چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
مثلهم کمثل الحمار
ان شاالله که حالتون خوب باشه ، ما هم حالمون خوبه از صبح رفتیم یک کار معوقه که یک سال هست می خواهم انجام بدم رو استارتش رو زدم الان کلی شادم.
داشتم با خودم فکر می کردم امروز درباره چی بنویسم که یهو یادم اومد نزدیک به لیالی قدریم پس چه بهتر در این مورد چیزی بنویسم.
عجب شبهای نورانی هست ولی از بعضی از کارهایی که تو این شب ها انجام می دهیم خیلی لجم میگیره.یکیش همین قرآن به سر گرفتن. طرف از ساعت 8 شب اومده تو مسجد سوره های عنکبوت ، روم ، دخان و... خونده بعد مناجات حضرت علی در مسجد کوفه بعد 5 شبانه روز نماز قضا بعد دعای جوشن کبیر تو همین بین یک نگاهی به ساعت می ندازه و ساعت 12 بله الان موقع یک مرثیه سرایی است ، مداح شروع می کنه به روضه خوندن بعد دما می ره بالا میگه آقا لباس ها رو دربیارین و یک سینه زنی پرشی ، همه رو هم که جو گرفته می بینه بغل دستیه داره محکتر سینه می زنه اون هم به خاطر اینکه کم نیاره قندون رو بر می داره می کوبه تو کلش از شدت درد یک یا حسن می گه و همه باز شور می گیرند و شروع می کنند به پرش. بعد از اینکه مراسم سینه زنی برای امام علی (البته اینجاش رو شک دارم برای امام علی بوده باشه )تموم شد.بلند گو اعلام می کنه دوستان میت لطفا خودشون رو جمع و جور کنند که حاجاقا می خواهد بیاد سخنرانی کنه.بله دیگه ساعت یک هست و سخنران در حال تبین این لیالی و مقام والای امام علی و دوستان پا منبری در حال پوشیدن لباس ، چرت پای منبر ، تعداد بسیار زیادی هم کار ضروری براشون پیش اومده و می رند بیرون . بعد از اتمام سخنان گوهربار مراسم قرآن به سر گرقتن هست.دوستان همه قرآن ها رو در میارند و روی سرشون می گذارند ، یکی رو عمامش می گذاره، یکی همچین رو سرش می گذاره که انگار تو سیرک و باید تعادلش رو بی دست حفظ کنه ، یکی دیگه برای اینکه چرتش هم نپره قرآن رو مگذاره بین کلش و دیوار ، قرآن هم نباید یک لحظه از سر جدا شده که اتصال قطع می شه دیگه سرتون رو درد نیارم وضعیتی آقا ، ماشاالله به هر امامی هم که می رسه باز دوستان یک قندون دیگه می شکونند و باز روضه خوانی و اینجاست که تو ذهنم با خودم می گم کمثل الحمار
ان شاالله که هیچ جا مراسمشون اینجوری نیست و عزیزان هم هیچ کدومشون تو این مایه ها نیستن ولی من خداییش دارم از این کار هایی که تو لیالی قدر هر ساله و هر سالی 3 بار انجام می دهیم خیلی لجم می گیره مخصوصا قسمت قرآن به سر گرفتنش.
بابا این همه دعای جوشن خوندیم چی شد . این همه سوره خوندیم به کجا رسید . این همه مثل جت نماز قضا خوندیم و از همه بدتر این همه قرآن رو مثل یک اوراد شفا دهنده مقامش رو پایین اوردیم و روی سرمون گذاشتیم به کجا می خواهیم بریم؟؟؟؟؟
آیا مشکل از ما بوده یا از این مضایل؟؟ اگه هم موقع قرآن به سر گرفتن از یکی بپرسن آقا برای چی همین قرآن رو به سر گرفتی می گه که ، این چه حرفی برادر مگه شما مرتدی ، برو پسر جان بگذار بک یا الله مون رو بگیم ، اصلا فضیلت شب قدر به این هست که قرآن رو بگیریم رو سرمون دیگه.

بعد از اون ور قرآن میاد می گه کمثل الحمار. یعنی خدا می گه بعضی ها مثل خر می مونند. آ خدا خر که خیلی بده ، یکم مودبانه تر بگو ، مثلا بگو کمثل وانت . خدا باز می گه نه کمثل حمار .من بهتون می گم که قرآن رو در سر بگیرید شما میاید قرآن رو بر سر می گیرید. درست مثل یکی که داره از گشنگی می میره بعد میاد یک جعبه ساندویچ رو سرش می گیره . خوب هم گردنش کج می شه هم از گشنگی می میره.
