برند همين كارو بكنند . ولي همين رو متوجه نمي شه كه اولا اون ها كه از همون اول مثل شما پول دار نبودند و ثانيا بله تلاش كرديد دمتون گرم خدا هم حال داد بهتون ، پول دار شوديد ولي باز هم به دليل اينكه مال فقير در اموال ثروتمند است شما بايد كمك كنيد. تازه جالب اينجاست كه اگر كمك كني خدا چند برابرش رو به شما مي ده !
خيلي اين بحث طولاني و در ضمير اينجا نمي گنجه ولي خيلي دوست داشتم سر اين قضيه اي كه هر كي از راه خدا منحرف مي شه و يا اصلا با خدا آشنا ومانوس نمي شه تقصير ما بچه مذهبي ها است اول از ما سوال مي كنند بعد از اون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:33 |  لینک ثابت   • 


 

پنجشنبه سیزدهم تیر 1387

يك گناه ديگر

با سلام

دوستان براي ما دعا كنيد كه حسابي اوضامون داغونه!!!

بار الها!!

 با حالتي گستاخانه به تو مي گويم براي بار ۱۰۰۰۰۰۰۱  گناه كردم.پروردگارا روي صحبتم با توست ، آيا ديدي ؟ آيا   ديدي كه هنگاميكه در حال انجام ۱۰۰۰۰۰۰۱ گناه ام بودم با تمام پر روي به تو ذل زده بودم و گناه مي كردم!

خوب چرا دستم را نگرفتي .من پس زدم؟ خوب چرا من را رها نميكني . بگذار بروم تا مانند كثيري از بشر دو پايت كه بر روي دست هم راه مي روند و چهار نعل به سوي بيشه زار سبز دنيا مي تازند بدوم ، بچرم ، و آنقدر بخورم تا از شدت درد دل نعره اي بزنم و بر روي بلندي بيفتم تا اندكي بخسبم كه بعد از آن نوبت يك غريزه ديگر است.

دارم داد مي زنم.مي دونم كه داري گوش مي دهي . صداي گريه فرشتگانت را در هنگام ارتكاب گناه مي شنيدم كه به حال زار من زار مي زنند كه چرا اينگونه با خود مي كند. تو خود شاهده اي كه هر بار بعد از ارتكاب گناهي پشيمان مي شوم و خاضعانه مانند طفلي كه مادر خود را به تازگي پيدا كرده خود را به دامنت پرتاب مي كنم ولي چه مي شود كه دوباره اين فرزند بدت به تو نه شايد اينگونه بهتر باشد به خود خيانت مي كند و ۱۰۰۰۰۰۰۲ گناه را انجام مي دهد . شايد تقصير از شيطان است كه دنيا را به ما به مانند بيشه زاري نشان داده و نفس را بر ما راكب كه از ياد تو غافل گرديم . قلم داد مي زند و نمي آيد ولي باز مي گويم چرا ما را در دوراني قرار دادي كه معصومت گفت خدا به حال بندگان دوره آخر الزمان رحم كند كه ايمان به مثابه آتش كف دست است.

من نمي دانم ، خودت مارا در اين دوران گذاشتي پس كمك كن كه شيريني گناه از من گرفته شود ، زبانم به ياد تو باز گردد ، گوشم به نداي حق تو شنوا گردد ، چشمم به غايت عالي تو باشد و دستم و پايم در راه تو .

ساعت ۳ بامداد شد و اين نامه را من براي تو نوشتم كه سبك شوم ولي باز هم نشد نفسم سنگين بالا مي آيد      

ولي اين آهگ من رو آروم كرد

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 19:17 |  لینک ثابت   • 


 

چهارشنبه دوازدهم تیر 1387

كليپ

با سلام خدمت دوستان گلم ان شاالله كه حال همتون خوب باشه.حال من كه زياد خوب نيست امروز آخرين امتحانم رو دادم و حسابي خراب كردم فكر كنم معدلم رو تا 18 بكشونه پايينبراي همين اصلا حالش رو نداشتم كه مطلب دست نويس بگذارم ولي يك چند تا كليپ باحال گذاشتم كه از خنده لاكپشتي بشين ولي قول مي دهم كه براي جمعه يا شنبه يك مطلب جنجالي بگذارم كه خود بلاگفا بياد اينجا رو تخته كنه!!!

فقط چند نكته رو قبلش بگم كه :

۱- اين كليپ ها حجمش بالا نيست و مي تونيد با اينترنت سرعت پايين هم نگاه كنيد.