خر عیسی گر چه به مکه برند چون برگردد باز همان خر است ، حاجاقا خر که نمی شه. به هر حال دوستان علیکم انفسکم ، اول بیاین تکلیف خودمون رو با خودمون مشخص کنیم بعد بریم شبهای قدر شب زنده داری .
بیاین تصمیم بگیریم حداقل روزی یک آیه با معنی بخونیم که وقتی شب قدر قرآن رو روی سرمون گذاشتیم اون 365 آیه ای که با تفکر خوندیم بر قبلمون معنایش نزول کنه تا متوجه بشیم چرا باید شب قدر قرآن رو بر(در) سر بگیریم.
یادمون باشه که بالاترین عبادت تفکر است. همانگونه که روایت داریم که در شب قدر که بالاتر از 1000 ماه است اگر یک جا کسب علم بود و جایه دیگر شب زنده داری ، به کسب علم بپردازیم. حالا این به این معنا نیست که شب قدر بریم درس بخونیم بگیم گفتن آقا کسب علم بهتر است ، بلکه این روایت می خواسته بر روی تفکر تاکید کند ، که بیاین آقا ببینین تو این دعای جوشن کبیر چه معانی نهفته است ، به نظر من یک فرازش رو با تامل بخونیم خیلی بهتر از این هست که 1000 فرازش رو بدون فکر بخونیم ، رابطه این سوره هایی که شب قدر می خونیم چی هست و چه معانی رو در برگرفته ، حضرت علی تو مناجات مسجد کوفه خدا رو با چه نام هایی صدا زده و خودش رو با چه نامهاییی..........
به هر حال برامون خیلی دعا کنید. ما هم براتون دعا می کنیم.شنبه هم شاید به روز نکنم
(دوستان از دست ما ناراحت نشین, این الحمار که نوشتیم خودم هست داشتم حدیث نفش می گفتم یک موقع بی احترامی نشده باشه)
یا حق
شنبه بیست و سوم شهریور 1387
نمی دونم چی بنویسم ؟!!
خوبین ؟ اصلا نمی دونم چی می خواهم بنویسم ، ولی می دونم الان شنبه هست و باید وبلاگم به روز بشه. نمی دونم چم شده که تو این روز ها اصلا حال ندارم پایه سیستم بشینم. حالم یک جوریه ، خوب شایدم بد ، نه ولی خوبه چون هنوز احساس می کنم خدا خیلی هوام رو داره می پرسین چرا ؟

خوب به خاطر اینکه تو این چند روز داره خدا امتحان های سختی رو از من می گیره ، چند روز پیش هم یک اتفاقی تو خیابون برای من افتاد که خیلی ها ازش فرار می کردند ولی من تا آخرش واستادم ، شایدم به خاطر این هست که خیلی تند تند دلم برای امام رضا تنگ می شه ، شایدم به خاطر اینکه دلم می خواهد برم یک کنجی گیر بیارم و زار زاد گریه کنم به حال زار خودمون به این وضعیت دین که مظلومانه دارند ذبحش می کنند و ما هم ناخواسته و ندانسته داریم نقش دسته چاقو رو بازی می کنیم ، به این جماعت که کار هر کی به یک بنده خدا گیره و اون بنده خدا به یک بنده خدا دیگه و این سیکل داره می چرخه دور خودش درست مثل ما که داریم در 24 ساعت دور خودمون می چرخیم دریغ از اینکه گره گشا یک جایه دیگست ، به اینکه موقع افطار می مونم از کجا سفره شروع کنم به خوردند ولی درست چند کیلو متر پایین از خونمون ، نه چرا اینقدر بریم پایین شاید همین دور و برها یک خانواده دور هم نشستن و اونها هم موندن از کجا شروع کنند به خوردند چون سر سفرشون یک قرص نان و شاید هم یک تکه پنیر باشد و شایدم هم وقتی خواهرم رو می بینم گریه ام می گیرد ، یاد اون صحنه ای می افتم که توی سجاد دخترکی جوان ، نه فکر کنم خیلی کوچکتر بود ولی اینقدر آرایش کرده بود تا سنش بالا نشان دهد تا خریدارش زیاد شود و برچسبی بر پیشانیش زده بود که آبرو و حراج انسانیت از من و یک قرص نان از شما ، خدایا چرا ما رو با چیز های پوچ سرگرم کرده ای ، پدر و مادر را به فرزندانشان ، فرزندان را به پول پدر و مادرشان و دانشگاه ، دکتر رو به مریض ، مریض رو به دکتر ، استاد به دانشجو ، دانشجو رو به استاد ، سنخران رو به منبری ، منبری رو به سخنران ، خوب عزیز من اینها که همش خودتی هم پدری هم مادری هم پولی هم کلاس درسی هم تبی هم دکتری هم عالمی هم منبری ، خوب چرا ما رو اسیر این ها کردی؟؟
آی خدا دلم خیلی پر حالا من با این همه درد چطوری شب راحت بخوابم ، ما که هیچی داریم ادعا درمیاریم و شب ها راحت می خوابیم اون خوب هات دارند چطوری می خوابند ، اونها هم هیچی این رهبرمون با این همه درد چطوری شب ها می خوابه ، اونم هیچی امام زمانمون با این همه درد شب ها چطوریه می خوابه ؟؟ آره خوب می دونم نمی خوابه داره خون گریه می کنه . آقا می شه یک شب یک جایی خلوت بگیری بگی ما هم بیایم اون پشت دیوار بشینیم همنوا با شما بشیم.
ولی او می آید و پایان شب سیه ، سفید می شود و چون دوست ندارم مانند شب سیه باقی بمانم وقتی آقا میاد ، این غصه ها رو گوشه دلم باقی می گذارم و هیچی که نداشته باشیم آبرو که داریم ، از اون برای رفع این مشکلات مصرف می کنم حتی شده تنهایی ولی می دونم شما ها هم میاین. پس بیاین و دست ما رو هم بگیرید
خوب ظاهرا این حرف ها خودش یک پست شد خدا رو شکر تازه می خواستم برم دفترچه یاداشت هامو بیارم ، ولی فکر کنم دیگه لازم نباشه ، خدا هم یک قوت بده که بتونیم پست ها شاد بزنیم ، ولی خدایش نمی دونم این چه نوع غمه که بدش شادی میاره ، ولی خیلی از این شادی های دیگه بعدش غم میاد ، الان دیگه خیلی راحت شدم و یک لبخندی رو لبمون نشسته و الان حال میده بریم فوتبال نصف شبی. به هر حال از همه دوستانی که برامون دارند دعا می کنند خیلی ممنونم دعاشون داره بهمون می رسه ، این رو گفتم که خیال نکنید متوجه نیستیم ولی بازم دعا کنید که هنوز هم به شدت نیاز مندیم.
یا حق
چهارشنبه بیستم شهریور 1387
سرود عاشقی
به قول مامان بزرگ خدا بیامرزم کم کم داره ماه رمضون به هم هم می رسه (یازدهم ، دوازدهم ..)
چند روز پیش که داشتم در به در دنبال یک شعری می گشتم به یک چند بیتی بر خوردم که واقعا قشنگ بود ، گفتم اینجا بزنیم شما هم مشعوف بشین ، شایدم یک روز به کارتون بیاد.از شاعر گران مایه این شعر عذرخواهی می کنم چون اونجا یادم رفت اسم شعارش رو بنویسم الانم اصلا یادم نمیاد.

اذان بگو که ایستد دلم به سوی عاشقی
بگو که از حضور دل ، تمام سینه پر شود
دلم به جست وجوی حق ، رود به کوی عاشقی
به راه خون گردنم ، نشسته دست سبز دوست
به رد پای دست او ، گلو چو جوی عاشقی
خدا کند دعای دل به گوش عرشیان رسد
رسد دلم به مقصدش ، به آرزوی عاشقی
هوس به باغ سیب خود ، کشاند این غریبه را
انار دوست چاره ام ، به رنگ وبوی عاشقی
به راه راستم کشد ، دو تار موی کج روت
به قاف حق سفر کنم ، دگر به موی عاشقی
لبم چرا نمی شود ، تر از سرود تازه ای
جواب ها گرفته ام ز گفت و گوی عاشقی
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
عظمت آیات حق
دیشب یک روایت از مولای متقیان علی (ع) شنیدم که خیلی تکان دهنده بود و من رو حسابی تو فکر برد گفتم اینجا براتون بگذارم ، تا مجالی پیدا کنیم اندکی به فکر فرو برویم( مخصوصا تو این ماه مبارک)

مبادا کفار در عمل به قرآن از شما پیشی بگیرند
دوستان تو این روزه ها حسابی به دعاتون محتاجیم ، معرفت بزنید و ما رو هم تو خشاب چهل تایی نماز شبتون جا بدین.