۲-براي دانلود اين كليپ ها مي تونيد از نرم افزار زير استفاده كنيد كه حجمش ۴ مگ هست.البته اين رو بگم كه اگر روي لينك زير هر عكس كليك كنيد خودتون به صورت مستقيم و به راحتي مي تونييد ببينيد.

ftp://ftp.volftp.tiscali.it/pub/pc/windows/win98/utility/graphic/video/youtubedownloader.exe

اين رو به افتخار خراب كردن آخرين امتحان مي گذارم نگاه كنيد و ببينيد كه شب هاي امتحان ما چي مي كشيم

http://www.youtube.com/watch?v=JmMyBkjRtBQ&feature=related

پسر ها بيان ببينند كه چقدر مهريه دختر ها اومد پايين حالا هي بگين ازدواج كردن مشكل هست. در راستاي صحبت هاي سيدمون تو وبلاگش http://puringlove.blogfa.com/  (اين كليپ رو سيد ابراهيم نيبنه كه قبرمون كنده مي شه)

http://www.youtube.com/watch?v=4ImgmiS1T7E

اين كليپ اينقدر قشنگ هست كه هر چي بگم بازم كمه.كليپ علي كوچولو هست مال حدود 15 سال پيش من كه هر وقت مي بينمش ياد بچه گي هام ميفتم ( اين كليپ رو نجف زاده edite كرده)

http://www.youtube.com/watch?v=4wGTPoRidm4

اين كليپ وحشتناك قشنگ هست من هر روز چند دفعه نگاه مي كنم . لامذهب آرامش خاصي ميده و خيلي جالب است مخصوصا معنيش داقون كننده است . اين كليپ ساخت Chris De Burgh هست اومده ايران و با گروه آرين اجرا كرده حتما نگاش كنيد معنيش رو هم تو قسمت ادامه مي گذارم

http://www.youtube.com/watch?v=Ods5MbuG5TI

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:35 |  لینک ثابت   • 


 

دوشنبه دهم تیر 1387

آقاي محترم سرنشين جلو يك نفر

با سلام

من خيلي عذر خواهي مي كنم كه اولين پستم رو اينجوري شروع مي كنم ولي خوب دلم خيلي از اين موضوع پر است و چند سري نزديك بود سر اين قضيه كتك بخورم.

چرا بعضي از مردم شهر مشهد اينقدر بي فرهنگ هستن؟؟

من نمي خواهم منكر خيلي از فرهنگ ها و خلق و خو هاي خوب مشهدي ها بشم و لي واقعا بعضي از ضد ارزش ها رو ايتقدر روش اصرار ورزيديم و انجام داديم كه شده يك ارزش و يكي هم كه مي خواهد بياد اون ارزش رو انجام بده به تمسخر مي گيرنش.اول موضوع ۲ تا نكته بگم كه اولا خودم يك مشهدي اصيلم و بهش افتخار مي كنم براي همين اين موضوع برام دق دقه شده و دوم اينكه حجم بالايي از مردم مشهد رو ديگر نژآد ها مانند افغاني ها و كرد شهرهاي اطراف و روستا نشين ها تشكيل داده و يك آمار جالب اينكه ۴/۱ جمعيت مشهد رو حاشيه نشين ها تشكيل مي دهند(از همسايه هم شانس نيورديم چي ميشد به جاي افغانستان و پاكستان و عراق و... همين لبناني هاي خوشگل همسايه ما بودند كه وقتي بهوشون تجاوز شد ميو مدند تو ايران )

من موندم آقا اگه جلو مي خواستن جاي ۳ نفر باشه ۳ تا صندلي ميگذاشتن .خوب مرده مومن جاي ۲ نفر بيشتر نيست به زور مي خواهد همين جور مسافر بچپونه تو . يارو ۴ تا زده تو جز گرما همه رو تو اون ماشين پيكان ۵۷ كه از ماكروفر ننم بيشتر گرم مي كنه ما رو نگه داشته تا پنجمين رو هم بزنه حالا رو برو بهش مي گهم آقا بيا حركت كن تكميليم ميگه نه جوون تو كه لاغري ما ۶ تاي مثل تو رو اين جلو نشونديم. انگار دارن گوسفند سوار وانت مي كنه بعد مي دوني كجاش درد داره وقتي كه يك خانم مياد و تو رو از عقب بلند مي كنه و مي شوندت جلو بغل يكي تو مايه هاي رضازاده كه تازه از تمرين اومده همين جور داره عراقش ميريزه تو سر و صورت تو دستشم انداخته رو گردنت با اون بوي زير بغلش...... حالا هي راننده با اون دنده ۳۰ سانتيش ميزنه ۳ بعد ۴ هي ۳ بعد ۴ در همين راستا براي اينكه به يك جاي تو هم صدمه نزنه اون دنده مذكور با اون قوپي تيز سرش بايد با هر حركت اون دنده تو هم مثل ميل لنگ ماشين بالا و پايين بري.بعد حالا تصور كنيد كه راننده هم از اون آهنگ هاي