یا حق
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387
سنت شکنی ماه رمضون

بله آقا ماه رمضون اومد ، من بهش می گم ماه سنت شکن اومد. ماهی که توش داره خدا موج می زنه . چرا اینقدر حضور خدا رو تو این ماه بیشتر احساس می کنیم ؟؟؟ اگه زرنگ باشی می فهی چون تو این ماه امر و نهی الهی موج می زنه : این کار رو بکن این کار رو نکن به این نگاه نکن به اون نگاه کن این لحظه بخور اون لحظه نخور این رو نگو این رو بخون و............
اگه یادتون باشه یک حرف از بهجت زدم=> برای قرب الهی فقط دو کار انجام بدهید : انجام واجبات و ترک محرمات. خوب کسی که حالا هر چی بیشتر بخواهد به خدا نزدیکتر بشه همش دنبال امر الهی هست و این ماه هم پر و سرشار از امر و نهی الهی است . حتما شنیدید که می گن ماه رمضان ماه مهمانی خداوند . بله خدا با همین امر و نهیش از ما تو این ماه داره پذیرایی می کنه و خوش به سعادت کسی که هر چه بیشتر خودش رو در مقابل این امر ونهی قرار می ده و این همین جواب فلسفه این است که در ماه رجب و شعبان اولیا خدا خودشون رو برای امر و نهی ماه رمضون آماده می کنند و وقتی ماه رمضان تموم می شه و امر و نهی الهی برداشته می شه شروع به گریه می کنند و برای اون همه امر دلشون تنگ میشه.

می دونید دوستان خدا امرش رو راحت به کسی نمی ده ، خیلی ناز میاره ، شما 2 روز میری تو مسجد معتکف می شی کلی به خودت سختی می دهی تا روز سوم برات واجب بشه و انجا امر الهی ظهور می کنه و به چه صفایی داره روز سوم و چه صعود داره وقتی داری از مسجد میای بیرون بچه ها به پهنای صورتشون گریه می کنند انگار که عزیزی از دست دادند چرا ؟ چون دیگه امر الهی برداشته شدش و تموم شد . و باید از مسجد خدا بری بیرون
بله عزیزان همین یک نکته رو بگم والتماس دعا و اون این که اسلام دین پویایی است و به شدت از یکنواختی و عادت بدش میاد از روزمزگی بدش میاد همش یک کاری میکنه که ما دچار عادتزدگی نشیم یکی دیگه از فلسفه های ماه رمضان هم همین است . الان خوب باید احساس کنی حداقل 60% از کار های روزمره که تو توی 11 ماه انجام می دادی الان دیگه اجازه نداری انجام بدهی و این بت روزمرگی و عادت شکسته می شود . از اون جالب تر وقتی وقتی ماه رمضان تموم می شه و اول شوال می رسه و عید سعید فطر می شه خدا اون روز رو بر تو روزش رو حرم کرده چرا ؟ چون تو عادت کرده بودی به روز گرفتن . بعد میگه این روز رو حق نداری روزه بگیری ولی از روز بعدش می تونی ولی می بینی که چون باز عادت شکست روز 2 شوال خیلی سخت هست روزه گرفتن.
خدایا من همینجا بهت بگم من طاقت دیدن عید فطر رو ندارم . میای دل داریم می دی . میای بهم می گی بنده من گریه نکن که امرم رو برداشتم ، حالا ناراحت نشنو من این روز رو برات عید میکنم که ، دلگیرم نشی ولی وای بر ما انسان های گناه کار که وقتی رمضان تمام می شود آهی می کشیم و می گوییم دیگر راحت شدیم.
به امید هر چه بیشتر غرق شدن در امر و نهی الهی
جمعه هشتم شهریور 1387
22 سال از بدعت یهود منتظر آقا بودم
با سلام خدمت دوستان
امروز می خواهم یک حرف های خیلی مهمی بزنم که فکر کنم کم جایی تا حالا شنیده اید شاید هم به عمق مسئله پی نبردید.مطلب این پستم درباره دشمن شناسی و یهود و بدعت هایی که در دین ما به وجود آورده اند و ما کورکورانه از آن پیروی می کنیم می خواهم صحبت کنم.

مطالبی که می گم بیشتر برگرفته شده از سخنرانی آقای تائب می باشه. این شخصیت مدت طولانی هست که در مغوله دشمن شناسی دینی و بلاخص یهود تحقیقات علمی و عملی داشته و به تازه گی شروع به ارائه آنها کرده است. اگه می خواهین به اهمیت این موضوع پی ببرید برید سی دی دشمن شناسی دینی آقای تائب در رهپویان وصال شیراز ( http://www.rahpouyan.com/ ) که به سرپرستی یک روحانی جوان به نام انجوی نژآد هست ببینید تا به مدت 3 ساعت بر روی صندلی میخ کوب بشید و حتی نتونید آب دهنتون رو پایین بفرستید. این سخنرانی ها اینقدر سنگین و افشاگرانه بود که ببینید بر روی صهونیست چقدر فشار وارد کرده بود که تصمیم به انجام یک عملیات تروریستی گرفتند و بر اثر بمب گزاری در داخل همین هیئت بخش اعظمی از این عزیزان رو به شهادت رساندن.صحنه نفجار رو می تونید برید و از اینجا ببینید (http://www.youtube.com/watch?v=LZaZbfyB2Tk )

خوب بریم سر بحث اصلیمون.اگه یک نگاه سریع به تاریخ بیاندازیم به راحتی می توانیم متوجه بشیم که جامعه مسلمین هر وقت ضربه ای سنگین به پیکره آنها وارد شد از عدم شناخت صحیح دشمن و یا بهتر بگم حق از باطل بوده است. که برای مثال می توانیم به واقعه عاشورا که یک جورایی به نماد عدم دشمن شناسی مسلمانان تبدیل شده است اشاره کنیم.زمانی که امام حسین به همراه 200 تا 300 نفر از زنان و مردان کاروانیان خویش از شهر مدینه می خواست خارج بشه مردم مدینه گفتند چرا می خواهید از شهر خارج شوی در شهر بمان و با یزید بیعت کن ولی امام گفت که یزید فاسد است و من با او بیعت نمی کنم ، مردم با شنیدن این حرف به تعجب آمدند و گفتند یزید فاسد است او خلیفه مسلمین است. این ماجرا گذشت و وقتی بعد از چند ماه همان کاروانی که از مدینه بیرون رفته بود دوباره به شهر بازگشت مردم با تعجب دیدن که مردان کاروان نیستند . این حسین ، قد قتل(کشته شد) . این عباس ، قد قتل. این و این و این .... در آن موقعه بود که شهر مدینه به حقیقت پی برد و دست به شورش زد )که حتی 10000 کشته مدینه در دو روز داد)ولی خوب دیگر دیر شده بود ، به چه قیمتی مسلمان بیدار شدند ، حسین رو دیگر از دست داده بودند.
خوب حالا این وسط ما چیکار کنیم برای شناخت دشمن ؟؟ بهترین راه و جوابش همین کتاب و سنت ما هست که تمام چیز ها رو کمال و تمام گفته است و گرنه اگه بخواهیم به اخبار و رسانه ها دل ببندیم همشون نه اینکه دست اون ها است دروغ می گند مانند برج های دوقلو و دروغ بزرگ رفتن به کره ماه توسط آمریکا برای اولین بار که به تازگی کشف شد 45 سال به کل دنیا دروغ گفته بودند( http://m_khajevand.allamehelli.ir/pg5.doc )

خوب حالا بریم ببینیم قرآن چی داره می گه. خودتون بهتر می دونید وقتی بخواهیم متوجه بشیم که تو یک کتاب نویسندش بیشتر روی چه چیزی تاکید داره باید بیبینم چه موضوعی رو بیشتر از همه تکرار کرده و روی آن توضیح داده است. وقتی یک نگاه گزار بر روی قرآن که دستورالعمل دین اسلام و کلام خدا است می اندازیم ، متوجه می شویم که بیشتر تاکید رو بر روی قوم یهود و هشدار های آنها کرده است . حتی در آخرین لحضات عمر پیامبر خداوند هنوز بر این قضیه تاکید دارد و آخرین آیه رو بر پیامبر وارد می کند و حجت رو بر مسلمان تمام می کند.لتجدن اشد الناس عداوه للذین امنو ، الیهود و الذین اشرکو (بطور مسلم ، دشمن ترین مردم نسبت به مومنان را ، یهود و مشرکان خواهی یافت)ایه 82 سوره المائده
حالا مگه این یهودی های بد بخت بیچاره چی می خواهند ؟ هیچی فقط دو کلمه می خواهن : کل دنیا
یهود میگه که و قالت الیهود ید الله مغلوله ( ایه 64 المائده) دست خدا با زنجیر بسته است.خوب حالا چرا دست خدا بسته است. می گن که چون تو ایه 47 سوره بقره خدا می گه انی فضلتکم علی العالمین ( من ، شما را بر جهانیان ، برتری بخشیدم).خوب بعدش چی ؟ بعد نداره دیگه خدا دستاش بسته است تا ما بریم کل دنیا رو بگیریم و بر کل دنیا برتری پیدا کنیم بعد تازه اونجا هست دستاش باز می شه !!! عجبااا
بعد یهود برای پیاده سازی این قضیه چند تا کار کرد اولیش این بود که مردم دنیا رو به 3 دسته تقسیم کرد. دسته اول که گروه درجه یک نام دارند همین یهودیها هستند.دسته دوم کسانی هستند که یهود رو به عنوان گروه درجه یک قبول دارند و باید به آنها خدمت کنند( یهود تو کتاب تحریف شده خودشون دارند که با این گروه مانند کسی که اسب خود را تیمار می کند و به آن غذا می دهد رفتار کنید تا بتواند برای شما کار کند) درست مثل کی ؟ مثل همین آمریکایی ها برای همین خدا تو قرآن گفته للذین امنو الیهود و الذین اشرکو.خوب حالا دسته سوم کیا هستند؟ این که پر واضح است سوال کردن نداشت . دسته سوم کسانی هستند که یهود رو به عنوان گروه درجه یک قبول ندارند و یک متر زیر زمین مال این ها است.