جوادي گذاشته و از اونورم هر كي كه مي خواهد پياده بشه بايد پولش رو از تو داشت بورد جلو برداره. اي ي ي خدااااااااااااااااااااااااااا

به جان خودم توي شهر هرت كه هيچ قانوني رو رعايت نمي كنند ۲ نفر جلو سوار نمي كنند كه تو مشهد دارن اين كار رو انجام مي دهند.اين حركت در ادامه با توجه به جذب توريست بالا از ديگر كشور ها براي ديدن همچين تصاوير نادر موجب به وجود بعضي از حركت هايي مي شه كه با اعتقاداتمون هم مغايرت داره و متاسفانه تو بعضي از شهر ها جا افتاده و اون چيه: يك روز بهاري كه داشتيم از هاشميه بر مي گشتم رفتم جلو نشستم از روي مجبوري چون ۳ تا ي عقب پر بود و جلو فقط خالي بود نشستم. تو همين اثنا ديدم جلوتر يك خانم داره دست تكون مي ده و راننده تاكسي هم كه سنش تو مايه هاي بابابزگ مرحومم بود ديدم داره سرعت رو كم مي كنه و مي خواهد اين زنه رو سوار كنه من تو همين چند ثانيه اي كه وقت داشتم يك محاسبه اي انجام دادم صندلي عقب ۳ نفر=ظرفيت تكميل و جلو ۱ نفر كه من بود =يكي مي تونه سوار بشه در همين لحظه كه به جواب بسيار قبيحانه مسئله رسيدم تو چشم اون مرتيكه كه ديگه ماشين رو جلوي پايه اون خانموه نگه داشته بود و خانم محترم درو باز كرده بود و يك لنگشم تو ماشين جا كرده بود انداختم و بهش گفتم پدر من تو به روح اعتقاد داري!!! اينقدر عصباني شده بودم كه شروع به داد و اعتراض به اين همه غيرت راننده تاكسي و اين خانم كه در كمال آرامش مي گفت پسرم تو جاي فرزند من هستي كردم حالا بي خيال بقيه ماجرا

به هر حال آقا يك همت همه جانبه مي خواهد كه با هم پيمان ببنديم كه وقتي جلو كسي نشسته ما سوار نشيم و هر وقت خواستيم جلو بشينيم با راننده طي كنيم كسي رو سوار نكنه

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 15:6 |  لینک ثابت   • 


 

یکشنبه نهم تیر 1387

به نام خدا

 

 

 

 

با سلام خدمت تمامي دوستان گلم

ان شاالله كه همتون خوب باشيد دماغتون چاق باشه و اون دماغ ديگتون پرملات(همون مخ رو مي گم كوجا رو داري مي گردي)

خب بالاخره ما هم به اصرار دوستان (چه خالي) و احساس مسئوليتي كه به دوش خود احساس مي كرديم اومديم و اين دكون رو باز كرديم.برام خيلي مشكل بود كه هي مي رفتم تو وبلاگ هاي ديگه نظر مي دادم بعد از اونور وقتي كه بچه ها مي خواستن بيان بازديد پس بدهند مي موندن كجا بيان !!! براي همين اين كولبه درويشانه رو راه انداختیم

حالا چی توش می خواهم بگذارم :

هر چي كه ببينم قشنگ و هم براي شما خوبه و هم در راستاي شخصيت من هست.من چون ماشالله نه اينكه خيلي آدم اجتماعي هستم رفيق زياد دارم از هر نوعي كه فكرش رو بكني براي همين اصلا انتظار نداشته باشيد كه هر پستي كه بزنم طبع باب همه باشه و لي خوب سعي مي كنم جمع رو در نظر داشته باشم.ولي اين رو مطمئن باشيد از اين عشق و عاشقي هايي كه تو بيشتر وبلاگ ها مي زنند اصلا نمي زنم .( فينگيل بچه هنوز فرق دوست دختر رو با مامانش نمي دونه مياد تو وبلاگش مي زنه مرا چشم در راه است شباهنگام ... بيشين يره يك قل دو قلت رو بازي كن تو رو چه به عاشقي واقعا جاي خنده داره)

كي ها به روز رساني بكنيم :

هر وقت كه حسش بياد ممكن تو يك روز ۴ بار به روز كنم اين دكون رو شايد هم تو يك هفته هيچ تغييري اعمال نشه.

خوب خوشگلا از همتون كه ما رو قابل مي دونيد و به اينجا سر مي زنيد پيشاپيش هم ازتون تشكر مي كنم

نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 1:21 |  لینک ثابت   •