حتما تا حالا به پرچم اسرائیل دقت کرده اید .اون ستاره وسطش ستاره داوود هست که باید بر روی بیت المقدس قرار بگیرد و سپس از نیل تا فرات که نشانگر همین دو خط آبی هست ، به سیتره سلطه اسرائیل در بیاد و بعد از آن 6 پر ستاره در شش جهت زمین حرکت کند تا در آن سوی زمین به هم برسد تا آن موقع تمام دنیا در تسخیر یهود قرار بگیرد
حالا یک سوال ، می دونید اون دسته سوم شامل چند نفر می شوند؟؟ بله ، احسنت حداقل 1.4 میلیارد مسلمان که باید یهود برای دست یابی به این خواسته جهانی شدنش آنها رو بکشه . حالا با چی این همه جمعیت رو بکشه ؟ بمبهای خوشه ای که هر کدوم بیشتر از 500 نفر رو نمی کشند!! و این موقع بود که بمب اتم بوجود آمد.

اولین بار جنگ جهانی اول رو راه انداختن و در ادامه دوم را و بسیاری از مردم را کشتند و سپس عاملان جنگ سازمان ملل را تشکیل دادند و بر سقفش شورای امنیت
اولین بار بمب اتم را بر سر مردم ریختن و همه چیز را نیست کردند و سپس آژانس اتمی را راه انداختند و بالای سرش شورای حکام
اولین بار مردم یک کشور را سوزاندن ، کشورشان را گرفتن ، اسرائیل را تشکیل دادند و بعد هولوکاست را
می دونید یاد چی افتادم ؟ یاد آیه 11 سوره بقره که می گه و اذا قیل لهم لا تفسدو فی الارض قالو انما نحن مصلحون ( و هنگامیکه به آنها گفته شود در زمین فساد نکنید می گویند ما فقط اصلاح کننده ایم ) خیلی جالب هست نه!! درست مثل این آمریکا که با شعار اصلاح و حقوق بشر اومد تو عراق و افغانستان و همه چیز رو نابود کرد. خوب می دونید دیگه اولا که آمریکا 80 % مال یهود است و یهود داره امریکا رو می چرخونه و دوما دارند این ها نیل تا فرات رو دارند هموار می کنند. هر جای دنیا آتشی بلند بشه تش به همین یهودی ها ختم می شه . این بیچاره ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه 3 سال پیش گفت ما حزب الله رو به رسمیت می شناسیم . بیچارش کردند ، کشورش رو به خاک سیاه نشودند ، هر روز تظاهرات و کودتا
خوب حالا بریم سر بدعت هایی که یهود داره سر ما میاره یکم صحبت کنیم. یکی از فاکتور های مهم یهود صبر زیاد این قوم هست . 3000 سال است که دارند برای دسترسی به این هدفشون تلاش می کنند و هم اکنون توانستند 4 فاکتور اصلی قدرت در دنیا رو یعنی پول , رسانه , تجهیزات نظامی و مراکز بزرگ رو بدست بیاورند.آیا تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا دارند از مسلمان ها یک چهره خشن و تروریست می سازند .جوابش خیلی روشن هست دو گروه هستند که ادعا حکومت جهانی دارند یک گروه یهودیان و گروه دیگر مسلمان که این برای ما چه زمان محقق می شه ؟ زمانی که ولی عصر ظهور کنه ! حالا اون ها دارند چیکار می کنند دارند می گن آقا اگه این ها مسلموناش باشند ببینید امام زمانشون دیگه چه جنایتکاریه !! تو ذهن همه بلاخص ما بچه شیعه ها جا انداختنن که وقتی آقا بیاد کلی آدم رو می کشه و خونی به پا می کنه که نگو و نپرس و تا جایی پیش رفتن که این حرف: آقا ما سرمون رو آماده کرده ایم که بیای بزنیش را روی زبان همه مون انداختن. بله در زمان ظهور جمعیت زیادی از مردم هلاک می شوند ولی به دست کی و به وسیله چی ؟؟؟ تو قرآن داریم که قاتلو ائمه کفر یعنی آقا که بیاد سرآن و قله های کفر رو می زنه . خوب بقیه مردم چی کار می کنند؟جوابش خیلی راحت است .
اذاجاء نصرالله والفتح و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا فسبح بحمد ربک و استغفره انه کان توابا
هنگامیکه یاری خدا و پیروزی فرا رسد ، ببینی مردم گروه گروه وارد دین خدا می شوند ، پروردگارت را تسبیح و حمد کن و از او آمرزش بخواه که او بسیار توبه پذیر است.
بله عزیزان دل وقتی آقا بیاد مردم فوج فوج به دین خدا روی می آورند چون خدا توبه پذیر است و این درست بر خلاف آنچه که تصور می کردیم بود چون ما داشتیم از بدعت یهود پیروی می کردیم
ان شاالله که مطلب براتون مفید باشه ، مخصوصا می دونم برای اون هایی که درد دین دارند به درد می خورد نه اون هایی که دین خونگی دارند . باز هم شرمند که طولانی شد خوب چیکار کنم مطالب همینجور میاد خودش
در پناه خدا باشید ، یا حق
چهارشنبه ششم شهریور 1387
چند نکته در باب عبادت و نماز
عزیزان دل برای اینکه با این مشکل عدم بالا اومدن وبلاگ و ثبت نظرات در سیستم بلاگفا دیگه بخورد نکنید بهترین راه حل نصب مرورگر فایرفاکس هستش.این بلاگفا با اینترنت اکسپلور مثل اینکه پدر کشتتگی داره.
با سلام خدمت دوستان عزیز
دیدم تو پست قبلی یک اشاره ای به نماز اول وقت کردم گفتم تو این پست یکم درباره فلسفه نماز و نماز اول وقت مطلبی بزنم که این مطالب رو از تفسیر نماز آقای قرائتی و سایت آیت الله بهجت استخراج کردم.در ظاهر مطالب بسیار ساده و روان است ولی اگه روی اون ها کمی تفکر کنید می بینید گره همه مشکلاتمون بوسیله همین چند تتیر حل می شه.
هدف آفرینش
عبادت، هدف آفرينش ماست. قرآن مىفرمايد: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ«
كارهايى را كه انجام مىدهيم، اگر براى رضاى خدا باشد، عبادت است؛ گرچه مانند كسب و كار، تحصيل علم، ازدواج و يا خدمت به مردم، براى رفع نيازهاى خود يا جامعه باشد.
آنچه يك امر را عبادت مىكند، آنست كه به انگيزهاى مقدس انجام شود و به تعبير قرآن رنگ خدايى " صبغة اللّه " داشته باشد
بىتفاوتى نسبت به عبادت
حضرت علىعليه السلام مىفرمايد: اى انسان! چشمت روشن، اگر با گذشت اين همه سال از عُمرت (وبا داشتن اين همه استعداد، قابليت، امكانات، عقل، علم و وحى)، باز هم مثل حيوانى در چراگاهى گامى نهى و خوابى كنى.
افراد با تقوى كه وجودشان با نور الهى روشن شده، با هر نماز يك گام به جلو مىروند، زيرا نماز تكرار نيست، بلكه معراج است. پلّههاى يك نردبان همه مثل هم است، اما هر پله يك قدم انسان را رو به بالا مىبرد. چنانكه كسى كه چاه حفر مىكند، در ظاهر كارى تكرارى مىكند و همواره كلنگ مىزند، اما در واقع با هر كلنگى كه مىزند به عمق بيشترى مىرسد.
ركعات نماز در ظاهر تكرارىاند، اما در واقع پلّههاى بالا رفتن از نردبان كمال و عمق دادن به معرفت و ايماناند.
نمازگزار اجازه نمىدهد كه عمرش چراگاه شيطان و لگدكوب او گردد. امام زينالعابدينعليه السلام در دعاى مكارمالاخلاق از خداوند چنين مىخواهد: خداوندا! اگر عمر من چراگاه شيطان است، آن را قطع كن.
روحيه عبادت
پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله به جابربن عبداللّه انصارى فرمود: «اِنَّ هذَا الدّينَ لَمَتينٌ فَاَوْغِل فيهِ بِرِفْقٍ وَلا تُبَغِّضُ اِلى نَفْسِك عِبادَةَ اللَّهِ» همانا دين خدا استوار است، پس نسبت به آن مدارا كن (و زمانى كه آمادگى روحى ندارى عبادت را بر خود تحميل نكن) كه عبادت در نزد تو مبغوض شود.
در حديث ديگرى از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله مىخوانيم: «طُوبى لِمَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ وَ عانَقَها« خوشا به حال كسى كه به عبادت عشق ورزد و آن را همچون محبوبى در بر گيرد.
ميانهروى در عبادت
استاد شهيد مرتضى مطهرى نقل مىكند كه عمروعاص دو پسر داشت؛ يكى طرفدار حضرت علىعليه السلام شد و ديگرى طرفدار معاويه. روزى پيامبر به فرزند خوب عمروعاص (عبداللّه) فرمود: شنيدهام كه تو شبها را به عبادت و روزها را به روزه مىگذرانى، گفت بله يا رسول اللّه، پيامبر فرمود: من اين راه را قبول ندارم.
در سفارشات اسلامى آمده كه اوقات خود را چهار قسمت كنيد و سهمى را براى تفريح و لذّت بگذاريد كه اگر اينگونه عمل كرديد براى كارهاى ديگر نشاط خواهيد داشت.
قرآن كريم به يهوديانى كه در روز استراحت و تعطيل، به سراغ ماهيگيرى و كار مىرفتند عنوان متجاوز مىدهد: «وَ لَقَد عَلِمْنَا الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِى السَّبْتِ» ما از متجاوزين روز شنبه (كه حريصانه به سراغ كار مىرفتند) آگاهيم.
به هر حال حفظ نشاط و روحيه در عبادت، يك اصل است كه با ميانهروى حاصل مىشود.
فلسفه عبادت در قرآن
قرآن فلسفه نماز را ياد خدا مىداند؛ «أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى «
و ذكر خدا را مايه آرامش دلها؛ «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ«
و نتيجه آرامش دل را پرواز به ملكوت. «يَأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى رَبِّك«
قرآن در مواردى ديگر، دليل عبادت را تشكر از خداوند مىداند:
«اُعْبدوُا رَبَّكُمْ الَّذى خَلَقكُم«
پرستش كنيد پروردگارتان را كه شما را آفريد.
نماز و قصاص!
نه تنها در اسلام، بلكه در همه اديان الهى قانون قصاص مطرح است كه طبق آن كيفر كسيكه گوش قطع كند آنست كه گوشش بريده شود و كيفر كسى كه دندان بشكند آنست كه دندانش شكسته شود تا عدالت اجرا شود. يكى از موارد قصاص آنست كه دست دزد بايد قطع شود، ولى فقط چهار انگشت او، و كف دست باقى مىماند. زيرا قرآن مىگويد: «وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ «محلّ سجده براى خداست.
چون انسان هنگام سجده بايد كف دست خود را بر زمين گذارد لذا در كيفر سارق بايد به مسأله نماز و سجده توجه داشت و كف دست او را قطع نكرد تا حقّ عبادت حتى براى سارق هم محفوظ بماند!
نماز اول وقت
در تاريخ آمده، رهبر گروه صابئين كه نامشان در قرآن آمده است، دانشمندى مغرور و متعصّب بود. هر بار كه با امام رضاعليه السلام به گفتگو مىنشست زير بار نمىرفت، تا آنكه در جلسهاى چنان تار و پود افكارش در هم ريخت كه گفت: اكنون قلبم نرم شد و منطق شما را پذيرفتم. در اين هنگام صداى اذان بلند شد، امام رضاعليه السلام به قصد نماز جلسه را ترك كردند، دوستان امام هر چه اصرار كردند كه اگر لحظاتى جلسه را ادامه دهيد او و تمام پيروانش مسلمان مىشوند، فرمودند: نماز اوّل وقت مهمتر از بحث است، او اگر لايق باشد بعد از نماز هم مىتواند حق را بپذيرد. دانشمندِ صابئى كه اين صلابت و قاطعيت و تعبّد و عشق به حق را در امام ديد بيشتر علاقمند شد.
آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید»
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد


